قالب وبلاگ

حبل
و همگى به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید و نعمت‏ خدا را بر خود یاد کنید 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

درقیامت چهار گروه انسانها جایگاه بالاتری دارند:

  1. در شرایطی در زندگی توی دست انداز می افتند, اما سفره دل را پیش هر کس باز نمی کنند. خود را وامدار کسی نمی کنند. خود نگهدار و با ظرفیت اند, شخصیت خود را زیر سوال نمی برند, اگرکارد به استخوان آنان برسد, موضوع را با خدا طرح می کنند لاغیر.

  2. آدم های دست به خیری هستند. مثبت اند, به خواست هایی که روی در روی آنان قرار می گیرد معمولا نه نمی گویند, تبلیغات کاری که کرده اند را نمی کنند, کار خوب انجام می دهند, سفره غذای گرم برای نیازمندان به پا می دارند, کار خیر انجام می دهند, توفیق دارند منت نگذارند, چون منت گذاری کارخیر را باطل می کند. آبروی دیگران را حفظ کنند.

  3. بیماری است که در ملاقات فامیل جزیی اطلاعات هم از ناراحتی وارد شده به خود را نمی دهد, فقط درد خویش به طبیب می گوید, با طرح جزئیات بیماری خویش, مردم را اذیت نمی کند.

  4. به وی مصیبتی وارد شده, با برخورداری از ظرفیتی که دارد, مشکل خویش را به دیگران منعکس نمی کند. دادن و گرفتن نعمت های خداوندی و امتحانات ذات هستی بخش است. به رضای او راضی است. هرچه که دچار درد و اندوه شود بازهم برای خدا تعیین تکلیف نمی کند که زبان به گله بگشاید.

[ ۱۳٩٥/۳/٢٦ ] [ ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]
 

آیات مربوط به توصیف خداوند در قرآن

که اگر بر شقی خوانده شود، دلش نرم و سعید شود

آیایت پایانی سوره مبارکه حشر

 

اگر این قرآن را بر کوهى فرومى‏فرستادیم یقینا آن [کوه] را از بیم خدا فروتن [و] از هم ‏پاشیده مى‏دیدى و این مثلها را براى مردم مى‏زنیم باشد که آنان بیندیشند (۲۱)

 

لَوْ أَنزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَّرَأَیْتَهُ خَاشِعًا مُّتَصَدِّعًا مِّنْ خَشْیَةِ اللَّهِ وَتِلْکَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ ﴿۲۱﴾

اوست‏خدایى که غیر از او معبودى نیست داننده غیب و آشکار است اوست رحمتگر مهربان (۲۲)

 

هُوَ اللَّهُ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَالِمُ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَةِ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ ﴿۲۲﴾

اوست‏خدایى که جز او معبودى نیست همان فرمانرواى پاک سلامت[بخش و] مؤمن [به حقیقت‏حقه خود که] نگهبان عزیز جبار [و] متکبر [است] پاک است‏خدا از آنچه [با او] شریک مى‏گردانند (۲۳)

 

هُوَ اللَّهُ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَکَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یُشْرِکُونَ ﴿۲۳﴾

اوست‏خداى خالق نوساز صورتگر [که] بهترین نامها [و صفات] از آن اوست آنچه در آسمانها و زمین است [جمله] تسبیح او مى‏گویند و او عزیز حکیم است (۲۴)

 

هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْمَاء الْحُسْنَى یُسَبِّحُ لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ ﴿۲۴﴾

 

 

 

 

 

 

 

 

آیات آغازین سوره مبارکه حدید

آنچه در آسمانها و زمین است ‏خدا را به پاکى مى‏ستایند و اوست ارجمند حکیم (۱)

 

سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ ﴿۱﴾

فرمانروایى آسمانها و زمین از آن اوست زنده مى‏کند و مى‏میراند و او بر هر چیزى تواناست (۲)

 

لَهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ یُحْیِی وَیُمِیتُ وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ﴿۲﴾

اوست اول و آخر و ظاهر و باطن و او به هر چیزى داناست (۳)

 

هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ ﴿۳﴾

اوست آن کس که آسمانها و زمین را در شش هنگام آفرید آنگاه بر عرش استیلا یافت آنچه در زمین درآید و آنچه از آن برآید و آنچه در آن بالارود [همه را] مى‏داند و هر کجا باشید او با شماست و خدا به هر چه مى‏کنید بیناست (۴)

 

هُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ یَعْلَمُ مَا یَلِجُ فِی الْأَرْضِ وَمَا یَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا یَنزِلُ مِنَ السَّمَاء وَمَا یَعْرُجُ فِیهَا وَهُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ ﴿۴﴾

فرمانروایى [مطلق] آسمانها و زمین از آن اوست و [جمله] کارها به سوى خدا بازگردانیده مى‏شود (۵)

 

لَهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الأمُورُ ﴿۵﴾

شب را در روز درمى‏آورد و روز را [نیز] در شب درمى‏آورد و او به راز دلها داناست (۶)

 

یُولِجُ اللَّیْلَ فِی النَّهَارِ وَیُولِجُ النَّهَارَ فِی اللَّیْلِ وَهُوَ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ﴿۶﴾

 

 

 

 

[ ۱۳٩٤/۱/٢٧ ] [ ۸:٤٤ ‎ق.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]

به نام خدا

اعمال انفرادی شب 21 ماه مبارک رمضان 1393

الف  برای پاکی و طهارت خود از گناهان و معاصی و اشتباهات اعمال زیر را انجام میدهیم:

-1 برای خطاهای حُکمی که از جسم ما (اعضاء و جوارح همانند چشم، زبان، دست و پا و ...  سرزده است، از زبان مبارک

ائمه معصومین علیهم السلام آیات زیر را 14 مرتبه تلاوت میکنیم:

106 سوره مبارکه نساء : وَاسْتَغْفِرِ اللّهَ إِنَّ اللّهَ کَانَ غَفُورًا رَّحِیمًا

56 سوره مبارکه احزاب : إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیمًا

12 سوره مبارکه حجرات : وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِیمٌ

2- برای خطاهای اخلاقی که از نفس ما سرزده است:

14مرتبه آیه استغفار

 14 مرتبه آیه صلوات

14 مرتبه انتهای آیه 12 سوره مبارکه حجرات

 

3- برای خطاهای روحانی که از روح ما سرزده است همانند قسمهای نابجا، شرک و خطاهای اعتقادی:

 14 مرتبه آیه استغفار

14  مرتبه آیه صلوات

 14 مرتبه انتهای آیه 12 سوره مبارکه حجرات

 

ب ( برای ادای حقوق و دین ما نسبت به مخلوقاتی که در وجود جسمانی، نفسانی و روحانی ما مؤثر واقع شده، میشوند و خواهند

شد اعم از

 1-پدر و مادر

2-خویشاوندان

 3-دوستان و همکاران

 4-استادان

5-همسایگان

6-حقداران

 7-سایر مخلوقات اعمال زیررا برای هر کدام از 7 گروه انجام میدهیم:

 

14 مرتبه آیه 41 سوره مبارکه ابراهیم رَبَّنَا اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَیَّ وَلِلْمُؤْمِنِینَ یَوْمَ یَقُومُ الْحِسَابُ

14  مرتبه آیه استغفار

14 مرتبه آیه صلوات

ج( برای مسدود شدن نقشههای شیاطین جنی و انسی جهت وسوسه به ارتکاب معاصی و خطاها و در امان قرارگرفتن در

حصار ایمان الهی آیه شریفه 16 سوره مبارکه قصص را 14 مرتبه تلاوت میکنیم:

قَالَ رَبِّ إِنِّی ظَلَمْتُ نَفْسِی فَاغْفِرْ لِی فَغَفَرَ لَهُ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ

د( برای دوری از دشمنان و تبرّی از عدو و دوستی و تولّی با پروردگار، قرآن، پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت )یعنی مقام و عظمت(؛ دفع موانع فیض و رحمت و فرار شیاطین؛ نزول، جذب و بهرهمندی از فیوضات الهیه، 14 مرتبه آیات زیر را از طریق 14 معصوم تلاوت میکنیم. به سبب شب 21 ام ماه مبارک رمضان و شهادت حضرت امیرالمؤمنین بعد از هر مرتبه تلاوت آیات زیر یکبار به حضرت سلام میدهیم:

آیه 130 سوره مبارکه صافات ) سَلَامٌ عَلَى إِلْ یَاسِینَ ( ، آیه 79 سوره مبارکه صافات )سَلَامٌ عَلَى نُوحٍ فِی الْعَالَمِینَ( ، آیه

109 سوره مبارکه صافات )سَلَامٌ عَلَى إِبْرَاهِیمَ( ، آیه 120 سوره مبارکه صافات )سَلَامٌ عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ( ، آیه 181 سوره مبارکه صافات )وَسَلَامٌ عَلَى الْمُرْسَلِینَ( ، آیه 58 سوره مبارکه یس )سَلَامٌ قَوْلًا مِن رَّبٍّ رَّحِیمٍ( وآیه 5 سوره مبارکه قدر)سَلَامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ ( وآیه 18 سوره مبارکه هود )أَلاَ لَعْنَةُ اللّهِ عَلَى الظَّالِمِینَ (

 

السَّلامُ عَلَیْکَ یَا امیرالمؤمنین صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکَ یَا علی بن اَبیطالب و رَحمَةُ الله و برَکا تُه

 

 

vکیفیت زیارت چهارم امام حسین )ع(

السَّلامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْد اللَّه صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْد اللَّه رَ حمَکَ اللَّهُ یَا أَبَا عَبْد اللَّه لَعَنَ اللَّهُ مَنْ قَتَلَکَ وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ شرکَ فی دَمکَ وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ بَلَغَهُ ذَلکَ فَرَ ضیَ به أَنَا إلَى اللَّه منْ ذَلکَ بَریءٌ .

vکیفیت نماز هر شب ماه مبارک رمضان :

نماز هر شب ماه مبارک رمضان دو رکعت است . در هر رکعت بعد از حمد سه مرتبه سوره مبارکه توحید و بعد از سلام بگوید

سُبحانَ مَن هُو حَفیظٌ لایَغفُل ، سُبحانَ مَن هُو رَحیمٌ لایَعجَل، سُبحانَ مَن هُو قائمٌ لایسَهوُ ، سُبحانَ مَن هُو دائمٌ لایَلهُو

 بعد از آن هفت بار تسبیحات اربعه را گفته و آنگاه بگوید : سُبحانَکَ سُبحانَکَ سُبحانَکَ یا عَظیمُ اغفر لیَ الذَّنبَ العَظیم و سپس 10 مرتبه صلوات بفرستد .

این نماز نیروی عجیبی دارد. هر چه از خدا می خواهی اگر آگاهی می خواهی، بخوان

این نماز در هر رکعت چهار سوره دارد، بعد از سلام هم چهار ذکر بسیار مهم دارد که این دو چهار باهم اند. و نیرو ایجاد می کنند اگر گرفتاری دارید بخوایند

شب اول در عرض حرکت کردیم

امشب در طول عبادت می کنیم. همان کاری که پیامبر و ائمه کردند و با چه زحمتی در طول حرکت کردند

الان شب قدر است و لیل است. صبح که آفتاب طلوع کند باز هم لیل است

تفاوت است بین نور کبریت، نور خورشد و نور الهی

فعلا همه جا و همه وقت لیل است تا حضرت ظهور کند

التماس دعا

 

[ ۱۳٩۳/٤/٢٩ ] [ ٩:۱٥ ‎ق.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]

به نام خدا

اعمال انفرادی شب 19 ماه مبارک رمضان 1393

الف ( برای ادای دین وحقوق خود نسبت به والدین اعمال ذیل را انجام می دهیم :

 

1- برای پدر و مادر اول ما یعنی حضرت آدم و حوا : 14 مرتبه آیه استغفار ) 106سوره مبارکه نساء( و 14 مرتبه آیه صلوات ) 56سوره

مبارکه احزاب (

آیه استغفار ) 106سوره مبارکه نساء( :           وَاسْتَغْفِرِ اللّهَ إِنَّ اللّهَ کَانَ غَفُورًا رَّحِیمًا

آیه صلوات ) 56سورهمبارکه احزاب):    إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیمًا

 

 

-2 برای پدر و مادر روحانی خود یعنی حضرت امیرالمومنین و حضرت زهراء ) س (19 مرتبه آیه استغفار

19  مرتبه آیه صلوات

3- برای پدر و مادر خود : 14 مرتبه آیه استغفار   و 14 مرتبه آیه صلوات

 

4- برای تمام کسانی که حق پدری و مادری بر ما داشته و خواهند داشت

14 مرتبه آیه استغفار

14 مرتبه آیه صلوات  

ب ( برای جبران خطاها و معاصی و دیون و اشتباهات ) اعضاء و جوارح ( جسمی و نفسی و روحانی خودمان اعمال زیر را انجام می دهیم :

1- آیه استغفار 19 مرتبه به منزله طهارت و پاکی

2- آیه صلوات 19 مرتبه به منزله اظهار تولی

3- آیه 18 سوره هود ، 19 مرتبه اظهار تبری : أَلَا لَعنةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِینَ

ج( برای خطاهای آتی که شیطان در کمین ما است تا ما را به خطا وادار نماید به جهت در امان بودن از وسوسه های ابلیس

برای ارتکاب به خطاهای آتی اعمال زیر را انجام می دهیم :

 

1- آیه 53 سوره مبارکه زمر را 5 مرتبه از زبان مبارک 5 تن آل عبا تلاوت می کنیم : -

قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ

2- پنج مرتبه ذکر " لا حَوْ لَ وَلا قُوَّ ةَ ا لّا بِالله اَلعَلیِّ العَظیمِ" را می خوانیم . -

3- هفت مرتبه صلوات کبیره را می خوانیم :

"صَلَواتُ اللهِ وَ صَلَواتُ مَلائکَتِه وَ اَنبیائهِ وَ رُسُلِهِ وَ جَمیع خَلقِهِ عَلَی مُحَمّد وآلِ مُحَمَّد والسَلامُ عَلَیهِ وَ عَلَیهم وَ رَّحْمَةُ اَللهِ

وَ بَرَکاتُه"

 

برای کل خطاهای گذشته و حال و در امان بودن از شرور جنسی و انسی و ابلیسی ، نماز رضای خصماء را اقامه

می کنیم :

کیفیت نماز رضای خصماء :

از پیغمبر اکرم ) ص ( روایت شده است که هر کس می خواهد خداوند خصماء را از او راضی کند ، باید 4 رکعت نماز

) به دو سلام ( در هر وقت که می خواهد بخواند . در رکعت اول بعد از حمد 25 بار توحید ، در رکعت دوم بعد از

حمد 50 بار توحید ، و در رکعت سوم بعد از حمد 75 بار توحید و در رکعت چهارم ، بعد از حمد 100 بار توحید خوانده

شود و بعد از سلام به طلبکاران هدیه گردد . پس اگر خصماء او به عدد رمل باشند ، خداوند به رحمت واسعه خود

آنها را راضی گرداند و نمازگزار بی حساب به بهشت رود با اول گروهی که وارد شوند .

د ( برای ادای دیون جمیع مخلوقات الهی که در رشد و تکامل وجودی ) جسمی و نفسی و روحی ( ما موثر بودند سوره مبارکه

واقعه ) 96 آیه ( و سوره مبارکه شمس ) 15 آیه ( تلاوت می کنیم . به عبارتی 110 آیه را به منزله حداقل 110 ختم قرآن می خوانیم.

همانطور که ملاحظه کردید همه موارد از قرآن است. استغفار و صلوات و لعنیه

امشب خودمان را عرضه می کنیم

یعنی در عرض عبادت می کنیم

بعد از اعمال انفرادی

نوبت به اعمال جمعی این شب عزیز است، قرائت

التماس دعا

[ ۱۳٩۳/٤/٢٩ ] [ ۸:٥٧ ‎ق.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]

 

انسان ممکن است در سه عرصه گناه کند

  1. ذهن
  2. رفتار
  3. کردار

همه گناهان بدند و ای کاش نشود. ولی مسلما گناهانی که در ذهن انجام می شود بدتر از گناه رفتار (از روی عادت و پنهانی) و آن بدتر از گناه کردار (آشکار).

زیرا که کسی که علنی دزدی می کند، هزینه اش را می پردازد.

دزد بیچاره ای که از دیوار مردم بالا می رود، را مقایسه کنید با آنکه مدام در ذهنش در حال دزدی و دست اندازی به مال و ناموس مردم است و یا پنهانی انجام هم می دهد، و البته مردم پشت سر او نماز هم می خوانند.

کدام بدتر است؟

فکر می کنم همه با من هم عقیده باشید که دومی به مراتب بدتر است.

البته منظور تایید گناهکار آشکار نیست. موضوع فرق بین این سه دسته است.

در آن دنیا با ذهن ما کار دارند.

گناهان ذهن درست است که اتفاق نیافتاده است و حتی اگر شرایط فراهم باشد، انسان بدلیل محدودیت های مخلف مرتکب نشود، اما مهم نیت است.

سه چیز است که باعث می شود انسان بد شود و در همه مشترک است:

1. جهل (ندانیم و می دانیم که نمی دانیم)

2. خطا (ندانیم که ندانیم و دفاع کنیم. جهل مرکب=کلاه شرعی)

3. خسران (سو نیت نسبت به خود، دیگران و طبیعت. انسان فقط در دو صورت سوء نیت ندارد: 1) انگاه که به دنبال کشف حقیقت است و 2) آنگاه که بخواهد آلام سایر انسان ها را کم کند د ربقیه موارد سوء نیت دارد. یعنی نیت غیر از دو مورد فوق سوء است )

دین ما دینی است که در آن إنّما الأعمال بالنیّات.

ای کاش در ذهنمان و نیتمان کار خیر بکنیم. که این کار نه هزینه ای و نه محدودیتی دارد.

خدایا به ما ظرفیت، لیاقت و توانایی خوب بودن عطا کن.

رمضان 1435

 

[ ۱۳٩۳/٤/٢۳ ] [ ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]

اکثر آیات قران در این زمنیه بلافاصله بعد از مسئله توحید مطرح شده که نشان از اهمیت موضوع نیکی به پدر و مادر دارد.

وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ لاَ تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللّهَ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَقُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْنًا وَأَقِیمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّکَاةَ ثُمَّ تَوَلَّیْتُمْ إِلاَّ قَلِیلًا مِّنکُمْ وَأَنتُم مِّعْرِضُونَ

﴿۸۳﴾


سوره ۲: البقرة - جزء ۱

 

و چون از فرزندان اسرائیل پیمان محکم گرفتیم که جز خدا را نپرستید و به پدر و مادر و خویشان و یتیمان و مستمندان احسان کنید و با مردم [به زبان] خوش سخن بگویید و نماز را به پا دارید و زکات را بدهید آنگاه جز اندکى از شما [همگى] به حالت اعراض روى برتافتید

(۸۳)

+


قُلْ تَعَالَوْاْ أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّکُمْ عَلَیْکُمْ أَلاَّ تُشْرِکُواْ بِهِ شَیْئًا وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلاَدَکُم مِّنْ إمْلاَقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُکُمْ وَإِیَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ

﴿۱۵۱﴾


سوره ۶: الأنعام - جزء ۸

بگو بیایید تا آنچه را پروردگارتان بر شما حرام کرده براى شما بخوانم چیزى را با او شریک قرار مدهید و به پدر و مادر احسان کنید و فرزندان خود را از بیم تنگدستى مکشید ما شما و آنان را روزى مى‏رسانیم و به کارهاى زشت چه علنى آن و چه پوشیده[اش] نزدیک مشوید و نفسى را که خدا حرام گردانیده جز بحق مکشید اینهاست که [خدا] شما را به [انجام دادن] آن سفارش کرده است باشد که بیندیشد

(۱۵۱)

 

+


وَوَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهًا وَوَضَعَتْهُ کُرْهًا وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِینَ سَنَةً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَعَلَى وَالِدَیَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِی فِی ذُرِّیَّتِی إِنِّی تُبْتُ إِلَیْکَ وَإِنِّی مِنَ الْمُسْلِمِینَ

﴿۱۵﴾

این آیه به صراحت بیان می کند:


سوره ۴۶: الأحقاف - جزء ۲۶

و انسان را [نسبت] به پدر و مادرش به احسان سفارش کردیم مادرش با تحمل رنج به او باردار شد و با تحمل رنج او را به دنیا آورد و باربرداشتن و از شیرگرفتن او سى ماه است تا آنگاه که به رشد کامل خود برسد و به چهل سال برسد مى‏گوید پروردگارا بر دلم بیفکن تا نعمتى را که به من و به پدر و مادرم ارزانى داشته‏اى سپاس گویم و کار شایسته‏اى انجام دهم که آن را خوش دارى و فرزندانم را برایم شایسته گردان در حقیقت من به درگاه تو توبه آوردم و من از فرمان‏پذیرانم

(۱۵)

 

+


وَوَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ حُسْنًا وَإِن جَاهَدَاکَ لِتُشْرِکَ بِی مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ

﴿۸﴾

 


سوره ۲۹: العنکبوت - جزء ۲۰

 

و به انسان سفارش کردیم که به پدر و مادر خود نیکى کند و[لى] اگر آنها با تو درکوشند تا چیزى را که بدان علم ندارى با من شریک گردانى از ایشان اطاعت مکن سرانجامتان به سوى من است و شما را از [حقیقت] آنچه انجام مى‏دادید باخبر خواهم کرد

(۸)

 

+


وَاعْبُدُواْ اللّهَ وَلاَ تُشْرِکُواْ بِهِ شَیْئًا وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَبِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَالْجَارِ ذِی الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالجَنبِ وَابْنِ السَّبِیلِ وَمَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ یُحِبُّ مَن کَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا

﴿۳۶﴾

 


سوره ۴: النساء - جزء ۵

و خدا را بپرستید و چیزى را با او شریک مگردانید و به پدر و مادر احسان کنید و در باره خویشاوندان و یتیمان و مستمندان و همسایه خویش و همسایه بیگانه و همنشین و در راه‏مانده و بردگان خود [نیکى کنید] که خدا کسى را که متکبر و فخرفروش است دوست نمى‏دارد

(۳۶)

 

+


وَقَضَى رَبُّکَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِیَّاهُ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِندَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ کِلاَهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلًا کَرِیمًا

﴿۲۳﴾

 


سوره ۱۷: الإسراء - جزء ۱۵

 

و پروردگار تو مقرر کرد که جز او را مپرستید و به پدر و مادر [خود] احسان کنید اگر یکى از آن دو یا هر دو در کنار تو به سالخوردگى رسیدند به آنها [حتى] اوف مگو و به آنان پرخاش مکن و با آنها سخنى شایسته بگوى

(۲۳)

 

+

الله اکبر، الله اکبر،

شکر گزار من و پدر و مادرت باش، که بازگشت همه به سوی من است.

 

وَوَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِی عَامَیْنِ أَنِ اشْکُرْ لِی وَلِوَالِدَیْکَ إِلَیَّ الْمَصِیرُ

﴿۱۴﴾

سوره ۳۱: لقمان - جزء ۲۱


و انسان را در باره پدر و مادرش سفارش کردیم مادرش به او باردار شد سستى بر روى سستى و از شیر باز گرفتنش در دو سال است [آرى به او سفارش کردیم] که شکرگزار من و پدر و مادرت باش که بازگشت [همه] به سوى من است

(۱۴)


[ ۱۳٩٢/۱٢/۱٥ ] [ ٩:٠۸ ‎ق.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]

بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِندَ رَبِّهِ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ ﴿۱۱۲﴾

آرى هر کس که خود را با تمام وجود به خدا تسلیم کند و نیکوکار باشد پس مزد وى پیش پروردگار اوست و بیمى بر آنان نیست و غمگین نخواهند شد (۱۱۲)

سوره ۲: البقرة - جزء ۱

 

وَمَن یُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى وَإِلَى اللَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ ﴿۲۲﴾

و هر کس خود را در حالى که نیکوکار باشد تسلیم خدا کند قطعا در ریسمان استوارترى چنگ درزده و فرجام کارها به سوى خداست (۲۲)

سوره ۳۱: لقمان - جزء ۲۱

 

وَمَنْ أَحْسَنُ دِینًا مِّمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لله وَهُوَ مُحْسِنٌ واتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفًا وَاتَّخَذَ اللّهُ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلًا ﴿۱۲۵﴾

و دین چه کسى بهتر است از آن کس که خود را تسلیم خدا کرده و نیکوکار است و از آیین ابراهیم حق‏گرا پیروى نموده است و خدا ابراهیم را دوست گرفت (۱۲۵)

سوره ۴: النساء - جزء ۵

 

[ ۱۳٩٢/۱٢/٤ ] [ ٩:٠٧ ‎ق.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]

امام صادق (علیه السلام):
"نگه داشتن ایمان در آخر الزمان، مثل نگه داشتن ذغال گداخته در کف دست است."
جهت در امان ماندن از فتنه های آخرالزمان خواندن دعای غریق بسیار سفارش شده است.
"یا اَللهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمِ؛
یَا مُقَلِّبَ‌ القُلُوب ثَبِّتْ قَلْبِی عَلی دِینِک"
روزی امام صادق(علیه السلام) فرمود:
«به زودی شبهه‌ها شما را احاطه می‌کند و شما بدون پیشوای هدایت می‌مانید. از آن شبهات کسی نجات نمی یابد مگر کسی که دعا کند و دعای غریق را بخواند.»
عبدالله بن سنان سئوال کرد:
«دعای غریق چگونه است؟»

امام فرمود:
«یا الله یا رحمن یا رحیم،
یا مقلّب القلوب، ثبت قلبی علی دینک»
(ای تغییردهنده‌ی قلب‌ها، قلب مرا بر دین خودت تثبیت کن.»

عبدالله بن سنان چنین خواند:
«یا مقلب القلوب و الابصار ثبّت قلبی علی دینک.»

امام فرمود:
«خداوند مقلّب القلوب و الابصار هست، ولی دقیقا آنچه را من می‌گویم بگو:
«یا مقلب القلوب»، و چیزی بیش از آن نگو.»

منابع:
بحارالانوار، 52 / 148 حدیث 73
کمال الدین


[ ۱۳٩٢/۱٢/۳ ] [ ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]

میگویند: عالمی از دانش آموزش پرسید:
چه مدتی است که در نزد من برای طلب علم می آیی؟
دانش آموز گفت: سی و سه سال است.
عالم پرسید در این مدت چه آموخته ای؟
... دانش آموز گفت: هشت چیز.
عالم گفت: إنا لله وإنا إلیه راجعون. عمرت با من تلف شد و فقط هشت چیز آموخته ای؟!
دانش آموز گفت: ای استاد چیزی جز این نیاموخته ام و دوست ندارم که دروغ بگویم.
استاد گفت: آن هشت چیزی چیست؟ میشنوم.
دانش آموز گقت:

اول : به مردم نگاه کردم دیدم هر کس محبوبی دارد ولی هرگاه به قبر سپرده می شود همه محبوبانش او را تنها می گذارند؛ لذا نیکی ها را محبوبم قرار دادم تا مرا در قبر تنها نگذارند.
دوم: وقتی این آیه را خواندم که خداوند فرموده است: " وأما من خاف مقام ربه ونهى النفس عن الهوى فإن الجنة هی المأوى"
(هر کس از جاه و مقام پروردگارش بترسد و نفس خویش را از هوای نفس باز داشته باشد قطعا بهشت جایگاه اوست.
لهذا سعی کردم نفسم را از هوای باز دارم تا اینکه مطیع فرمان الله باشد.
سوم: به مردم نگاه کردم هر کس چیزی گرانبهایی داشته باشد از آن مواظبت می کند تا گم نشود وقتی سخن خداوند را شنیدم که می گوید: " ما عندکم ینفذ وما عند الله باق "( آنچه نزد شماست فانی است و آنچه نزد خداوند است ماندگار و باقی می باشد). لذا هر چیز گرانبهایی را که یافتم در راه الله دادم تا خدواند از آن نگهداری کند.
چهارم: دیدم که هر کسی به مال و نسب و جاه و مقامش می بالد، وقتی به این آیه نظر کردم که خداوند می فرماید: " إن أکرمکم عند الله أتقاکم "( گرامی ترین شما در نزد خداوند با تقوا ترین شماست) لذا به بقوای چنگ زدم تا نزد خداوند گرامی و عزیز باشم.
پنجم: به خلق نگاه کردم دیدم که همدیگر را لعن و نفرین می کنند و سبب آن حسادت است، وقتی به سخن خداوند نظری انداختم که می گوید:
" نحن قسمنا بینهم معیشتهم فی الحیاة الدنیا "(این ماییم که معیشت آنان را در زندگی دنیا میانشان تقسیم کرده ایم) پس حسادت و چشم داشت به مال مردم را ترک کردم زیرا دانستم که قسمت و روزیم در دست خداوند است.
ششم: مردم را دیدم که با یکدیگر دشمنی می کنند، به سخن خداوند گوش دادم که می فرماید: "إن الشیطان لکم عدو فاتخذوه عدوا " (بی گمان شیطان دشمن شماست پس شما هم او را دشمن بدانید). لذا دشمنی مردم را رها کردم و به دشمنی با شیطان پرداختم.
هفتم: مردم را دیدم که برای بدست آوردن لقمه نانی از حلال و حرامی دریغ نمی کنند؛ به گفته خداوند اعتماد کردم که فرمود: " وما من دابة فی الأرض إلا على الله رزقها "( هیچ جنبنده ای بر روی زمین نیست مگر اینکه روزی آن بر خداوند است) دانستم که من هم یکی از این جنبنده گانم پس مشغول به آنچه که خداوند برایم واجب گردانیده شدم و باقی را ترک کردم.
هشتم: مردم را دیدم که هر کدام بر یکدیگر توکل می کنند.، به سخن خداوندی یقین کردم که فرموده است:
" ومن یتوکل على الله فهو حسبه "
( هر کس بر خداوند توکل کند "خداوند" برای او کافیست). پس توکل بر مخلوقات را ترک کردم و بر الله توکل کردم.استاد گفت: آفرین بر تو. این هشت چیز مرا به تعجب وا داشت و باعث شد که بر حالمان و رفتارمان با کتاب خداوند ( قرآن) و فهم آن بگریم

[ ۱۳٩٢/۱۱/۱۳ ] [ ٩:٠۳ ‎ق.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]

خواندن چه دعاهایى در سجده خوب است؟

در سجده خواندن این دعاها خوب است:

1- «یا لطیف ارحم عبدک الضعیف، یا جلیل ارحم عبدک الذلیل».

2- «یا ولى العافیة، اسئلک العافیة، عافیة الدین والدنیا والاخرة، بجاه محمدٍ و عترته الطاهرة، صلواتک علیهم اجمعین».

3- «اللهم انى اسئلک الراحة عند الموت والمغفرة بعد الموت والعفو عند الحساب».

4- «یا من له الدنیا والاخرة ارحم من لیس له الدنیا والاخرة».

5- «رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انک انت الاعزّ الاجلّ الاکرم».

6- «یا خیر المسؤولین و یا خیر المعطین، ارزقنى وارزق عیالى من فضلک فانک ذوالفضل العظیم» اما درباره دعاهاى فارسى، به ترجمه ادعیه مفاتیح الجنان مراجعه کنید. هم‏چنین کتاب الهى نامه آیت‏اللَّه‏حسن زاده آملى مفید است.

7- یا خیر المسؤولین و یا خیر المعطین، ارزقنى

 وارزق عیالى من فضلک فانک ذوالفضل العظیم

 »ای بهترین سؤال شده گان وای بهترین پاسخ دهنده

 وبخشندگان،بمن وعیالم از فضل خود روزی بدهبدرستی

  که توصاحب فضل عظیم هستی.

 

سجده ‏هاى واجب قرآن

براى سجده واجب قرآن همین اندازه که پیشانى را به قصد سجده بر زمین بگذارد، کافى است. البته گفتن ذکر مستحب است و هر ذکرى بگوید، اشکال ندارد ولى بهتر است بگوید: «لا اله الااللَّه حقا حقا، لااله الااللَّه ایمانا و تصدیقا، لااله الااللَّه عبودیة ورقا، سجدتُ لَکَ یا رَبِ تعبدا ورقا لا مستنکفا ولامستکبرا بل انا عبد ذلیل خائف مستجیر».

[ ۱۳٩۱/۱٢/۱٩ ] [ ٢:۳۳ ‎ب.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]

 

آنچه می‌آید مجموعه‌ای از دعاهای زیبای قرآن است که از زبان پیامبران،‌ صالحان و مومنان و... از خداوند متعال خواسته شده است.

این ادعیه نجات‌بخش متضمن سعادت و خوشبختی دنیا و آخرت انسان است که می‌تواند در هر موقعیتی خاصه در محراب عبادت، آذین لب‌ها و زینت‌بخش قنوت‌ نمازمان باشد.

استجابت دعا

دعاى براى پدر و مادر

رَبِّ اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَیَّ نوح آیه 26

پروردگارا! مرا، و پدر و مادرم را بیامرز

وَاغْفِرْ لِأَبِی إِنَّهُ کَانَ مِنَ الضَّالِّینَ شعرا آیه 86

و پدرم ( عمویم) را بیامرز، که او از گمراهان بود

رَبَّنَا اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَیَّ وَلِلْمُؤْمِنِینَ یَوْمَ یَقُومُ الْحِسَابُ ابراهیم آیه 41

پروردگارا! من و پدر و مادرم و همه مؤمنان را، در آن روز که حساب برپا مى‏شود، بیامرز

رَّبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانِی صَغِیرًا اسراء آیه 24

پروردگارا! همان‏گونه که آنها مرا در کوچکى تربیت کردند، مشمول رحمتشان قرار ده

 

دعاى براى همسر

رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّهَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا فرقان آیه 74

پروردگارا! از همسران و فرزندانمان مایه روشنى چشم ما قرارده، و ما را براى پرهیزگاران پیشوا گردان

دعا براى برادر

رَبِّ اغْفِرْ لِی وَلأَخِی وَأَدْخِلْنَا فِی رَحْمَتِکَ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ اعراف آیه 151

پروردگارا! من و برادرم را بیامرز، و ما را در رحمت خود داخل فرما، و تو مهربانترین مهربانانى

 

دعای مؤمنان در رابطه با مؤمنان دیگر

رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا وَ لِإِخْوانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونا بِالْإِیمانِ وَ لا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنا غِلًّا لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنا إِنَّکَ رَؤُفٌ رَحِیم‏ [حشر / 10]

پروردگارا! ما و برادران ما را که در ایمان بر ما پیشى گرفتند بیامرز، و در دلهایمان حسد و کینه‏اى نسبت به مؤمنان قرار مده، پروردگارا! تو مهربان و رحیمى‏

 

دعای بندگان خاص خدای رحمان

رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذابَها کانَ غَراما إِنَّها ساءَتْ مُسْتَقَرًّا وَ مُقاما [فرقان / 65 و 66]

پروردگارا! عذاب جهنم را از ما بر طرف گردان که عذابش سخت و شدید و پر دوام است‏ چرا که جهنم بد جایگاه و بد محل اقامتى است‏

 

دعای پرهیزکاران

رَبَّنا إِنَّنا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ قِنا عَذابَ النَّار ( آل عمران/ 16 )

پروردگارا! براستى که ما ایمان آورده ‏ایم، پس گناهان ما را ببخش و ما را از عذاب آتش حفظ فرما.

 

دعا برای نعمت دنیوی و رحمت اخروی

رَبَّنا اتِنا فِی الدُّنْیا وَ مالَهُ فِی‌الاخِرَهِ منْ خَلاقٍ. (بقرة/200)

پرودگارا  در دنیا رحمت و نعمت به ما عنایت کن هر که از رحمت تو محروم شد در آخرت بهره ندارد.

 

دعا برای دور کردن انسانهای بدکار

رَبَّنا اتِهِمْ ضِعْفَینِ مِنَ الْعَذابِ وَ الْعَنْهُمْ لَعْناً کَبیراً.(احزاب/68)

پروردگار ما، آنها که ما را گمراه نمودند عذاب آنها را دو چندان کن و از نعمتهای خود محروم ابدی فرما.

دعا برای آسان شدن کارهاى سخت

 وَ یَسِّرْ لِی أَمْرِی (طه آیه 26)

و کارم رابرایم آسان گردان

 

آرزوى بهتر از آنچه از دسته رفته

عَسَى رَبُّنَا أَن یُبْدِلَنَا خَیْرًا مِّنْهَا إِنَّا إِلَى رَبِّنَا رَاغِبُونَ (قلم آیه 33)

امیدواریم پروردگارمان (ما را ببخشد و) بهتر از آن به جاى آن به ما بدهد، چرا که ما به او علاقه‏مندیم!

 

دعای برای فزونی رحمت و گسترش عقل

رَبَّنا اتِنا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَهً وَهَیَّیْ لَنا مِنْ اَمْرِنا رَشَدًا(الکهف/10)

پروردگارا ما، از جانب خود بر ما رحمتی فرست و برای رشد عقلی ما وسایل هدایت و ارشاد آمده فرما.

 

استعاذه

رَّبِّ أَعُوذُ بِکَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّیَاطِینِ / وَأَعُوذُ بِکَ رَبِّ أَن یَحْضُرُونِ مؤ منون آیات ۹۷ و ۹۸

پروردگارا! از وسوسه‏هاى شیاطین به تو پناه مى‏برم / و از اینکه آنان نزد من حاضر شوند (نیز) -اى پروردگار من- به تو پناه مى‏برم!

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ (۱) مِن شَرِّ مَا خَلَقَ (۲) وَمِن شَرِّ غَاسِقٍ

إِذَا وَقَبَ (۳) وَمِن شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِی الْعُقَدِ (۴) وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ (۵)

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر بگو: پناه مى‏برم به پروردگار سپیده صبح، (۱) از شر تمام آنچه آفریده است؛ (۲) و از شر هر موجود شرور هنگامى که شبانه وارد مى‏شود؛ (۳) و از شر آنها که با افسون در گره‏ها مى‏دمند (و هر تصمیمى را سست مى‏کنند)؛ (۴) و از شر هر حسودى هنگامى که حسد مى‏ورزد! (۵)

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ (۱) مَلِکِ النَّاسِ (۲) إِلَهِ النَّاسِ (۳) مِن شَرِّ

الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ (۴) الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ (۵) مِنَ الْجِنَّهِ وَ النَّاسِ (۶)

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر بگو: پناه مى‏برم به پروردگار مردم، (۱) به مالک و حاکم مردم، (۲) به (خدا و) معبود مردم، (۳) از شر وسوسه‏گر پنهانکار، (۴) که در درون سینه انسانها وسوسه مى‏کند، (۵) خواه از جن باشد یا از انسان! (۶)

رَبِّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ أَنْ أَسْأَلَکَ مَا لَیْسَ لِی بِهِ عِلْمٌ هود آیه ۴۷

پروردگارا! من به تو پناه مى‏برم که از تو چیزى بخواهم که از آن آگاهى ندارم

 

تفویض

أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِیرٌ بِالْعِبَادِ (غافر/44)

من کار خود را به خدا واگذارم که خداوند نسبت به بندگانش بیناست

 

دعا براى آغاز کارها

بِسْمِ اللّهِ مَجْرَاهَا وَمُرْسَاهَا إِنَّ رَبِّی لَغَفُورٌ رَّحِیمٌ هود (هود/41)

به نام خدا بر آن سوار شوید! و هنگام حرکت و توقف کشتى، یاد او کنید، که پروردگارم آمرزنده و مهربان است

رَّبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّی مِن لَّدُنکَ سُلْطَانًا نَّصِیرًا (اسراء/80)

پروردگارا! مرا (در هر کار،) با صداقت وارد کن، و با صداقت خارج ساز! و از سوى خود، حجتى یارى کننده برایم قرار ده!

 

دعا پیروزى بر کافران

أَنِّی مَغْلُوبٌ فَانتَصِرْ (قمر/10)

من مغلوب (این قوم طغیانگر) شده‏ام، انتقام مرا از آنها بگیر

رَبِّ انصُرْنِی بِمَا کَذَّبُونِ مؤمنون (مؤمنون/26)

پروردگارا! مرا در برابر تکذیبهاى آنان یارى کن

رَبِّ انصُرْنِی عَلَى الْقَوْمِ الْمُفْسِدِینَ (عنکبوت/30)

پروردگارا! مرا در برابر این قوم تبهکار یارى فرما!

وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ (البقرة/250)

و ما را بر جمعیت کافران، پیروز بگردان

أَنتَ مَوْلاَنَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ (البقرة/286)

تو مولا و سرپرست مایى، پس ما را بر جمعیت کافران، پیروز گردان

 

دعا پیشواى متقین شویم

وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا (الفرقان/74)

و ما را براى پرهیزگاران پیشوا گردان

رَبِّ اجْعَلْنِی مُقِیمَ الصَّلاَهِ وَمِن ذُرِّیَّتِی (الإبراهیم/40)

پروردگارا: مرا برپا کننده نماز قرار ده، و از فرزندانم (نیز چنین فرما)

 

ذکر تسبیح الهى

سُبْحانَ الَّذِی سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا کُنَّا لَهُ مُقْرِنِینَ (الزخرف/13)

پاک و منزه است کسى که این را مسخر ما ساخت، وگرنه ما توانایى تسخیر آن را نداشتیم؛

سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنَّا کُنَّا ظَالِمِینَ (الأعراف/5)

منزه است پروردگار ما، مسلما ما ظالم بودیم

لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ (الأنبیاء/87)

«(خداوندا!) جز تو معبودى نیست! منزهى تو! من از ستمکاران بودم! »

سُبْحَانَکَ تُبْتُ إِلَیْکَ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِینَ (الأعراف/143)

خداوندا! منزهى تو (از اینکه با چشم تو را ببینم)! من به سوى تو بازگشتم! و من نخستین مؤمنانم!

سُبْحَانَکَ أَنتَ وَلِیُّنَا مِن دُونِهِم (سبأ/41)

منزهى (از اینکه همتایى داشته باشى)! تنها تو ولى مائى

رَبَّنَا افْتَحْ بَیْنَنَا وَبَیْنَ قَوْمِنَا بِالْحَقِّ وَأَنتَ خَیْرُ الْفَاتِحِینَ (الأعراف/89)

 

نیکی در دنیا و آخرت

رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النَّار ( بقرة / 201 )

پروردگارا! در دنیا به ما نیکى عطا کن و در آخرت نیز نیکى مرحمت فرما و ما را از عذاب آتش نگهدار.

پروردگارا! میان ما و قوم ما بحق داورى کن، که تو بهترین داورانى

رَبِّ إِنِّی لا أَمْلِکُ إِلاَّ نَفْسِی وَأَخِی فَافْرُقْ بَیْنَنَا وَبَیْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِینَ (المائدة/25)

پروردگارا! من تنها اختیار خودم و برادرم را دارم، میان ما و این جمعیت گنهکار، جدایى بیفکن

 

دعای زیاد شدن علم

رَبِّ زِدْنی‏ عِلْما ( سوره طه آیه 114 )

پروردگارا! علم مرا زیاد کن.

 

دعاى براى فرزندان و نوادگان

رَبِّ هَبْ لِی مِنَ الصَّالِحِینَ (صافات/100)

پروردگارا! به من از صالحان ( فرزندان صالح) ببخش

رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَیْنِ لَکَ وَمِن ذُرِّیَّتِنَا أُمَّهً مُّسْلِمَهً لَّکَ (بقرة/128)

پروردگارا! ما را تسلیم فرمان خود قرار ده! و از دودمان ما، امتى که تسلیم فرمانت باشند

رَّبَّنَا إِنِّی أَسْکَنتُ مِن ذُرِّیَّتِی بِوَادٍ غَیْرِ ذِی زَرْعٍ عِندَ بَیْتِکَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِیُقِیمُواْ الصَّلاَهَ

رَبِّ اجْعَلْنِی مُقِیمَ الصَّلاَهِ وَمِن ذُرِّیَّتِی رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاء (الإبراهیم/40)

پروردگارا: مرا برپا کننده نماز قرار ده، و از فرزندانم (نیز چنین فرما)، پروردگارا: دعاى مرا بپذیر

رَبِّ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ ذُرِّیةً طَیبَةً إِنَّکَ سَمِیعُ الدُّعَاءِ(آل عمران/38)

«خداوندا! از طرف خود، فرزند پاکیزه‌ای (نیز) به من عطا فرما، که تو دعا را می‌شنوی!»

رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّهَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا (الفرقان/74)

پروردگارا! از همسران و فرزندانمان مایه روشنى چشم ما قرارده، و ما را براى پرهیزگاران پیشوا گردان

  وَزَکَرِیا إِذْ نَادَى رَبَّهُ رَبِّ لَا تَذَرْنِی فَرْدًا وَأَنْتَ خَیرُ الْوَارِثِینَ(الأنبیاء/89)

و زکریا را (به یاد آور) در آن هنگام که پروردگارش را خواند (و عرض کرد): «پروردگار من! مرا تنها مگذار (و فرزند برومندی به من عطا کن)؛ و تو بهترین وارثانی!»

وَأَصْلِحْ لِی فِی ذُرِّیَّتِی (الأحقاف/15)

و فرزندان مرا صالح گردان.


فرآوری: شکوری

شبکه تخصصی قرآن تبیان

[ ۱۳٩۱/۱٢/۱٩ ] [ ٢:۳۱ ‎ب.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]

اعمال سرداب مقدس، جمعه 4/12/1391

انسان مدام در حال قضاوت است.

قضاوت یعنی تصمیم بر اینکه یکی حق است و دیگری نیست.

این قضاوتهای انسان از عالم الست شروع شده و از زمان اقرا کتابک.

قضاوت های انسان از مبدا تا معاد جاری است.

بشر برای دفع ضرر و جلب منافع ناگزیر به قضاوت است.

چون صاحب اختیار و تکامل طلب است

این قضاوت ها در امور جسمانی، نفسانی و روحانی است.

انسان در امور زیر قضاوت می کند:

در عزل و نصب

در حب و بغض

در تمابل و تنفر

امر و نهی

رد و اثبات

انسان به انواع زیر قضاوت می کند

لفظی

قلبی

عملی

 

به طور مرتب انسان مشغول قضاوت است.

قضاوت در مورد خود و دیگران

بنابراین باید مراقب قضاوتهای سه گانه باشد که بر اساس موازین است یا نه.

یعنی این قضاوتها که می کند: شرعا، طریقتا و حقیقتا صحیح باشد.

قضاوت باید مبنای شرعی داشته باشد، برمبنای حقیقتی باشد و اگر نبود این قضاوت شیطانی است

در قیامت نعم الهی یک به یک از انسان می پرسند که چرا در مورد ما قضاوت کردی.

مثلا نماز می گوید چرا من را ضایع کردی؟ چرا سبک شمردی؟

اقرا کتابک در اصول و فروع است. هر کدام از آنها تک تک از انسان سوال می کنند.

درست است که ریشه همه قدرتها به دست خداست ولی انسان اختیار دارد که جزو کدام گروه شود. (سابقون، یمین، شمال)

رستگاری و شقاوت انسان به این است که از قوه الهی چطور استفاده کند. چون اختیار دارد. همان زمانی که قالو بلی گفتیم، این اختیار ثابت شد.

بشر همانطور که اختیار دارد عصمت هم دارد و این نسبی است.

چطور شما وقتی به دیدار بزرگی می روید، به دیدار مراجع می روید، سعی می کنید هیچ خطایی از شما سر نزند، هیچ رفتار و گفتار زشتی از شما سر نزند، حتی برداش های خود را اصلاح می کنید، در آنجا یک عصمت نسبی دارید.

حالا در عالم که محضر خداست، چطور گناه می کنید.

چطور رعایت نمی کنید.

عصمت اولیای الهی در همه حال بوده

باید در همه لحظات نه فقط وقتی پیش بزرگی هستیم، نه فقط وقتی کسی به ما نگاه می کند، اشتباه و گناه نکنیم

همه اینها قضاوت است

ما در تشخیص قضاوت کردیم، قضاوت کذب کردیم، به غیر عدل قضاوت کردیم ، بی موقع قضاوت کردیم ، حکم نداشتیم قضاوت کردیم ، اذن نداشتیم قضاوت کردیم ، قضاوتی را شنیدیم و تایید و تکذیب کردیم، در قضاوت قسم یاد کردیم که حق نداشتیم، خداوند به خاطر غفلت در قضاوت ما را ببخشد.

__________________________________

نیابت: برای افرادی که به حق قضاوت کردند، در همه ادیان و مذاهب

حاجت: خداوند از غفلت ما در انواع قضاوت بگذرد و عفو شویم.

اعمال:

14 بار استغفار

14 گل صلوات

کفاره می دهیم

قرآن(سوره واقعه)

14 بار دعای مغفرت (اللهم اغفر للمومنین و المومنات و المسلمین و المسلمات)

14 بار دعای شفای مریضان (اللهم اشف کل مریض)

14 بار لاحول ولاقوة الا بالله العلی العظیم

14 بار دعای غریق (یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ)

زیات امام حسین (زیارت شماره 4)

نماز زیارت

شروع اعمال

زیارت امام زمان، علیه السلام، در سرداب مقدس (اعمال سرداب)

 

[ ۱۳٩۱/۱٢/٥ ] [ ۸:٠۱ ‎ق.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]

هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّی

هر چه داریم و هر خیری که می رسد از فضل و کرم پروردگار است. هر روز صبح این آیه را با خود تکرار کنید که یا دآوری شود، تا ملکه ذهن شود، تا باور کنید که هر چه دارید از خیر، از فضل اوست. و مبادا مغرور شویم.

سوره مبارکه نمل

قَالَ الَّذِی عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْکِتَابِ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَن یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُکَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِندَهُ قَالَ هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنِی أَأَشْکُرُ أَمْ أَکْفُرُ وَمَن شَکَرَ فَإِنَّمَا یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن کَفَرَ فَإِنَّ رَبِّی غَنِیٌّ کَرِیمٌ

﴿۴۰﴾

معنی:

کسى که نزد او دانشى از کتاب [الهى] بود گفت من آن را پیش از آنکه چشم خود را بر هم زنى برایت مى‏آورم پس چون [سلیمان] آن [تخت] را نزد خود مستقر دید گفت این از فضل پروردگار من است تا مرا بیازماید که آیا سپاسگزارم یا ناسپاسى مى‏کنم و هر کس سپاس گزارد تنها به سود خویش سپاس مى‏گزارد و هر کس ناسپاسى کند بى‏گمان پروردگارم بى‏نیاز و کریم است (۴۰)

 

 

 

[ ۱۳٩۱/۱۱/۱٦ ] [ ٧:٥٢ ‎ق.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]

از دیر باز قرآن کریم را به سی جزء مساوی تقسیم کرده اند.جزء (جزو) سی ام قرآن که با سوره نبأ آغاز می گردد، از گذشته های دور به صورت مستقل نوشته یا چاپ می شد و مورد استفاده قرار می گرفت.اولین ایه سوره نبأ )عمّ یتسائلون) است.پس وجه تسمیه جزو عم یا عمّ جزو آغاز این جزء با سوره ای است که با کلمه عم آغاز شد.)عمّ یتسائلون) یعنی مردمان از چه چیز گفت و گو و پرس و جو می کنند؟

از قدیم که آموزش ابتدایی در مکتبخانه ها انجام می گرفت و عموماً مکتب خانه ها عهده دار آموزش خردسالان بودند، عمَّ جزو،از جمله کتاب های درسی بود.در محاوره فارسی عباراتی نظیر این گفته و شنیده می شود که « فلانی سوادش در حد عم جزو است» یا «حتی عمَّ جزو هم نمی تواند بخواند».گفتنی است که حتی برخی از اهل فضل،که منشأ این کلمه و وجه تسمیه «عمَّ جزو» را نمی دانند و کلمه «عم جز»تنها از زبان ها به گوششان رسیده است، آن را به صورت«عمه جزو» می نویسند،به خیال اینکه میان این کتاب که معمولا نزد «عمه باجی»های مکتب دار می خواندند، و نام «عم جزو» ربطی وجود دارد.حتی لغت نامه دهخدا علاوه بر مدخل « عم جزو» مدخل « عمه جزو» هم دارد.

معمولاً کودکان را از سن پنج سالگی به مکتبخانه می فرستادند.شاگردان این مکتب ها بعد از یادگرفتن الفبا به خواندن جزء آخر قرآن،یعنی عم جزء می پرداختند.پس از آن آموزش حساب و ریاضی با خط سیاقت بود. پس از آن دیوان حافظ وگلستان سعدی را می خواندند و بر روی لوحه های چوبی مشق خط نستعلیق می کردند. در مکتب خانه ها نماز خواندن و احکام شرعی را هم به بچه ها یاد می دادند.

در این دوران،در برخی مکتب خانه های رسمی و مهم،پس از آموزش «عمّ جزو»،به کودکان مبتدی،کتاب های کوچک و ساده ای چون نان و حلوا،سنگتراش، عاق والدین، گرگ و روباه، شنگول و منگول، حسن و حسین،و تمام یا قسمت عمده ای از قرآن کریم تدریس می شد . مراتب بعدی به آموزش کتاب هایی با جنبه ادبی قوی تر و متون ادبی دشوارتر اختصاص داشت که از آن جمله می توان حیات القلوب و عین الحیات،نصاب الصبیان،تاریخ معجم،جهانگشای نادری،منشآت میرزا مهدی خان استرآبادی،و کتاب هایی از این نوع را نام برد.در این دوره ها، گاه جامع المقدمات نیز تدریس می شد.

در مکتب خانه،مکتبدار مرد را ملا یا آخوند و مکتبدار زن را عمه باجی می گفتند.مکتب ها معمولا در خانه های مکتبدارها تشکیل می شد.

کتاب عم جز با جمله زیبایی شروع می شد.کتابی بود با طرح جلد بسیار ساده و الفبای عربی و حرکات حروف و سوره های کوچک جزء سی ام قرآن.جمله)وهوالفتاح العلیم) (سوره سباء، ایه 26) اولین جمله ای بود که کودکان آن را از روی یک نوشته می خواندند.پس از آن جمله«رب یسر ولا تعسر سهل علینا یا رب العالمین» و پس از آن،حروف ابجد،هوز،حطی و… در برخی جزوه ها هم،پس از )وهو الفتاح العلیم) این بیت شعر بود:

بس مبارک بود چو فر هما اول کارها به نام خدا

در مکتب به بچه ها یاد می دادند که دست به صفحات قرآن نزنند لذا از نشان استفاده می کردند.این نشان،«چوب الف»نام داشت.چوب الف کاغذ باریکی است که لای قرآن می گذارند تا هم صفحه را گم نکنند و هم موقع خواندن با آن،ایات را دنبال کنند و دست به ایه نزنند.عبدالله مستوفی در خاطراتش در این باره گفته است:عم جزوی که برای من تدارک کرده بودند،با یک چوب الف کاغذی حاضر بود.آخوند بلافاصله مرا پیش طلبید.عم جزو را باز کرد)و هو الفتاح العلیم) را با شعر بعدش:بس مبارک بود… به من آموخت.( شرح زندگانی من، ج1، ص218)

در بسیاری از مکتب ها کودکان دانش آموز موظف بودند که علاوه بر یادگیری روخوانی قرآن کریم از روی همان کتاب عم جزو،سورههای کوچک قرآن را نیز حفظ کنند.

کتاب دیگری نیز در نظام آموزشی گذشته ایران وجود داشت که به آن «پنجلهم» که در واقع، همان پنج الحمد است،می گفتند.این کتاب کم حجم،مشتمل بر پنج سوره از قرآن بوده است که احتمالاً با حمد آغاز می شده است.برخی نویسندگان،این جزوه را همان عم جزو دانسته اند.

مرحوم جمال زاده در داستان«هُمزه و لُمزه» خاطره دوره تحصیلش را چنین بیان کرده است:«مرا وقتی به سن چهار یا پنج سالگی رسیدم،به مکتب گذاشتند.درسم چنان که مرسوم بود،با کتاب پنجلهم که همان عمه جزو تهرانی ها است شروع گردید.اولین جمله ای که به هزاران خون دل یاد گرفتم و ازبرم شد همان جمله هو الفتاح العلیم بود که ابواب را به روی روح کوچولویم مفتوح ساخت.آنگاه رسیدم به این بیت معروف:بس مبارک بود چو فرّ همای…(کهنه و نو، سید محمدعلی جمالزاده،ص145)

امروزه نیز،در برخی کلاس ها و محفل های قرآنی برای سهولت در آموزش و حفظ قرآن کریم، از جزو سی ام قرآن یا همان عم جزو که به صورت مستقل به چاپ رسیده است،استفاده می کنند.

پدید آورنده : سید محسن موسوی آملی ، صفحه 58

منبع: http://www.hawzah.net/

[ ۱۳٩۱/۱٠/٢٥ ] [ ٤:۳٠ ‎ب.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]

به به، چه نمازی


فکرم همه‌جا هست، ولی پیش خدا نیست

سجاده زر دوز که محراب دعا نیست

 

گفتند سر سجده کجا رفته حواست؟

اندیشه سیال من ـ ای دوست ـ کجا نیست؟

از شدت اخلاص من عالم شده حیران

تعریف نباشد، ابداً قصد ریا نیست

 

از کمیتِ کار که هر روز سه وعده

از کیفیتش نیز همین بس که قضا نیست

 

یک‌ذره فقط کُندتر از سرعت نور است

هر رکعتِ من حائز عنوان جهانی‌ست

 

این سجده سهو است؟ و یا رکعت آخر؟

چندی‌ست که این حافظه در خدمت ما نیست

 

ای دلبر من! تا غم وام است و تورم

محراب به یاد خم ابروی شما نیست

 

بی‌دغدغه یک سجده راحت نتوان کرد

تا فکر من از قسط عقب‌مانده جدا نیست

 

هر سکه که دادند دو تا سکه گرفتند

گفتند که این بهره بانکی‌ست، ربا نیست

 

از بس‌که پی نیم ‌وجب نان حلالیم

در سجده ما رونق اگر هست، صفا نیست

 

به به، چه نمازی‌ست! همین است که گویند

راه شعرا دور ز راه عرفا نیست

[ ۱۳٩۱/۱٠/۱۸ ] [ ۸:٤۸ ‎ق.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]

فریاد ای انسان ها

فریاد که به چه تکیه کرده اید؟

به که تکیه کرده اید؟

آهای مردم

وکیل شما کیست؟ چقدر قدرت دارد؟ پارتی داری یا نه؟

نامه شما رو کی امضا کرده؟

کسی رو می شناسی؟

وکیل شما حق الزحمه چقدر می گیره؟

ای داد از این وکلای ضعیف ولی مغرور

وکیل خوب و کامل اگر خواستی به قرآن مراجعه کن

هم قدرت منده، هم مهربان، هم عادله هم انصاف داره، هم همه چیز به دست اوست، همه بازگشت همه بسوی اوست، هم عزیزه، هم شما رو خیلی دوست داره!

به همین علت من برای شما نتیجه جستجحوی خودم رو می گذارم

گزیده آیات مربوط به توکل در قرآن کریم

سوره     
     قُلْ هُوَ رَبِّی لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَإِلَیْهِ مَتَابِ ﴿۳۰﴾
احزاب    وَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ وَکَفَى بِاللَّهِ وَکِیلًا ﴿۳﴾
انفقال    وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ فَإِنَّ اللّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ ﴿۴۹﴾
ممتحنه    رَّبَّنَا عَلَیْکَ تَوَکَّلْنَا وَإِلَیْکَ أَنَبْنَا وَإِلَیْکَ الْمَصِیرُ ﴿۴﴾
هود    إِنِّی تَوَکَّلْتُ عَلَى اللّهِ رَبِّی وَرَبِّکُم مَّا مِن دَآبَّةٍ إِلاَّ هُوَ آخِذٌ بِنَاصِیَتِهَا إِنَّ رَبِّی عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ ﴿۵۶﴾
طلاق    وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا
انفال    وَتَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ ﴿۶۱﴾
زمر    حَسْبِیَ اللَّهُ عَلَیْهِ یَتَوَکَّلُ الْمُتَوَکِّلُونَ ﴿۳۸﴾
تغابن    اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَعَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ﴿۱۳﴾
یوسف    إِنِ الْحُکْمُ إِلاَّ لِلّهِ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَعَلَیْهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُتَوَکِّلُونَ ﴿۶۷﴾
احزاب    وَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ وَکَفَى بِاللَّهِ وَکِیلًا ﴿۴۸﴾
فرقان    وَتَوَکَّلْ عَلَى الْحَیِّ الَّذِی لَا یَمُوتُ وَسَبِّحْ بِحَمْدِهِ وَکَفَى بِهِ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِیرًا ﴿۵۸﴾
نسا    وَتَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ وَکَفَى بِاللّهِ وَکِیلًا ﴿۸۱﴾
هود    وَمَا تَوْفِیقِی إِلاَّ بِاللّهِ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَإِلَیْهِ أُنِیبُ ﴿۸۸﴾
توبه    حَسْبِیَ اللّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ ﴿۱۲۹﴾

التماس دعا

[ ۱۳٩۱/۸/٢٠ ] [ ٦:۳۳ ‎ب.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]

آیت الله بهجت فرمودند:

بهترین ذکر که از پیامبر (ص) به مار رسیده و در موردش فرموده "ایمنی امت من از ناراحتی" است:

لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إلاّ بِالله العَلیِّ العَظیم لاَمَلجَأ وَ لا مَنجأ مِنَ اللهِ إلاّ إلَیه

[ ۱۳٩۱/٦/٢٩ ] [ ٥:٤٦ ‎ب.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]

حضرت آیت الله محمد تقی بهجت فرمودند:

بهترین ذکری که از پیامبر (ص) به ما رسیده و در مورد آن فرموده اند که "ایمنی امت من از ناراحتی" است:

لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إلاّ بِالله العَلیِّ العَظیم لاَمَلجَأ وَ لا مَنجأ مِنَ اللهِ إلاّ إلَیه

[ ۱۳٩۱/٦/٢٩ ] [ ٥:٤٦ ‎ب.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]

حضرت آیت الله سید علی قاضی در پاسخ به سوال یکی از شاگردان خود برای رفع اضطرار، گرفتاری دنیوی و برون رفت از بن بست فرمودند:

5 مرتبه صلوات بفرست

آیت الکرسی بخوان

سپس بدون آنکه بر زبان جاری کنی، در دلت تکرار کن:

 

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی فِی دِرْعِکَ الْحَصِینَةِ الَّتِی تَجْعَلُ فِیهَا مَنْ تشاء

تا آنکه در کارت گشایش حاصل شود.


[ ۱۳٩۱/٦/٢٩ ] [ ٥:٤۱ ‎ب.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]

حضرت علامه حسن حسن زاده آملی

از ابن مسعود منقول است که از پیامبر اکرم (ص) شنیدم که هر کس سوره واقعه را هر شب بخواند هیچگاه محتاج نشود و نیز از امام صادق (ع) روایت شده گفتن لااله الّا الله، بهای بهشت است.

لااله الّا الله

[ ۱۳٩۱/٦/٢۸ ] [ ۸:٠٢ ‎ق.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]

 

آیه 143 سوره بقره

*وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهیداً وَ ما جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتی‏ کُنْتَ عَلَیْها إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَنْ یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ یَنْقَلِبُ عَلى‏ عَقِبَیْهِ وَ إِنْ کانَتْ لَکَبیرَةً إِلاَّ عَلَى الَّذینَ هَدَى اللَّهُ وَ ما کانَ اللَّهُ لِیُضیعَ إیمانَکُمْ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحیمٌ*

 

*و ما بدینسان شما را امتی معتدل و میانه رو قرار دادیم تا بر مردم گواه (راه درست) باشید چنانکه رسول (با رفتارهای معتدل و نیکوی خود) بر (درستی راه) شما گواه است*

*اینک از امت اسلامی به میانه روی و اعتدال یاد شده است و علمای اخلاق و حکمای بزرگ حفظ تعادل و حد وسط را به پیروی از ارسطو اصل همه فضیلت‌ها دانسته‌اند چنانکه شیخ محمود شبستری گفت:

همه اخلاق نیکو در میانه است          که از افراط و تفریطش کرانه است

در فرهنگ غرب نیز میانه روی، که آن را گاهی حد وسط طلایی خوانده‌اند، همان پرهیز از افراط و تفریط است که دو رذیلت در دو سمت فضیلت قرار دارد.

*مقصود از میانه روی به عنوان خط فضیلت این نیست که شخص مسیر متساوی الفاصله‌ای را با افراط و تفریط که دو جانب حد وسط است حفظ کند بلکه حد وسط که فضیلت محسوب می‌شود صفتی است و کمالی است در انسان که به کلی با دو سمت افراط و تفریط متفاوت است و ماهیت آن ارتباطی به آن دو رذیلت ندارد و گاه باشد که حد وسط از نظر ظاهر به یکی از دو جانب افراط یا تفریط نزدیک شود اما هیچ گاه عنوان رذیلت پیدا نمی‌کند.

*مولانا در مثنوی حد وسط را امر نسبی خوانده و گوید ممکن است کاری برای شخصی حد وسط شناخته شود و برای دیگری افراط باشد بنابراین فضیلت در شناخت و حفظ نقطه اعتدال در هر کار و در هر مقام و موقعیت است. مولانا همچنین می‌افزاید که :

این وسط در بانهایت می‌رود       که مر آن را اول و آخر بود

بنابراین در عشق که امری بی نهایت است حد وسط وجود ندارد بلکه هر چه در آن افراط کنند و حرص ورزند زیبنده است.

حرص اندر عشق تو فخر است و جاه       حرص اندر غیر تو ننگ و تباه (مثنوی)

 

*شیخ محمود شبستری گفته:

اصول خُلق نیک آمد عدالت        پس از وی حکمت و عفت، شجاعت

اخلاق اسلامی بر چهار وصف عدالت و حکمت و عفت و شجاعت استوار است: عدالت، پرهیز از ظلم است و حکمت حفظ اعتدال میان زیرکی‌های شیطانی و بلاهت‌های حیوانی است. عفت، پرهیز از حرص در شهوت از یک طرف و خمود و سردی و خستگی و بی اعتنایی به شهوت از سوی دیگر و شجاعت دوری از جبن و بزدلی از یکسو و تهور و بی باکی و گستاخی از سوی دیگر است.

*برای تفصیل بیشتر در باب میانه روی و شرح فضایل و رذایل می‌توان به دو کتاب اخلاق یکی از ارسطو که «اخلاق نیکوماک» نامیده شده و دیگر کتاب «اخلاق ناصری» از خواجه نصیرالدین طوسی مراجعه کرد.

*این آیه امت اسلامی را به شرط پیروی از خط اعتدال گواه و شهید و شاهد بر دیگر مردمان کرده است، چنانکه رسول که خود تجسم معنی اعتدال است بر امت اسلامی شاهد و گواه باشد. مقصود خداوند این است که ما با وضع قوانین و احکام اسلامی شما را در موضعی قرار می‌دهیم که اگر بدان احکام عمل کنید در عالم نخبه و یگانه می‌شوید و ملت‌های دیگر می‌توانند از شما سرمشق بگیرند چنانکه شما از رسول سرمشق می‌گیرید و اگر نخبه و محبوب عالمیان نشده‌اید بدانید که راه رسول را نمی‌روید.

*این اعتدال معانی بسیار گسترده ای دارد که از جمله مهم‌ترین آن‌ها اعتدال در حفظ شئون دنیوی و امور اخروی است، چنانکه مردمان هم به دنیای خود بپردازند و هم از کار آخرت غافل نباشند. در حدیث آمده است: «من لا معاش له لا معاد له»، یعنی هرکس بر معاش دنیای خود به نحو شایسته ای همت نورزد او را از معاش آخرت نیز بهره ای نخواهد بود زیرا انجام کار دنیا از امور قریبه است به مراتب سهل‌تر است از امور آخرت که توجه به ارزش‌های متعالی‌تر و جاودانه است. پس هر که را همت کسب آن سهل‌تر نباشد چگونه به آن مشکل‌تر خواهد رسید؟

*با نگاه دقیق‌تر می‌توان گفت که کارها به دنیوی و اخروی تقسیم نمی‌شود بلکه انسان‌ها هستند که اگر روی در آخرت داشته باشند و مقصودشان از هر کار نیل به کمال نفس ناطقه آن‌ها باشد همه کارهایشان از خورد و خواب، خرید و فروش و زناشویی و شغل و حرفه و کار همه امور اخروی است و اگر آدمی روی در دنیا کرده باشد و دنیا را مطلوب مقصود نهایی خود داند همه کارهایش دنیوی است از نماز و روزه و حج و جهاد و تحصیل علم و غیره:

دنیا همگی عقباست اندر نظر عارف              دنیات چو عقبا شد دنیات مبارک باد

(دیوان شمس)

 

[ ۱۳٩۱/٦/٢٦ ] [ ٦:۱٢ ‎ب.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]

گاهی فقط لبانم ذکر می گویند. حواسم نیست. دلم جای دیگریست. فکرم در گیر مسائل روز مره است. و فقط زیر لب بی صدا ذکر می گویم. وقتی. اصلا یادم می رود نیت کنم. اذن بگیرم. فقط ذکر می گویم. بدون حضور. بدون تامل. گاهی یادم می افتد. که چه واژگانی بر لبم جاری می شود. به خودم می گویم: آهای، حواست هست.

این الفاظ هر کدامشان کلی کار میکند. یک "یا منتقم" کافیست تا ظالم نابود شود.

یک صلوات کافی است تا هر چه می خواهی همان شود.

گاهی که حواسمان حمع است، فکر کنیم که چطور با تمام ذرات وجودمان ذکر بگوییم.

تمام ذرات عالم در حال ذکر اند. بدن شما چند ذره دارد. اگر همه آن ذرات یک صدا ذکر بگوید، چه می شود. با تمام وجود اگر ذکر گفتید، اگر حالتان تغییر کرد، در آن لحظه نورانی هر چه از خداوند می خواهی بخواه. بزرگ بخواه، زیاد بخواه. از خدای بزرگ، چیزهای کوچک نخواهیم.

همین حضور در قران خواندن، نماز و دعا هم هست. اگر تمام کارهایمان و خصوصا عباداتمان با حضور باشد، که نور علی نور می شود!

[ ۱۳٩۱/٦/٢۱ ] [ ٥:۳٢ ‎ب.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]

مبایعه نامه

خریدار: خداوند کریم

فروشنده: انسان

مورد معامله: جان انسان

ثمن معامله: بهشت

زمان پرداخت: در دنیا و آخرت

الله اکبر. چه معامله ای، الله اکبر از این معامله، الله اکبر از این خریدار، الله اکبر از این فروشنده، الله اکبر، چه خریداری که خود می دهد و خود می خرد. چه فروشنده ناسپاسی که امانت را رعایت نمی کند، و به بهای اندک می فروشد.

می فروشد آنچه متعلق بدو نیست، الله اکبر از این خریدار

انسان باید زار بزند، فریاد بزند از شرایط این معامله،

که چه معامله ای را داریم از دست می دهیم

کجا می خواهی چنین خریداری گیر بیاوری؟

کجا بیشتر می خرند؟

اصلا نرخ داری؟

اصلا مالی برای فروش داری؟

از کجا آوردی؟

الله اکبر

تمام موجودات زمین برای انسان آفریده شده و این افتخار بزرگی است. اگر انسان قدر خود را بشناسد و بداند دارای چه ارزش والایی است، خود را ارزان نمی فروشد. در نظر استاد علامه طباطبایی حتی تسویه آسمان نیز به خاطر انسان است.

 امیرمؤمنان على علیه السلام فرمودند:

«انّه لیس لاَنفُسکم ثَمنٌ الاّ الجّنة فلاتَبیعوها الاّ بها» (نهج البلاغه حکمت 456)

«بدانید که جان شما هیچ بهایى جز بهشت ندارد پس آن را به کمتر از بهشت نفروشید


قرآن انسان را خلیفه خدا و عصارة خلقت و هدف آفرینش می‌داند که ارزش والایی دارد.
مشتری خود خداوند است که اعمال شایسته انسان را می‌خرد. که البته بر خریداران و دیگر از چند جهت امتیاز دارد:
الف) گران می‌خرد (به بهای بهشت)
ب)کارهای اندک را هم می‌پذیرند (فمن یعمل مثقال ذره خیراً یره- زلزال/7 )
ج) برای نیت‌های خیر هم پاداش می‌دهد.
د) کارهای فاسد و زشت را می‌پوشاند و خوبی‌ها را نمودار می‌کند (یا من اظهر الجمیل و سترالقبیح)

3) «نرخ» قیمت انسان و بهشت و رضوان الهی است و هر که خود را به کمتر از این بفروشد ضرر کرده و به تعبیر قرآن، گناهکاران خود را باخته و ضرر کرده‌اند (خسرواانفسهم).
در واقع اگر انسان قیمت و ارزش خود را بداند، حاضر نیست برای غیر خدا کار کند. (و توجه به این نکات‌ ما را به اخلاص نزدیک‌تر می‌کند، ان‌شاء‌الله.)

لابد شنیده اید که:

«بهشت را به بها دهند، نه به بهانه». سخنی است صواب و صحیح؛ چرا که برای بهشت نشینی باید بهایش را پرداخت و بی بها و به صرف بهانه نمی توان بهشتی شد. همانگونه که هر مسکنی در دار دنیا بهایی دارد و برای به دست آوردنش باید بهایش را پرداخت و به صرف بی خانمانی کسی خانه دار نمی شود! پس بدون حرکت و عمل، توقع بهشت نابجاست.

«إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاةِ وَالإِنجِیلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُم بِهِ وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ»
(یقیناً خدا از مؤمنان جان ها و اموالشان را به بهاى آنکه بهشت براى آنان باشد خریده ; همان کسانى که در راه خدا پیکار می کنند ، پس [ دشمن را ]می کشند و [ خود در راه خدا ] کشته می شوند [ خدا آنان را ] بر عهده خود در تورات و انجیل و قرآن [ وعده بهشت داده است ] وعده اى حق ; و چه کسى به عهد و پیمانش از خدا وفادارتر است ؟ پس [ اى مؤمنان ! ] به این داد و ستدى که انجام داده اید ، خوشحال و شاد باشید ; و این است کامیابى بزرگ.)


اما به راستی چه کسی را یارای پرداخت بهای بهشت است؟


.
«قُلْ هُوَ الَّذِی أَنشَأَکُمْ وَجَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِیلًا مَّا تَشْکُرُونَ»

(بگو : اوست که شما را آفرید و براى شما گوش و دیده و دل قرار داد ، ولى اندکى سپاس می گزارید.)


جناب سعدی چه خوب گفته
:«منت ‏خداى را عزوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت، هر نفسى که فرو مى‏رود ممد حیات است و چون که برآید مفرح ذات، پس در هر نفسى دو نعمت موجود و بر هر نعمتى شکرى واجب‏» «از دست و زبان که برآید کز عهده شکرش بدر آید».


شکر نعمت این است که نعمت را در مسیر قرب او به خدمت گیریم، و به راستی چه کسی را یارای شکر نعمات غیر قابل شمارش اوست؟ یکی از این نعمات زمان و وقت است، بینایی و شنوایی است، با یک محاسبه ساده متوجه خواهیم شد که اکثر عمرمان به کفران نعمت می گذرد و نه شکر آن، چرا که نعمات را در مسیر قربش به کار نمی بندیم. اگر آن عادل یگانه بخواهد با عدلش با ما برخورد کند که دیگر بهشت جز معدودی از اولیایش، کسی را نخواهد دید؛ اما اگر با فضلش برخورد کند، به دنبال بهانه ای ولو کوچک می گردد تا بندگانش را از جهنم رهایی بخشیده و به بهشت رهنمون سازد. به همین خاطر عرفا می گویند:«بهشت را به بهانه دهند، نه به بها» و اعمال و شکر ناچیز ما همین بهانه است اما، اگر به دنبال بهانه ای برای بهشت می گردیم، بهتر است که به بهانه های ناچیز خود اعتماد نکنیم و به دنبال بهانه های بزرگ و غیرقابل ردخور بگردیم و چه بهانه ای با ارزش تر از عصمة الله الکبری، ودیعة المصطفى و حلیلة المرتضى، «فاطمة الزهرا» سلام الله علیها؟ هم او که بهانه خلقت احمد و علی است. هم او که فاطمه نامیده شد، چرا که:« انما سمیت فاطمه لان اللَّه فطمها و محبیها عن النار». هم او که شیعیان خود را از میان اهل محشر جدا مى‏کند چنان مرغى که دانه‏هاى خوب را از بد جدا مى‏سازد. هم او که حتی شیعیانش نیز دیگران را شفاعت کرده و به بهشت می برند پس «بهشت را به فاطمه دهند».

 

 

[ ۱۳٩۱/٦/۱٩ ] [ ٦:۱۳ ‎ب.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]
پورمنصورى، صائب

داد و ستد با خدا به چه معناست؟ ویژگی آن چیست و چه مزایا و آثاری برای فرد و جامعه دارد؟
کنکاش پیرامون این سؤالات و این موضوع که انفاق در اسلام از چه جایگاهی برخوردار است، دستمایه مقاله حاضر است که در نگاه تحلیلی نویسنده مورد بحث و بررسی قرارگرفته است. با هم آن را می خوانیم:
¤¤¤

عرف داد و ستد

هر داد و ستدی، فروشنده و خریداری دارد و دراین میان چیزی که مالیت و ارزش خرید و فروش دارد ازسوی مالک و صاحب قانونی آن عرضه می شود و خریدار در برابر مالک شدن آن، چیز با ارزشی را می دهد.
با این داد و ستد چیزهایی جا به جا می شوند و هریک آن چیزی را که با رضایت و خشنودی گرفته مالک می شود.
همواره در داد و ستدهای ما حقی و مالی که از آن ماست جابه جا می شود. در هر نقل وانتقال و خرید و فروش ها هردو سوی معامله می کوشد تا چیزی را که به دست می آورد ازنظر ارزشی برابر باشد و یا نوعی برابری و هم ارزشی در آن وجود داشته باشد تا مغبون نشود و زیان نکند. از این رو هریک از دو سو براین باور است که دراین معامله سودکرده و زیان نبرده است و یا اگر زیانی دیده آن اندازه نبوده است؛ زیرا هدف وی به دست آوردن آن چیزی بوده که به نظر وی از ارزش دیگری برخوردار است که شاید به چشم نیاید.

تجارت با خدا

اما نوع دیگری از تجارت است که در آن صاحب حق و مال، در ازای پرداخت چیزی مال خودش را می خرد و این تنها میان خدا و بنده اتفاق می افتد. انفاق در راه خدا از مصادیق این معناست. خداوندی که خود مالک هستی و همه چیز آن است حاضر می شود تا همان چیزهایی را که مال خودش است از انسان بازخرد و درمقابل چیزی دیگر را با ارزش تر بدهد.

ویژگی تجارت با خدا

انفاق در راه خدا به تعبیر قرآن از اموری است که تجارت با خدا شمرده می شود و فروشنده نه تنها از عذاب دوزخ رهایی می یابد بلکه این فرصت برای او فراهم می شود که ازچشم پوشی و مغفرت و رحمت خداوند بهره مند گردد و بهشت رضوان را در آخرت از آن خود کند.
خداوند در آیه 10تا 12سوره صف می فرماید: ای کسانی که ایمان آورده اید آیا شما را به تجارتی رهنمون شوم تاشما را از عذاب دردناک رهایی بخشد؟ ایمان به من می آورید و در راه او به اموالتان مجاهدت می کنید... تا خداوند از گناهان شما درگذرد و شما را به بهشت هایی درآورد که از زیر درختان آن رودها روان است.
در آیه 29سوره فاطر از انفاق مال در راه خدا به عنوان تجارتی کسادناپذیر یاد می کند که هرگز زیانی در آن راه نمی یابد و بازار آن کساد نمی شود.
در آیاتی دیگر با کنایه وتعبیر لطیف از این داد و ستد به وام دادن به خدا یاد می کند (بقره آیه 245) و بیان می دارد که اگر شما به مستحقی انفاق مالی کنید و در راه خدا پولی را هزینه کنید آن که این مال را می گیرد در حقیقت خداست و پیش از آن که به دست او برسد در دستان خدا قرار گرفته است و این خداوند است که آن را دریافت و به بنده خود می دهد. خداوند در آیه 104 سوره توبه می فرماید: «الم یعلموا ان الله هو... و یاخذ الصدقات؛ آیا نمی دانید که خداوند... صدقات را می گیرد.
بنابراین در بینش قرآن و آموزه های وحیانی، انفاق در راه خدا از مصادیق تجارت با خدا دانسته شده که در آن فروشنده نه تنها زیانی نمی کند بلکه سود بسیار کرده و همواره تجارت و بازارش گرم خواهد بود و کسادی دراین بازار و تجارت راه ندارد.
خداوند نیز این کمبود مادی را که ازطریق انفاق ایجاد می شود به گونه ای دیگر درهمین دنیا جبران می کند و در مالش برکت می دهد. از این رو به کسانی که انفاق می کنند یادآور می شود از این که مالی از دستشان می رود اندوهگین نشوند زیرا خداوند درهمین دنیا آن را جبران می کند. (سبا آیه 39) بلکه نه تنها در این دنیا این کمبود را جبران می کند (انفال آیه 60) بلکه در همین دنیا به چند برابرش افزایش سرمایه می دهد. (بقره آیه 245 و 268)
در ارزش و اهمیت انفاق در راه خدا و این تجارت پر سود همین اندازه بس که خداوند تجارت با خدا را از ویژگی های بندگان خاص خود دانسته است که به جهت شناخت کامل از هستی و خالقیت و ربوبیت الهی به تجارت با وی مشغول می شوند.
در سوره انسان تجارت کنندگان با خدا را از ابرار برشمرده است که مقامی عالی است و همین بس که اهل بیت(ع) در توصیف قرآنی از مصادیق روشن آن می باشند. (انسان آیه 5 تا 8)

نماز و انفاق لازمه تقوا

اگر بخواهیم از ارزش انفاق سخن بگوئیم مطلب به درازا می کشد و تنها به همین مقدار بسنده می کنیم که قرآن انفاق را در کنار نماز که مصداق کامل و تمام عبودیت و پرستش است، قرار داده و در بسیاری از آیات و آموزه های دستوری به پیشینیان و نیز مسلمانان، از آنان خواسته است در راه خدا انفاق کنند. در نخستین آیات سوره بقره وقتی از ویژگی های متقین سخن می گوید می فرماید: الذین یومنون بالغیب و یقیمون الصلاه و مما رزقناهم ینفقون؛ متقین کسانی هستند که به غیب ایمان می آورند و نماز به پا می دارند و از آن چه روزیشان کرده ایم انفاق می کنند. (بقره آیه 3)
در این آیه دو نکته ظریف را می توان یادآور شد: نخست آن که فعل را در همه آیه، مضارع می آورد تا از دایمی بودن این شیوه در نزد متقیان خبر دهد و بیان کند که متقی کسی است که همواره در حوزه نظر و بینش و عقیده بر این باور است و به هر آن چه نهان و ناپیداست ایمان دارد و در حوزه عمل به دو کار نیک و صالح همواره پای بند است و دست از آن بر نمی دارد یکی آن که نماز به پا می دارد و حق خالقیت و روبیت خداوندی را در حد امکان به جا می آورد و دیگر آن که در راه او انفاق می کند. نکته دوم این است که در این آیه سخن از انفاق هر آن چه روزی شده به میان آمده است؛ بنابراین انفاق، خاص مال نیست بلکه از هر آن چیزی که خداوند به او روزی داده می بایست قدری را انفاق کند و به دیگران برساند. وی در این جا همانند واسطه فیض عمل می کند. پس، از دستی می گیرد و به دستی دیگر می رساند. این روزی می تواند مال یا علم و دانش و یا هر چیز دیگری باشد. بلکه جان را نیز شامل می شود، از این روی سخن از انفاق جان در راه خدا نیز شده است که این نهایت تجارت و اوج بندگی است که در آن رضوان خدا را به دست می آورد.
بنابراین اگر از زکات هرچیزی در روایات سخن رفته از این روست که متقی کسی است که از هر آن چه خدایش روزی می کند، چیزی را در راه خدایش می بخشد.
امیرمومنان در نهج البلاغه می فرماید: لکل شیء زکاه، و زکاه البدن الصیام؛ برای هر چیزی زکات است و زکات بدن روزه گرفتن است. امام باقر(ع) نیز می فرماید: زکاه العلم ان تعلمه عبادالله؛ زکات دانش، آموختن آن به بندگان خداست، و در برخی از روایات مشهور نیز آمده است که: زکاه العلم نشره؛ زکات دانش، آموزش آن به دیگران و انتشار آن در میان خلق است.

انفاق مادی، و معنوی

انفاق گاه مادی است مانند ساختن راه ها، بیمارستان ها، مدارس، پل ها، مساجد، خوابگاه های دانشجویی و صدها کار که سود و بهره اش را همگان می برند؛ و گاه معنوی که شامل آموزش دانش و تربیت و تعلیم و مانند آن می شود. (نگاه کنید: تفسیر قرطبی ج 1 ص 126 و مجمع البیان طبرسی ج 1 ص 122 و تفسیر نمونه ج 1 ص 74)
اگر انسان با خداوند معامله و تجارت می کند باید رعایت خریدار را بکند و چیز بد به او نفروشد. از این روست که خداوند به مومنان سفارش می کند که از بهترین چیزهایی که خداوند روزیشان کرده است انفاق کنند و چیز بد به خداوند نفروشند. (بقره آیه 215)
در قرآن بیان شده بهترین معیار برای این که تشخیص دهید چه چیزی بد و چه چیزی خوب و خیر است که می توان آن را انفاق کرد این است که به خودتان مراجعه کنید و آن چه را برای خود نمی پسندید برای خدا و دیگران هم نپسندید و آن چه را خود می پسندید و خیر و خوب می دانید همان را برای خدا و دیگران بخواهید. بنابراین بهترین معیار، خود انسان است که اگر چیزی را محبوب دانست از همان محبوبش انفاق کند: تنفقوا مما تحبون (آل عمران آیه 92)
در انفاق نه باید از نظر حجمی کم گذاشت و نه از نظر کیفیت و مطلوبیت کوتاهی کرد، با این همه نباید از آن سوی افراط غلتید و به دام اسراف و هلاکت افتاد؛ بنابراین انسان نباید در انفاق آن اندازه زیاد روی کند که خود را در رنج و هلاکت اندازد. (بقره آیه 195) و یا تنگدستی اندازد آن گاه خود را سرزنش کند و یا دیگران وی را بر این رفتار و عمل نکوهش نمایند: ولا تجعل یدک معلوله الی عنقک ولا تبسطها کل البسط فتقعد ملوما محسور (اسراء آیه 29)

امنیت اجتماعی انفاق

این تجارت نیکو و پر سود با خداوند آثار مهمی در دنیا و آخرت برای فرد و اجتماع به همراه خواهد داشت. در آیات قرآن به هر دو دسته آثار اشاره شده است ولی آن چه برای ما در این نوشتار مهم است نگاهی به آثار اجتماعی این پدیده است.
قرآن یکی از آثار مهم اجتماعی این عمل را ایجاد و گسترش امنیت در جامعه و بوجود آمدن سلامت اجتماعی آن می داند. بسیاری از مفسران بر این باورند که اگر انفاق در راه خداوند صورت نپذیرد جامعه دچار نوعی بحران می شود که نتیجه آن جز چیرگی دشمنان بر سرزمین های اسلامی نیست.
کسانی که در راه خدا از هر آن چه روزیشان کرده است انفاق می کنند، این فرصت را به دیگر اعضای جامعه می دهند تا خود را در سطح برابر قرار دهند و از عقب افتادگی مادی و معنوی رهایی یابند. گسترش تضادهای طبقاتی و یا افزایش آن، زمینه را برای ایجاد بحران داخلی فراهم می آورد و دشمن را برای هجوم ترغیب می کند.
این که خداوند در آیه 195 سوره بقره می فرماید در راه خدا انفاق کنید و با دستان خویش خود را به هلاکت نیاندازید، این به هلاکت انداختن در رابطه با مساله انفاق تنها زمانی معنا می یابد که انفاق به عنوان بازدارنده عمل کند و جلوی بحران اجتماعی را بگیرد. بنابراین انفاق به جهت آن که بحران تضاد را در اجتماع کاهش می دهد و نوعی اعتدال برقرار می کند زمینه تجاوز دشمن را کاهش می دهد.
انفاق، عاملی مهم در جلوگیری از گسترش ناامنی در جامعه است و از این نظر بسیار حایزاهمیت می باشد. (نگاه کنید: مجمع البیان ج 2 ص 516 و نیز المیزان ج 2 ص 64 و تفسیر کبیر فخر رازی ج 5 ص 149).

[ ۱۳٩۱/٦/۱٩ ] [ ٥:٠٦ ‎ب.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]

سیر تکاملی انسان به سوی خدا سیری صعودی است از همین رو خدای سبحان می فرماید:

وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْکُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَکُنتُمْ عَلَىَ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَکُم مِّنْهَا کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ لَکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ

و همگى به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید و نعمت‏خدا را بر خود یاد کنید آنگاه که دشمنان [یکدیگر] بودید پس میان دلهاى شما الفت انداخت تا به لطف او برادران هم شدید و بر کنار پرتگاه آتش بودید که شما را از آن رهانید این گونه خداوند نشانه‏هاى خود را براى شما روشن مى‏کند باشد که شما راه یابید . (آل عمران/103)

 

 


کوهنوردان برای صعود به صخره های بلندنیازمند طناب و دستگیره هستند تا سقوط نکنند .

وَکَیْفَ تَکْفُرُونَ وَأَنتُمْ تُتْلَى عَلَیْکُمْ آیَاتُ اللّهِ وَفِیکُمْ رَسُولُهُ وَمَن یَعْتَصِم بِاللّهِ فَقَدْ هُدِیَ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ

و چگونه کفر مى‏ورزید با اینکه آیات خدا بر شما خوانده مى‏شود و پیامبر او میان شماست و هر کس به خدا تمسک جوید قطعا به راه راست هدایت‏شده است . (آل عمران/101)

 

کوهنوردان، دنیا،پرتگاه سقوط

در زمین صاف و هموار کوهپایه ها که خطر سقوط و پرت شدن ما را تهدید نمی کند هیچکس به ما نمی گوید باید این طناب را چنگ بزنید پس زمانی که خطری ما را تهدید می کند این هشدار بسیار بجاست که مواظب و هشیار باشیم تا سقوط نکنیم.

این آیه خبر از پرتگاهی مخوف می دهد که با سقوط در آن به نیستی و نابودی می رسیم و زیباترین هشدار به همه انسانها ست.دنیا مانند پرتگاه است و انسانها همانند کوهنوردان هستند که قله انسانیت راه سعادت و تکامی آنان است.

 

هدف کوهنوردان

هدف کوهنوردان فقط فتح قله و رسیدن به آن است اگر اندکی بی توجهی کنند،به پرتگاه سقوط می کنند و در بدترین شرایط جوی تلاش و کوشش را لحظه ای ترک نمی کنند.غذای بسیار مقوی و اندک می خورند و پوشاکشان هماهنگ با سردی هواست.همه هم و غمشان رسیدن به هدف باارزشی است که معنای بودن و حیات را می دهد یک کلمه ترقی و رشد.هر چیز که مانع حرکت آنان شود در نظرشان ممنوع است.

انسانهای مومن هم هر خوراکی را نمی خورند و هر لباسی را نمی پوشند آنچه اسلام مهر جواز به آن زده است .حلال و مباح است در غیر اینصورت به حرام نزدیک نمی شوند چرا؟

یک دلیل بسیار قاطع و محکم حرام مانع رسیدن به قله قرب الی الهی است .

پرتگاه عصبانیت در خانه

ریسمان

مهمترین وسیله برای رسیده به قله است . این ریسمان حلقه اتصال است اگر هرکدام ریسمان را رها کنند سقوط می کنند.حبل الله،همان دین خداست که از عقاید و اخلاق و احکام تشکیل شده است و دین حقیقت و احدی است که در قرآن و عترت ظهور کرده است.قرآن حبل ممدودی است که از آسمان به سوی زمین و زمینیان آویخته شده است یک ظرف این طناب به دست خدای سبحان و طرف دیگرش در دست ماست.

امت اگر به این حبل الهی دسترسی پیدا کند خود این طناب او را نگه می دارد و بالا میبرد و اگر کمی بکوشد و حرکت کند و به آن مرتبط گردد رفیع خواهد شد ،زیرا این طناب نظیر دیگر طنابهای آویخته ایستا نیست که خود انسان باید بالا برود بلکه طنابی پویاست و طنابی که انسان را بالا می کشد طنابی است دائما درحال تنزل و ترقی انسان را رها نمی کند مگر آنکه خود شخص دستش را از آن رها کند.

فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ

پس هر کس به طاغوت کفر ورزد و به خدا ایمان آورد به یقین به دستاویزى استوار که آن را گسستن نیست چنگ زده است و خداوند شنواى داناست(بقره/256)

مومن باید با تحصیل و حفظ عقاید صحیح و اخلاق و اعمال منطبق با احکام اعتصام خود را با حبل الهی ثابت کند.

 

چاه طبیعت،دنیا

خداوند به افرادی که در چاه طبیعت اسیرند می فرماید تمسک کنید و به حبل من و به کتاب و عترت من تارفعت یابید و بالا بیایید.

یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ.

خدا [رتبه] کسانى از شما را که گرویده و کسانى را که دانشمندند [بر حسب] درجات بلند گرداند و خدا به آنچه مى‏کنید آگاه است(مجادله/11)

یعنی اگر مومن عالم شدید درجاتی دارید.انسان به مقدار علم و ایمان خود بالا می رود.

به مقداری که ریسمان الهی را میگیرد رشد می کند ، اگر حبل را رها کند می افتد . انسانی که فقیر بالذات است اگر مرکز قدرت را رها کند افتاده است و قدرت قیام ندارد.

وَمَا بِکُم مِّن نِّعْمَةٍ فَمِنَ اللّهِ ثُمَّ إِذَا مَسَّکُمُ الضُّرُّ فَإِلَیْهِ تَجْأَرُونَ

هر نعمتى که دارید از خداست‏سپس چون آسیبى به شما رسد به سوى او روى مى آورید و مى‏نالید(نحل/53)

ارتباط بشر با خدا فقط در بوجود آمدن نیست او در بقا و دوام وجودش و رشد و تکاملش نیازمند خداست پس هر چه اتصال بیشتر رشد بیشتر.

مومن باید با تحصیل و حفظ عقاید صحیح و اخلاق و اعمال منطبق با احکام اعتصام خود را با حبل الهی ثابت کند.

ویژگی حبل الله

سیر و صعود انسان درونی است پس این رشته اتصال باید در درون خود انسان باشد تا بتواند به وسیله آن تکامل و صعود یابد یعنی حقیقیت قرآن و ولایت عترت باید در درون انسان جا بگیرد تا انسان در درون خویش به آنها متوسل و معتصم گردد.

 

تلاش شیطان

تمام سعی شیطان ان است که اولا نگذارد حبلی در درون انسان بافته شود و ثانیا اگر حبلی درست شده گره ها و تار و پودهای آن را ازهم جدا کندو آن طناب درونی را رشته رشته و پنبه کند.

یرید ان یحل دینکم عقده عقده (خطبه 121 نهج البلاغه)

شیطان قصد دارد که پیوند ها و گره های جان شما با احکام دین را یکی یکی باز کند هر گره ای که باز شود به همان اندازه انسان از حبل خدا و دین او جدا می شود تا خدای ناکرده به جایی می رسد که دیگر رابطه وی با این دین الهی قطع می شود یعنی دیگر چیزی در درون او وجود ندارد تا قلبا به ان تمسک جوید.

هدف اصلی شیطان از بین بردن ایمان و اعتقاد است اگر این هدف در آغاز کار برایش مقدور نشد آهسته آهسته شروع می کند تا به هدفش برسد.انسان را به معاصی صغیره و ترک واجبات مبتلا می سازد و ذره ذره او را به کفر و شرک می رساند.

[ ۱۳٩۱/٦/۱٩ ] [ ٥:٠٤ ‎ب.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]

ولایت مکمّل رسالت

در قرآن کریم خطاب به رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم می‌فرماید:

(یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ)

حبل علی بن ابیطالب است، ما اهل بیت همان حبل الله هستیم که قرآن فرموده به آن چنگ بزنید و از آن جدا نشوید. طبق قرآن حبل مدار ماست. وحدت باید بر «مدار حقّ» باشد ؛ پس «مدار» علی ابن ابیطالب است

 

اگر مسأله‌ی ولایت و امامت علی علیه السلام را ابلاغ نکنی، اصلاً رسول من نبوده ای! تو را به رسالت قبول نمی‌کنم! رسالت پیغمبر محقّق نمی‌شود مگر به ولایت علی علیه السلام که دین پیغمبر باید از او گرفته شود. اگر دین پیغمبر را از دیگری بگیریم، ضلالت است!

اگر ما مجلسی تشکیل بدهیم و طوری باشد که اسم پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم بیاید ولی اسم حضرت علی علیه السلام نیاید این مجلس، مرضیّ رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نخواهد بود. مرضی خدا و قرآن نخواهد بود و برای فرزندان ما ضرر خواهد داشت که نمی‌فهمند مطلب از چه قرار است. حتّی ممکن است برادران سنّی روز قیامت گریبان ما را بگیرند و بگویند شما که می‌دانستید راه ما کج است چرا به ما چیزی نگفتید؟ ما که با هم برادر بودیم، با هم خوب بودیم. چرا حقایق را برای ما بیان نکردید؟ مگر نمی‌گفتید:

 

اگر بینی که نابینا و چاه است                        اگر خاموش بنشینی گناه است

واقعاً چه اشکالی دارد که ما پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم را طبق قرآن مجید به ناآگاهان بشناسانیم؟

 

ضرورت حضور بیان در کنار قرآن

قرآن می‌فرماید: (واعتصموا بحبلِ اللهِ جمیعاً و لا تَفرَّقوا...)؛(5)

این آیه  مبهم است. قرآن باید تبیین شود. می‌فرماید: همه‌ی شما دست به ریسمان خدا بزنید خوب! کدام ریسمان؟ اوّل مشخص کنیم «حبل» چیست؟ ما باید مبهمات قرآنی را بیان کنیم. خود قرآن می‌گوید من مبهماتی دارم که باید بیان شود.

(...و أنزلنا إلیکَ الذِّکرَ لِتُبیِّن لِلنّاس ما نزِّلَ إلیهم...)؛(6)

من قرآن هدایتگر هستم ولی نیاز به تبیین دارم! «حبل» چیست؟ ریسمان. کدام ریسمان؟ مال خداست که همه‌ی مسلمانان باید به آن چنگ بزنند و رها نکنند؟

آیا این قرآن ریسمان است/ خیر، زیرا همین قرآن در دست معاویه و یزید بود. ولی آن‌ها را هدایت نکرد! اگر تنها خود قرآن، هادی بود، این همه اختلاف بین فِرَق اسلامی نبود. ما ناچاریم حبل را از بیان رسول و ائمه‌ی دین علیهم السلام بشنویم. بیان قرآن به وسیله‌ی رسول است. معنای «حبل» را باید از رسول بپرسیم. زمانی که به سوی رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم می‌رویم، او هم می‌فرماید: اگر من هم نبودم، قرآن را از عترت من بپرسید به سراغ عترت می‌رویم آن‌ها می‌گویند:

(الحبلُ علیُّ بنِ ابیطالب علیه السلام نحنُ حبل الله...)؛ حبل علی بن ابیطالب است، ما اهل بیت همان حبل الله هستیم که قرآن فرموده به آن چنگ بزنید و از آن جدا نشوید.

طبق قرآن حبل مدار ماست. وحدت باید بر «مدار حقّ» باشد ؛ پس «مدار» علی ابن ابیطالب است.

منبع: تبیان قران

[ ۱۳٩۱/٦/۱٩ ] [ ٥:٠٢ ‎ب.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]

حبل الله : از اسامی و صفات قرآن

در آیه 103 سوره آل‌عمران مسئله «اتحاد و مبارزه با هرگونه تفرقه» مطرح شده است: «وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ »؛ همگی به ریسمان الهی چنگ زنید و از هم پراکنده نشوید». مفسران درباره منظور از «حبل الله» (ریسمان الهی) چند احتمال ذکر کرده‌اند: قرآن؛ پیامبر (ص) ؛ اسلام؛ خاندان پیامبر و امامان معصوم (ع) .

در روایات پیامبر (ص) و ائمه اطهار (ع) نیز تعبیرهای گوناگونی دیده می‌شود. در تفسیر ~الدّرّ المنثور~ از پیغمبر (ص) و در کتاب ~معانی‌الاخبار~ از امام سجاد (ع) نقل شده است که فرمودند: «حبل الله» قرآن است.

در تفسیر ~عیاشی~ از امام باقر (ع) نقل شده است: «ریسمان الهی که مردم مأمور به چنگ زدن به آن هستند، «آل محمد (ص) » است.

همچنین در ~التفسیر الکبیر~ فخررازی، ~مجمع‌البیان~ و ~المیزان~ همه این احتمالات بیان شده‌اند.

این تعبیرها - همان‌گونه که بیشتر مفسران گفته‌اند- هیچ اختلافی با یکدیگر ندارند؛ زیرا منظور از ریسمان الهی، هرگونه وسیله ارتباط با ذات پاک خداوندی است؛ حال این وسیله اسلام باشد یا قرآن یا پیامبر و اهل بیت او، فرقی نمی‌کند؛ به عبارت دیگر «حبل الله» یعنی «وسیله ارتباط با خدا»، و این مفهوم مصادیق متعددی می‌تواند داشته باشد که همه موارد مذکور از مصادیق این مفهوم وسیع‌ هستند.

قرآن را «حبل‌الله» می‌خوانند؛ چون هر کس به آن تمسک جوید، از غرق شدن در گمراهی نجات یافته، هدایت می‌شود.

[ ۱۳٩۱/٦/۱٩ ] [ ٤:٥٩ ‎ب.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]

 

 

قرآن مجید در چهار بخش به مسئله نیّت اشاره کرده است، در یک مرحله دعوت مى‏کند که در تمام برنامه‏ها قصد و نیّت شما فقط براى خدا باشد و جز او منظورى نداشته باشید و مواظبت کنید که کلیه امور شما فى سبیل اللّه و قربةً الى اللّه باشد.

در قسمت دیگر از نیّت پاک و منظور و مقصود الهى بندگان واقعى خبر مى‏دهد و محصول ذات قلب با عظمت آنان را که جز نیّت خالصانه چیزى نبوده در آیینه آیات نشان مى‏دهد.

و در مسئله دیگر به این نکته اشاره مى‏کند که آنچه بر دل و سینه و قلب شما مى‏گذرد، خدا نسبت به آن آگاه و حاضر و ناظر است، این شمایید که باید توجه‏ کنید در محضر خدا نیّت غیرخدایى نداشته باشید.

و در قسمت دیگر به نیّت‏هاى غیرخدایى و مقاصد ناپاک و آلوده اشاره کرده، صاحبان آن نیّت‏ها را ظالم و گمراه دانسته و براى آنان عاقبتى جز جهنم معرفى نمى‏نماید.

اما آیات قرآن که به طور تقریب به مسائل چهارگانه اشاره کرده است:

 

نیّت، فقط براى خدا

وَجَاهِدُوا فِى اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَاکُمْ ...] «1».

و در راه خدا چنان که شایسته جهاد است، جهاد کنید؛ او شما را برگزید.

[وَ ما لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزى‏* إِلَّا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلى‏* وَ لَسَوْفَ یَرْضى‏] «2».

و هیچ کس را از سوى خود بر عهده خدا نعمتى نیست که این مالى که انفاق کرده به عنوان پاداش آن نعمت به حساب او گذارد.* بلکه [انفاق کننده با تقوا مال خود را در راه خدا انفاق مى‏کند] تا خشنودى پروردگار والایش را به دست آورد.* و [بى‏تردید] به زودى [در قیامت با دریافت لطف، رحمت حق و پاداش بى‏پایان او] خشنود خواهد شد.

[وَ قاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقاتِلُونَکُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ‏] «3».

و در راه خدا با کسانى که با شما مى‏جنگند بجنگید، و [هنگام جنگ از حدود الهى‏] تجاوز نکنید که خدا تجاوزکاران را دوست ندارد.

[فَاسْجُدُوا لِلَّهِ وَ اعْبُدُوا] «4».

پس [با این وصف که قیامتى سنگین در پى دارید بیایید] خدا را سجده کنید و بپرستید.

 

نیّت پاک و مخلصانه بندگان واقعى‏

[إِنِّی وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِیفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِکِینَ‏] «5».

من به دور از انحراف و با قلبى حق‏گرا همه وجودم را به سوى کسى که آسمان‏ها و زمین را آفرید، متوجه کردم و از مشرکان نیستم.

[وَ الَّذِینَ صَبَرُوا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِیَةً وَ یَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّیِّئَةَ أُولئِکَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ] «6».

و کسانى که براى به دست آوردن خشنودى پروردگارشان [در برابر گناهان و انجام وظایف و حوادث‏] شکیبایى ورزیدند، و نماز را بر پا داشتند، و بخشى از آنچه را روزى آنان کردیم در نهان و آشکار انفاق نمودند، و همواره با نیکىِ [عبادت‏] زشتى و پلیدى [گناه‏] را دفع مى‏کنند [و با خوبى‏هاى خود نسبت به مردم، بدى‏هاى آنان را نسبت به خود برطرف مى‏نمایند]، اینانند که‏ فرجام نیک آن سراى، ویژه آنان است.

[فَآتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّهُ وَ الْمِسْکِینَ وَ ابْنَ السَّبِیلِ ذلِکَ خَیْرٌ لِلَّذِینَ یُرِیدُونَ وَجْهَ اللَّهِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ‏] «7».

پس [با توجه به فراخ‏بخشى خدا در روزى و رزق‏] حقّ خویشاوند و مسکین و در راه مانده را بده. این انفاق براى آنان که خشنودى خدا را مى‏خواهند بهتر است و اینان [که حقوق مالى را مى‏پردازند] همان رستگارانند.

[... وَ ما آتَیْتُمْ مِنْ زَکاةٍ تُرِیدُونَ وَجْهَ اللَّهِ فَأُولئِکَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ‏] «8».

و آنچه از زکات مى‏دهید که [به سبب پرداختنش‏] خشنودى خدا را مى‏خواهید [مایه فزونى است‏]؛ پس این زکات دهندگانند که مال و ثوابشان دو چندان مى‏شود.

[وَ لا تَطْرُدِ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ ...] «9».

و آنان که بامدادان و شامگاهان پروردگارشان را مى‏خوانند [و با این خواندن‏] خشنودى او را مى‏خواهند، از خود مران.

[إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَ لا شُکُوراً] «10».

[و مى‏گویند:] ما شما را فقط براى خشنودى خدا اطعام مى‏کنیم و انتظار هیچ پاداش و سپاسى را از شما نداریم.

[وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِیِّ یُرِیدُونَ‏ وَجْهَهُ ...] «11».

با کسانى که صبح و شام، پروردگارشان را مى‏خوانند در حالى که همواره خشنودى او را مى‏طلبند خود را پایدار و شکیبا دار.

[وَ قالَ رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَ عَلى‏ والِدَیَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ وَ أَدْخِلْنِی بِرَحْمَتِکَ فِی عِبادِکَ الصَّالِحِینَ‏] «12».

پس سلیمان از گفته‏اش با تبسم حالت خنده به خود گرفت، و [به سبب نعمت فهم گفتار حیوانات‏] گفت: پروردگارا! به من الهام کن تا شکر نعمتى را که به من و پدر و مادرم عطا کرده‏اى به جاى آورم، و این‏که کار شایسته‏اى که آن را بپسندى انجام دهم، و مرا به رحمتت در میان بندگان شایسته‏ات درآور.

[حَتَّى إِذا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِینَ سَنَةً قالَ رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَ عَلى‏ والِدَیَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ وَ أَصْلِحْ لِی فِی ذُرِّیَّتِی إِنِّی تُبْتُ إِلَیْکَ وَ إِنِّی مِنَ الْمُسْلِمِینَ‏] «13».

تا زمانى که به رشد و نیرومندى خود و به چهل سالگى برسد، گوید:

پروردگارا! به من الهام کن تا نعمتت را که بر من و پدر و مادرم عطا کرده‏اى سپاس گزارم، و کار شایسته‏اى که آن را مى‏پسندى انجام دهم و ذریه و نسل مرا براى من صالح و شایسته گردان که من به سوى تو بازگشتم و به یقین از تسلیم شدگان [به فرمان‏ها و احکام‏] توام.

 

خداوند از تمام نیّت‏ها آگاه است‏

[وَ إِذا لَقُوکُمْ قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا عَضُّوا عَلَیْکُمُ الْأَنامِلَ مِنَ الْغَیْظِ قُلْ مُوتُوا بِغَیْظِکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ] «14».

و چون با شما دیدار کنند، مى‏گویند: ایمان آوردیم. و زمانى که با یکدیگر خلوت نمایند از شدت خشمى که بر شما دارند، سر انگشتان خود را مى‏گزند.

بگو: به خشمتان بمیرید. یقیناً خدا به آنچه در سینه‏هاست، داناست.

[... وَ لِیَبْتَلِیَ اللَّهُ ما فِی صُدُورِکُمْ وَ لِیُمَحِّصَ ما فِی قُلُوبِکُمْ وَ اللَّهُ عَلِیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ] «15».

و [تحقّق دادن این برنامه‏ها] به سبب این است که خدا آنچه را [از نیّت‏ها] در سینه‏هاى شماست [در مقام عمل‏] بیازماید، و آنچه را [از عیوب و آلودگى‏ها] در دل‏هاى شماست، خالص و پاک گرداند و خدا به آنچه در سینه‏هاست، داناست.

[وَ اذْکُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَ مِیثاقَهُ الَّذِی واثَقَکُمْ بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ] «16».

و نعمت خدا را بر خود و پیمانش را که [در لزوم اطاعت از او و پیامبرش‏] با شما محکم و استوار کرد، یاد کنید، هنگامى که گفتید: شنیدیم و اطاعت کردیم. و از خدا پروا کنید؛ زیرا خدا به آنچه در سینه‏هاست، داناست.

 [أَلا إِنَّهُمْ یَثْنُونَ صُدُورَهُمْ لِیَسْتَخْفُوا مِنْهُ أَلا حِینَ یَسْتَغْشُونَ ثِیابَهُمْ یَعْلَمُ ما یُسِرُّونَ وَ ما یُعْلِنُونَ إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ] «17».

آگاه باشید که مشرکان سر در گریبان فرو مى‏برند تا [خود را] از شنیدن قرآن [به هنگام تلاوتش به وسیله پیامبر و مؤمنان‏] پنهان بدارند؛ آگاه باشید! چون جامه‏هایشان را بر سر و روى خود مى‏پوشانند [تا دیده نشوند، این پنهانکارى سودى به حال آنان ندارد] خدا آنچه را پنهان مى‏کنند وآنچه را آشکار مى‏نمایند، مى‏داند؛ یقیناً او به آنچه در سینه‏هاست، داناست.

[وَ لَئِنْ جاءَ نَصْرٌ مِنْ رَبِّکَ لَیَقُولُنَّ إِنَّا کُنَّا مَعَکُمْ أَ وَ لَیْسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِما فِی صُدُورِ الْعالَمِینَ‏] «18».

و اگر از سوى پروردگارت یارى و نصرتى [چون پیروزى و غنیمت‏] بیاید، [به مؤمنان‏] قاطعانه مى‏گویند: ما هم با شما بودیم. آیا [حال آنان از دید خدا پنهان است‏] و خدا به آنچه در سینه‏هاى جهانیان است [از همه‏] آگاه‏تر نیست؟

[إِنَّ اللَّهَ عالِمُ غَیْبِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ] «19».

یقیناً خدا داناى غیب آسمان‏ها و زمین است و بى‏تردید به نیّت‏ها و اسرار سینه‏ها آگاه است.

[وَ أَسِرُّوا قَوْلَکُمْ أَوِ اجْهَرُوا بِهِ إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ] «20».

و گفتارتان را پنهان کنید یا آن را آشکار سازید، مسلماً او به نیّت‏ها و اسرار سینه‏ها داناست.

 

نیّت‏هاى ناپاک و آلوده‏

[قُلْ إِنْ تُخْفُوا ما فِی صُدُورِکُمْ أَوْ تُبْدُوهُ یَعْلَمْهُ اللَّهُ وَ یَعْلَمُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ وَ اللَّهُ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ] «21».

بگو: اگر آنچه [از نیّت‏هاى فاسد و افکار باطل‏] در سینه‏هاى شماست، پنهان دارید یا آشکار کنید، خدا آن را مى‏داند. و نیز آنچه را در آسمان‏ها و آنچه را در زمین است، مى‏داند و خدا بر هر چیز تواناست.

[أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما لَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لا نَصِیرٍ] «22».

آیا ندانسته‏اى که فرمانروایى و حکومت آسمان‏ها و زمین فقط در سیطره اوست و شما را جز خدا هیچ سرپرست و یاورى نیست؟

[وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْداداً یُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللَّهِ وَ الَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ وَ لَوْ یَرَى الَّذِینَ ظَلَمُوا إِذْ یَرَوْنَ الْعَذابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِیعاً وَ أَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعَذابِ‏] «23».

و برخى از مردم به جاى خدا معبودهایى انتخاب مى‏کنند که آن‏ها را آن گونه که سزاوار است خدا را دوست داشت، دوست مى‏دارند؛ ولى آنان که ایمان‏ آورده‏اند، محبت و عشقشان به خدا بیش‏تر و قوى‏تر است. و اگر کسانى که [با انتخاب معبودهاى باطل‏] ستم روا داشتند، هنگامى که عذاب را ببینند، بى‏تردید بفهمند که همه قدرت ویژه خداست [و معبودهاى باطل، هیچ و پوچ‏اند] و خدا سخت کیفر است.

[لَیْسَ بِأَمانِیِّکُمْ وَ لا أَمانِیِّ أَهْلِ الْکِتابِ مَنْ یَعْمَلْ سُوءاً یُجْزَ بِهِ وَ لا یَجِدْ لَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِیًّا وَ لا نَصِیراً] «24».

[کیفر و پاداش‏] نه بر وفق آرزوهاىِ [واهىِ‏] برخى از شما [مسلمانان‏] است، و نه بر وفق آرزوهاىِ [پوچِ‏] اهل کتاب. هر کس مرتکب کار زشتى شود، به آن کیفر داده مى‏شود و جز خدا سرپرست و یاورى براى خود نخواهد یافت.

[قُلْ أَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا یَمْلِکُ لَکُمْ ضَرًّا وَ لا نَفْعاً وَ اللَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ‏] «25».

بگو: آیا به جاى خدا چیزى را مى‏پرستید که براى شما قدرت دفع هیچ زیان و جلب هیچ سودى را ندارد؟! و خداست که شنوا [ىِ همه گفتارها] و دانا [ىِ‏همه اسرار و رازها] ست.

[قُلْ أَ نَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا یَنْفَعُنا وَ لا یَضُرُّنا ...] «26».

بگو: آیا به جاى خدا معبودى را بپرستیم که نه سودى به ما رساند و نه زیانى؟.

 [إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبادٌ أَمْثالُکُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْیَسْتَجِیبُوا لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ‏] «27».

یقیناً کسانى را که به جاى خدا مى‏پرستید بندگان و مملوکانى ناتوانْ چون شما هستند؛ پس اگر راستگویید [که مى‏توانند در زندگى شما مؤثر باشند] آنان را [در گرفتارى‏ها و نیازمندى‏هاى خود] بخوانید.

[أُفٍّ لَکُمْ وَ لِما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ‏] «28».

اف بر شما و بر آنچه به جاى خدا مى‏پرستید؛ پس آیا نمى‏اندیشید؟

[ذلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ ما یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْباطِلُ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِیُّ الْکَبِیرُ] «29».

این [قدرت بى‏نهایت او نسبت به امور آفرینش و نسبت به وضع و حال مردم‏] براى این است که فقط خدا حق است، و این‏که آنچه را جز او مى‏پرستید، باطل است، و این‏که فقط خدا بلند مرتبه و بزرگ است.

جز او کسى را نخوانید، غیر او چیزى را به عنوان هدف و مقصد نگیرید، غیر او مالک چیزى از نفع و ضرر نیست، هرچه جز او را انتخاب کنید یا بخوانید باطل صرف است. عبادت براى غیر او جز شرک و ستم به خود چیزى نیست، با توجه به این‏گونه آیات که قدرت، مالکیّت، حکومت، قدرت بر نفع و ضرر را از غیر حق به کلى سلب مى‏کند، جایى براى این که انسان غیر او را هدف گرفته و در اعمالش نیّت قرب غیر او را نماید، نمى‏ماند.

فیض کاشانى آن فانى باقى در این مرحله چنین شور و نوا داشت:

یا رب تهى مکن زمى عشق جام ما

 

از معرفت بریز شرابى به کام ما

از بهر بندگیت به دنیا فتاده‏ایم‏

 

اى بندگیت دانه و دنیات دام ما

چون بندگى نباشد از زندگى چه سود

 

از باده چون تهى است چه حاصل زجام ما

با تو حلال و بى تو حرام است عیش‏ها

 

یا رب حلال ساز به لطفت حرام ما

از صدق بندگیت به دل دانه‏اى فکن‏

 

شاید که عشق و معرفت آید به دام ما

بى‏صدق بندگى نرسد معرفت به کام‏

 

بى ذوق معرفت نشود عشق رام ما

از بندگى به معرفت و معرفت به عشق‏

 

دل مى‏نواز تا که شود پخته خام ما

از تار و پود علم و عمل دامى ار تنیم‏

 

«فیض» اوفتد هماى سعادت به دام ما «30»

     

 

منابع مقاله:

کتاب : عرفان اسلامى جلد سه         

نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- حج (22): 78.

(2)- لیل (92): 19- 21.

(3)- بقره (2): 190.

(4)- نجم (53): 62.

(5)- انعام (6): 79.

(6)- رعد (13): 22.

(7)- روم (30): 38.

(8)- روم (30): 39.

(9)- انعام (6): 52.

(10)- انسان (76): 9.

(11)- کهف (18): 28.

(12)- نمل (27): 19.

(13)- احقاف (46): 15.

(14)- آل عمران (3): 119.

(15)- آل عمران (3): 154.

(16)- مائده (5): 7.

(17)- هود (11): 5.

(18)- عنکبوت (29): 10.

(19)- فاطر (35): 38.

(20)- ملک (67): 13.

(21)- آل عمران (3): 29.

(22)- بقره (2): 107.

(23)- بقره (2): 165.

(24)- نساء (4): 123.

(25)- مائده (5): 76.

(26)- انعام (6): 71.

(27)- اعراف (7): 194.

(28)- انبیاء (21): 67.

(29)- حج (22): 62.

(30)- فیض کاشانى.

 

[ ۱۳٩۱/٦/۱٩ ] [ ٤:٥٦ ‎ب.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]

سلام که با سلامت ، هم خانواده است معنایش نفى خطر یا ملزوم آن است . این شعار اسلامى که به عنوان تحیت ادا مى‏شود و در قرآن کریم مورد تاکید قرار گرفته، شاید یکى از حکمت هایش این باشد که هر انسانى در زندگى دایماً نگرانیها ، خوفها و دل واپسیهایى دارد و با هر کسى مواجه مى‏شود چون احتمال مى‏دهد که از ناحیه وى ضررى به او برسد این نگرانى را دارد .

پس اولین چیزى که در هر برخوردى مطلوب است رفع این نگرانى است ، یعنى انسان احساس کند که از طرف آن شخص ضررى به او نمى‏رسد و هیچ چیز براى انسان مهمتر از دفع ضرر نیست و بعد نوبت مى‏رسد به جلب منفعت . این است که در اولین برخورد بهترین چیزى که باید رعایت‏بشود همین تامین دادن به طرف است که از ناحیه من به شما ضررى نمى‏رسد.

"سلام" نام دیگر قرآن کریم

از این رو در موارد زیادى «سلام‏» با «آمین‏» در قرآن کریم توأماً ذکر شده است. مى‏دانید یکى از اسم هاى خداى متعال « سلام‏ » است و آن جا که این اسم در قرآن کریم ذکر شده به دنبالش «مؤمن‏» هم آمده است: «السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ »(حشر / 23 ) خداست که سلامتى را تأمین و خطر را از دیگران رفع مى‏کند. «مؤمن‏» در این جا یعنى کسى که ایجاد امن مى‏کند.

در روز قیامت‏به مؤمنین گفته مى‏شود: «ادْخُلُوهَا بِسَلاَمٍ آمِنِینَ ؛ با سلام و امن وارد بهشت‏شوید.» (حجر / 46 ) به هر حال اهمیت موضوع سلام به خاطر این است که به طرف، احساس آرامش و امنیت‏خاطر مى‏دهد و این در زندگى اجتماعى خیلى مهم است.

آیات :

(سَلَامٌ قَوْلًا مِن رَّبٍّ رَّحِیمٍ )؛ ... با سلام، که گفتار پروردگار مهربان است.(یس آیه 58)

(إِذْ دَخَلُوا عَلَیْهِ فَقَالُوا سَلَامًا )؛... هنگامی که بر او وارد شدند و سلام کردند.(الذاریات آیه 25)

(فَإِذَا دَخَلْتُم بُیُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنفُسِکُمْ تَحِیَّةً مِّنْ عِندِ اللَّهِ مُبَارَکَةً طَیِّبَةً...)؛ و هر گاه به خانه ها در آمدید، به خویشتن سلامی که درودی از جانب خدا و مبارک و پاکیزه است بگویید.(سوره نور آیه 61)

ای انس! هر کس را ملاقات کردی به او سلام کن خداوند حسنات تو را افزون می کند، و در خانه خود نیز سلام کن خدا برکت تو را افزایش می دهد

روایات :

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم

السّلام من اسماء الله فافشوه بینکم ...؛ سلام از نام های خداست، آن را میان خود آشکار سازید... .(بحار الانوار ج 76ص 10)

اولی النّاس بالله و برسوله من یدا بالسّلام؛  سزاوارترین مردم به خدا و پیامبرش کسی است که ابتدا به سلام کند.(وساءل الشیعه ج 8،ص 436)

یا انس! سلّم علی من لقیت یزید الله فی حسناتک و سلّم فی بیتک یزید الله فی برکتک؛ ای انس! هر کس را ملاقات کردی به او سلام کن خداوند حسنات تو را افزون می کند، و در خانه خود نیز سلام کن خدا برکت تو را افزایش می دهد.(بحار الانوار ج 76 ص 3)

«اذا تلافیتم فتلا فوا بالتسلیم و التصافح، و اذا تفر قتم فتفرقوا بالاستغفار» ؛ هر گاه به یکدیگر رسیدید با سلام و مصافحه با هم بر خورد کنید، و هر گاه جدا شدید با طلب آمرزش جدا شوید.

«اذا مرّبکم الرّجل و الطعام بین ایدیکم؛ فان سلّم علیکم فادعوه. و انّ لم ینسلم فلا یدعه احد» ؛ اگر مردی بر شما گذشت در حالی که غذا در برابر شما بود، چنانچه به شما سلام کرد او را به غذا فرا خوانید و اگر به شما سلام نکرد کسی او را فرا نخواند.(همان ص 108)

«اذا دخل احدکم منزله فلیسلم علی اهله یقول: «السلام علیکم فان لم یکن له اهل فلیقل: « السلام علینا من ربنا» و لیقرأ (قل هوالله احد) حین یدخل منزله فانه ینفی الفقر؛ چون یکی از شما وارد خانه اش شود به خانواده اش سلام کند و بگوید: «السّلام علیکم»، و اگر خانواده ندارد بگوید: «السلام علینا من ربنا» و باید هنگامی که وارد خانه اش می شود « قل هو الله احد» را بخواند که فقر را بر طرف می کند.» (همان ص 107)

سلام

امیرمومنان علی علیه السلام

 

 

ان الله یحب افشاء السّلام؛ خداوند آشکار ساختن سلام را دوست می دارد. (روضة المتقین ج 12ص 129)

«ایدووا بالسّلام قبل الکلام فمن یدا با لکلام قبل السّلام فلا تجیبوه؛ پیش از سخن گفتن سلام کنید. هر کس پیش از سلام کردن، به سخن آغاز کرد پاسخش را ندهید.»(همان)

«انّ من موجبات المغفرة بذل السّلام و حسن الکلام»؛ سلام کردن و سخن نیکو گفتن مایه آمرزش است.(غررالحکم 197)

ابخل النّاس من بخل بالسّلام؛ بخیل ترین مردم کسی است که به سلام کردن بخل ورزد.

«من لقی فقیراً مسلماً فسلّم علیه خلاف سلامه علی الغنی لقی الله عزّ و جلّ یوم القیامة و هو علیه غضبان»؛ هر کس فقیر مسلمانی را ملاقات کند و بر خلاف سلام که به ثروتمند می کند به او سلام نماید، روز قیامت خدا را در حالی ملاقات می کند که بر او خشم گرفته است.(روضة الواعظین ج 2ص454)

امام حسین علیه السلام

السّلام سبعون حسنة تشع و ستون للمبتدی، و واحدة للرّاد؛ سلام هفتاد حسنه دارد. شصت و نه حسنه برای کسی که سلام کرده، و یک حسنه برای کسی که پاسخ گفته است.(تحفت العقول ص 177)

امام باقر علیه السلام

انّ السّلام اشم من اسماء الله عزّ و جلّ؛ سلام، نامی از نام های خداوند بزرگ است.(الفقیه ج 1ص241)

امام صادق علیه السلام

«انّ الله عزّ و جلّ قال: البخیل من بحل بالسّلام؛ خداوند فرموده است: بخیل کسی است که به سلام کردن بخل کند.

اقرأ وا من لقبتم من اصحابکم السّلام، و قولوا لهم: انّ فلان بن فلان یقرئوکم السّلام...»؛ به هر یک از یاران خود می رسید سلام برسانید و به آنان بگویید: فلانی پسر فلانی به شما سلام می رساند... .(کافی ج 2 ص 649)

لقمان حکیم

یا بنی ابد النّاس بالسّلام و المصافحة قبل الکلام؛ پسرم! پیش از آن که با مردم سخن بگویی نخست به آنان سلام کن و با آنان مصافحه نمای.(الاختصاص،ص 333).

 

«لکل داخل دهشة فابدا بالسّلام»؛ هر وارد شونده ای دهشتی دارد، پس ابتدا به سلام کنید

آثار سلام

روایات

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

افشوا السّلام بینکم تحابوا؛ به یکدیگر بلند سلام کنید تا موجب محبت میان شما شود.(نهج الفصاحه ص 73)

افشوا السّلام تسلموا؛ بلند سلام کنید تا سلام بمانید.(جامع الاخبار ص 104)

«متی لقبت من امّتی احداً فسلم علیه یطل عمرک، فاذا دخلت بینک فسلّم علیهم یکثر خیرک»؛ هر گاه کسی از امّت مرا ملاقات کردی به او سلام کن تا عمرت طولانی شود، و هر گاه وارد خانه خود شدی به اهل خانه سلام کن تا خیر تو افزون گردد.»

«من لقی عشرة من المسلمین فسلّم علیهم کتب الله له عنتق رقبة؛ هر کس ده نفر از مسلمانان را ملاقات کند و به آنان سلام نماید خداوند آزادی یک بنده را برای او خواهد نوشت.»

«ان اردت ان یکثر خیر بیتک فاذا دخلت منزلک فسلّم علیهم؛ اگر می خواهی خیر و برکت خانه ات افزون شود هر گاه وارد خانه می شوی به اهل خانه سلام کن.» (جامع الاحادیث شیعه ج 16ص 838)

سلام

امیرمومنان علی علیه السلام

«لکل داخل دهشة فابدا بالسّلام»؛ هر وارد شونده ای دهشتی دارد، پس ابتدا به سلام کنید.(غررالحکم ص 579)

امام صادق علیه السلام

من قال: السّلام علیکم فهی عشر حسنات و من قال: سلام علیکم و رحمة الله فهی عشرون حسنة و من قال: سلام علیکم و رحمة الله و برکاته فهی ثلاثون حسنة؛ هر کس بگوید: «السّلام علیکم» ده حسنه دارد، و هر کس بگوید: « سلام علیکم و رحمة الله » بیست حسنه دارد، و هر کس بگوید: « سلام علیکم و رحمة الله و برکاته » سی حسنه دارد.(وساءل الشیعه ج 8ص444)

استحباب سلام و وجوب پاسخ آن

پیامبر اکرم صلی الله علیه واله و سلم

السّلام تطوع و الرّد فربضة؛ سلام کردن مستحب است اما پاسخ آن واجب.(کافی ج 2 ص 644)

امام صادق علیه السلام

ابوکهمش: قلت لابی عبدالله علیه السلام: عبدالله بن ابی یعفور یقرنوک السّلام قال: و علیک و علیه السّلام، اذا اتیت عبدالله فاقرئه السّلام؛ به امام صادق علیه السلام گفتم: عبدالله بن ابی یعفور به تو سلام می رساند. فرمود: بر تو و بر او سلام باد، هر گاه نزد عبدالله رفتی به او سلام برسان.(وساءل الشیعه ج 8ص 449)

فرآوری : محمدی بخش قرآن تبیان

[ ۱۳٩۱/٦/۱٦ ] [ ۱:٤۸ ‎ب.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]

مردى به رسول خدا صلى الله علیه و آله عرض کرد، دعا کنید که خدا مرا به بهشت برد. فرمودند: من دعا مى کنم ، اما تو مرا با این امر کمک کن که دعاى من مستجاب شود، و آن زیاد سجده کردن و سجده هاى طولانى کردن است.

دعاهاى سجده شکر

امّا دعاهاى این سجده بسیار است و آسانتر آنها این چند امر است :

اوّل به سند معتبر از حضرت امام رضا علیه السلام منقولست که اگر خواهى صد مرتبه شُکْراً شُکْراً بگو و اگر خواهى صد مرتبه عَفْواً عَفْواً و در عیون اخبارالرضا از رجاء بن ابى الضّحاک روایت کرده است که حضرت امام رضا علیه السلام در راه خراسان هرگاه از تعقیب نماز ظهر فارغ مى شد به سجده شکر مى رفت و صد مرتبه مى گفت شُکْراً لِلّهِ و چون از تعقیب عصر فارغ مى شد صد مرتبه در سجده مى گفت حَمْداً لِلّهِ .

دویّم شیخ کلینى به سند معتبر از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده است که نزدیکترین احوال بنده بسوى خداى تعالى وقتى است که بنده در سجود باشد و خداى خود را بخواند چون به سجده روى بگو:

یا رَبَّ الاَْرْبابِ وَیا مَلِکَ الْمُلُوکِ وَیا سَیِّدَ السّاداتِ وَیا جَبّارَ الْجَبابِرَةِ وَیا

اى پرورنده همه پرورندگان و اى پادشاه پادشاهان و اى آقاى همه آقایان و اى قاهر بر جباران و اى

اِلهَ الاْلِهَةِ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ

معبود معبودان (مجازى ) درود فرست بر محمد و آل محمد


پس حاجت خود را بطلب پس بگو:

فَاِنّى عَبْدُکَ ناصِیَتى فى قَبْضَتِکَ

پس من بنده توام که سر رشته کارم در قبضه قدرت تو است

 پس هر دعا که خواهى بکن که خدا بخشنده است و برآوردن هیچ حاجت بر او دشوار نیست .

سوّم ایضاً کلینى به سند موثّق از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده است که شنیدم شبى پدرم در مسجد به سجود رفته مى گریست و این دعا مى خواند:

سُبْحانَکَ اَللّهُمَّ اَنْتَ رِبّى حَقّا حَقّا سَجَدْتُ لَکَ یا رَبِّ تَعَبُّدا وَرِقّا اَللّهُمَّ اِنَّ

منزهى تو خدایا تو پروردگار منى براستى و درستى سجده کنم برایت پروردگارا از روى پرستش و بندگى خدایا

عَمَلى ضَعیفٌ فَضاعِفْهُ لى اَللّهُمَّ قِنى عَذابَکَ یَوْمَ تَبْعَثُ عِبادَکَ وَتُبْ عَلَىَّ

عمل من ضعیف (و اندک ) است پس آن را براى من دو چندان کن و نگاهم دار از روزى که بندگانت را برانگیزى و توبه ام

اِنَّکَ اَنْتَ التَّوّابُ الرَّحیمُ

بپذیر که همانا توئى توبه پذیر مهربان

 

چهارم ایضاً کلینى به سند معتبر روایت کرده است که حضرت امام موسى علیه السلام در سجده این دعا را مى خواند:

اَعُوذُ بِکَ مِنْ نارٍ حَرُّها لا یُطْفى

پناه مى برم به تو از آتشى که حرارتش خاموش نگردد

وَاَعُوذُ بِکَ مِنْ نارٍ جَدیدُها لا یَبْلى وَاَعُوذُ بِکَ مِنْ نارٍ عَطْشانُها لا یُرْوى

و پناه مى برم به تو از آتشى که تازه اش کهنه نگردد و پناه مى برم به تو از آتشى که تشنه اش سیراب نگردد

وَاَعُوذُ بِکَ مِنْ نارٍ مَسْلُوبُها لا یُکْسى

و پناه برم به تو از آتشى که هر که در آن برهنه گردد پوشانده نشود

 

پنجم ایضاً کلینى به سند معتبر روایت کرده است که شکایت کرد مردى به حضرت صادق علیه السلام که امّ ولدى دارم و او علیل است حضرت فرمود که به او بگو بعد از هر نماز واجب در سجده شکر بگوید:

یا رَؤُفُ یا رَحیمُ یا رَبِّ یا سَیِّدى

اى بنده نواز اى مهربان اى پروردگار اى آقاى من

پس حاجت خود را بطلبد .

 

ششم در روایات معتبره بسیار منقولست که حضرت صادق و کاظم علیه السلام در سجده شکر بسیار مى فرمودند:

اَسْئَلُکَ الرّاحَةَ عَنْدَ الْمَوْتِ وَالْعَفْوَ عِنْدَ الْحِسابِ

از تو خواهم آسودگى هنگام مرگ و گذشت هنگام حساب

 

هفتم به سند صحیح از حضرت صادق علیه السلام مرویست که در سجده مى گفتند:

سَجَدَ وَجْهِىَ اللَّئیمُ لِوَجْهِ رَبّىَ الْکَریمِ

سجده کند روى پست من براى روى بزرگوار پروردگارم

 

هشتم در بعضى از کتب معتبره از حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام روایت شده که بهترین سخنان نزد حق تعالى آن است که بنده در سجده سه مرتبه بگوید:

اِنّى ظَلَمْتُ نَفْسى فَاغْفِرْ لى

من به خویشتن ستم کردم پس بیامرزم

 

نهم در جعفریّات به سند صحیح از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده است که حضرت رسول صلى الله علیه و آله چون سر به سجده مى گذاشت این دعا را مى خواند:

اَللّهُمَّ مَغْفِرَتُکَ اَوْسَعُ مِنْ ذُ نُوبى وَرَحْمَتُکَ اَلاَرْجى عِنْدى مِنْ عَمَلى فَاغْفِرْ لى

خدایا دامنه آمرزشت وسیع تر از گناهان من است و پرتو رحمتت امیدوار کننده تر از عمل من است پس بیامرز

ذُ نُوبى یا حَیّا لا یَمُوتُ

گناهانم را اى زنده اى که نمیرد

[ ۱۳٩۱/٦/۱٦ ] [ ۱:٤٦ ‎ب.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]

تعریف دین

تعریف علاّمه طباطبائی:

ایشان در موارد گوناگونی از المیزان، دین را به روش یا سنّت اجتماعی تعریف می کند؛ از جمله:«دین راه زندگی است که آدمی در دنیا به ناچار آن را می پیماید.»

تعریف آیت الله جوادی آملی:

دین مجموعة عقاید، اخلاق، قوانین و مقرراتی است که برای ادارة جامعه انسانی و پرورش انسان ها باشد.

دین اسلام شامل سه قسمت است:

1-     اصول اعتقادی

2-     فروع یا برنامه ‏های عملی

3-     اخلاق و فضایل انسانی

 
اصول اعتقادی اسلام عبارت است از:توحید، نبوت و معاد که مرز میان مسلمان از غیر مسلمان است و چون این اصول اعتقادی است باید با بصیرت و ایمان به آنها راه یافت و تقلید از دیگری بدون دلیل واعتماد قطعی، صحیح نیست.
بر اساس مبانی مذهب شیعه دو اصل دیگر، عدل و امامت نیز جزء اصول اعتقادی شمرده شده است.

[ ۱۳٩۱/٦/۱ ] [ ٦:۳٧ ‎ب.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]
 نماز عید فطر دو رکعت است در رکعت اوّل حمد و سوره اءعْلی بخواند و بعد از قرائت پنج تکبیر بگوید و بعد از هر تکبیری این قنوت را بخواند:

اَللّهُمَّ اَهْلَ الْکِبْرِیاَّءِ وَالْعَظَمَهِ وَاَهْلَ الْجُودِ وَالْجَبَرُوتِ وَاَهْلَ الْعَفْوِ
خدایا ای اهل بزرگی و عظمت و ای شایسته بخشش و قدرت و سلطنت و ای شایسته عفو
وَالرَّحْمَهِ وَاَهْلَ التَّقْوی وَالْمَغْفِرَهِ اَسْئَلُکَ بِحَقِّ هذَا الْیَومِ الَّذی
و رحمت و ای شایسته تقوی و آمرزش از تو خواهم به حق این روزی که
جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمینَ عیداً وَلِمُحَمَّدٍ صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ ذُخْراً [وَشَرَفاً]
قرارش دادی برای مسلمانان عید و برای محمد صلی الله علیه و آله ذخیره و شرف
وَمَزِیْداً اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تُدْخِلَنی فی کُلِّ خَیْرٍ
و فزونی مقام که درود فرستی بر محمد و آل محمد و درآوری مرا در هر خیری که
اَدْخَلْتَ فیهِ مُحَمَّداً وَ الَ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تُخْرِجَنی مِنْ کُلِّ سُوَّءٍ اَخْرَجْتَ
درآوردی در آن خیر محمد و آل محمد را و برونم آری از هر بدی و شری که برون آوردی
مِنْهُ مُحَمَّداً وَ الَ مُحَمَّدٍ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلَیْهِمْ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ
از آن محمد و آل محمد را - که درودهای تو بر او و بر ایشان باد - خدایا از تو خواهم
خَیْرَ ما سَئَلَکَ مِنْهُ عِبادُکَ الصّالِحُونَ وَاَعُوذُ بِکَ مِمَّا اسْتَعاذَ مِنْهُ
بهترین چیزی را که درخواست کردند از تو بندگان شایسته ات و پناه برم به تو از آنچه پناه بردند از آن
عِبادُکَ الْصّالِحُونَ 
بندگان شایسته ات
پس تکبیر ششم بگوید و به رکوع رود و بعد از رکوع و سجود برخیزد به رکعت دوّم و بعد از حمد سوره وَالشَّمْسِ بخواند پس چهار تکبیر بگوید و بعد از هر تکبیری آن قنوت را بخواند و چون فارغ شد تکبیر پنجم گوید و به رکوع رود پس نماز را تمام کند و بعد از سلام تسبیح زهراءعَلیهَاالسَّلام بفرستد و بعد از نماز عید دعاهای بسیار وارد شده است و شاید بهترین آنها دعای چهل و ششم صحیفه کامله باشد و مستحب است که نماز عید در زیر سمان و بر روی زمین بدون فرش و بُوریا واقع شود و آنکه برگردد از مُصَلّی از غیر آن راهی که رفته بود و دعا کند از برای برادران دینی خود به قبولی اعمال.
التماس دعا
[ ۱۳٩۱/٦/۱ ] [ ٦:٠٠ ‎ب.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]


به سند موثّق از حضرت صادق علیه السلام مرویست که چون حق تعالى امر کرد که این آیات را به زمین آورند چنگ زدند به عرش الهى و گفتند پروردگارا ما را بسوى اهل خطا و گناهکاران مى فرستى پس حق تعالى وحى کرد بسوى ایشان که بروید بسوى زمین به عزّت و جلال خودم سوگند یاد کنم که تلاوت نکند شما را احدى از آل محمد صلى الله علیه و آله و شیعیان ایشان مگر آنکه نظر رحمت کنم بسوى ایشان از رحمتهاى پنهان خود هر روز هفتاد نظر در هر نظرى هفتاد حاجت او را برآورم و او را قبول کنم هر چند معصیت بسیار کرده باشد و به روایت دیگر هر که این آیات را بعد از هر نماز بخواند او را ساکن گردانم در حَظیره قدس با هر گناهى که داشته باشد و اگر نکنم نظر کنم بسوى او بنظر رحمت خاصّ خود در هر روز هفتاد نظر کردن و اگر نکنم هر روز هفتاد حاجت او را برآورم که کمتر آنها آمرزیدن گناهان باشد و اگر نکنم او را پناه دهم از شرّ شیطان و از شرّ هر دشمنى و یارى دهم او را بر ایشان و مانع نشود او را از داخل شدن بهشت غیر از مرگ و آن آیات اینها است سوره فاتحه تا آخر و آیة الکرسى تا هُمْ فیها خالِدُونَ بخواند بهتر است

آیه شهادت:

شَهِدَ اللَّهُ اَنَّهُ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ وَالْمَلاَّئِکَةُ وَاُولُوا الْعِلْمِ قآئِما بِالْقِسْطِ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ


گواهى دهد خدا که نیست معبود بحقى جز او و نیز فرشتگان و دارندگان علم (گواهى داده اند) که انصاف بدو پایدار است و نیست معبودى

الْعَزیزُ الْحَکیمُ اِنَّ الدّینَ عِنْدَ اللَّهِ الاِْسْلامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذینَ اُوتُوا الْکِتابَ


جز او که عزیز و فرزانه است همانا دین نزد خدا اسلام است و اختلاف نکرده اند کسانى که کتابشان داده اند

اِلاّ مِنْ بَعْدِ مآ جآئَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیا بَیْنَهُمْ وَمَنْ یَکْفُرْ بِایاتِ اللَّهِ فَاِنَّ اللَّهَ سَریعُ الْحِسابِ


مگر پس ازآنکه آمده است برایشان دانش به خاطر ستمگرى میانشان و هر که کفر ورزد به آیات خدا پس خدا زود به حساب خواهد رسید

آیه مُلک:

قُلِ اللّهُمَّ مالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِى الْمُلْکَ مَنْ تَشآءُ وَ


بگو اى خداى صاحب ملک و فرمانروائى مى دهى فرمانروائى را به هر که خواهى

تَنْزِعُ الْمُلْکَ مِمَّنْ تَشآءُ وَتُعِزُّ مَنْ تَشآءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشآءُ بِیَدِکَ الْخَیْرُ اِنَّکَ


و بستانى ملک را از هر که خواهى و عزت بخشى هر که را خواهى و زبون کنى هر که را خواهى همه خوبیها بدست تو است

عَلى کُلِّ شَىْءٍ قَدیرٌ تُولِجُ اللَّیْلَ فِى النَّهارِ وَتُولِجُ النَّهارَ فِى اللَّیْلِ وَتُخْرِجُ


که همانا تو بر هر چیز توانائى درآورى شب را در روز و درآورى روز را در شب و بیرون آرى


الْحَىَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَتُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَىِّ وَتَرْزُقُ مَنْ تَشآءُ بِغَیْرِ حِسابٍ

زنده را از مرده و بیرون آورى مرده را از زنده و روزى دهى هر که را خواهى بى حساب


و به سند معتبر از حضرت موسى بن جعفر علیهماالسلام منقولست که هر که آیة الکرسى را بعد از هر نماز فریضه بخواند او را گزنده ضرر نرساند و در حدیث معتبر دیگر فرمود که رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود که یا على بر تو باد به تلاوت کردن آیة الکرسى بعد از هر نماز فریضه بدرستى که محافظت نکند بر آن مگر پیغمبرى یا صدّیقى یا شهیدى و از حضرت رسالت پناه صلى الله علیه و آله منقولست که هر که آیة الکرسى را بعد از هر نماز بخواند مانعى نباشد او را از داخل شدن به بهشت بغیر مرگ و به روایت دیگر هر که آیة الکرسى را بعد از هر نماز فریضه بخواند نمازش ‍ مقبول گردد و در امان خدا باشد و خدا او را از بلاها و گناهان نگاه دارد .

[ ۱۳٩۱/٦/۱ ] [ ٥:٥۸ ‎ب.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]

در آیه 103 سوره آل‌عمران مسئله «اتحاد و مبارزه با هرگونه تفرقه» مطرح شده است: «وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ »؛ همگی به ریسمان الهی چنگ زنید و از هم پراکنده نشوید». مفسران درباره منظور از «حبل الله» (ریسمان الهی) چند احتمال ذکر کرده‌اند: قرآن؛ پیامبر (ص) ؛ اسلام؛ خاندان پیامبر و امامان معصوم (ع) .

در روایات پیامبر (ص) و ائمه اطهار (ع) نیز تعبیرهای گوناگونی دیده می‌شود. در تفسیر ~الدّرّ المنثور~ از پیغمبر (ص) و در کتاب ~معانی‌الاخبار~ از امام سجاد (ع) نقل شده است که فرمودند: «حبل الله» قرآن است.

در تفسیر ~عیاشی~ از امام باقر (ع) نقل شده است: «ریسمان الهی که مردم مأمور به چنگ زدن به آن هستند، «آل محمد (ص) » است.

همچنین در ~التفسیر الکبیر~ فخررازی، ~مجمع‌البیان~ و ~المیزان~ همه این احتمالات بیان شده‌اند.

این تعبیرها - همان‌گونه که بیشتر مفسران گفته‌اند- هیچ اختلافی با یکدیگر ندارند؛ زیرا منظور از ریسمان الهی، هرگونه وسیله ارتباط با ذات پاک خداوندی است؛ حال این وسیله اسلام باشد یا قرآن یا پیامبر و اهل بیت او، فرقی نمی‌کند؛ به عبارت دیگر «حبل الله» یعنی «وسیله ارتباط با خدا»، و این مفهوم مصادیق متعددی می‌تواند داشته باشد که همه موارد مذکور از مصادیق این مفهوم وسیع‌ هستند.

قرآن را «حبل‌الله» می‌خوانند؛ چون هر کس به آن تمسک جوید، از غرق شدن در گمراهی نجات یافته، هدایت می‌شود.

[ ۱۳٩۱/٦/۱ ] [ ٥:٥٤ ‎ب.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]

امید بخش‌ترین آیه قرآن کدام است؟

در تفسیر فرات از بشر ابن شریح نقل شده که می‌گوید: روزی از امام باقر (ع) پرسیدم که امید بخش‌ترین آیه قرآن کدام آیه است؟ حضرت فرمودند: اطرافیان شما در این باره چه نظری دارند؟

گفتم: آنها معتقدند آیه «قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمت الله»؛ «ای بندگان من که بر نفس خویش اسراف کرده اید از رحمت خدا نا امید نباشید» امیدوار کننده ترین آیه قرآن است.

حضرت فرمود: اما ما اهل بیت چنین نظری نداریم. پرسیدم پس نظر شما در این مورد چیست؟ فرمودند: آیه «و لسوف یعطیک ربک فترضی»یعنی «و پروردگارت آنقدر به تو عطا خواهد کرد که راضی شوی» امید بخش ترین آیه قرآن است و منظور از آن شفاعت است.

سپس ادامه دادند: یکی از دلایل ترجیح این آیه این است که در آیه مورد نظر شما شرط برخورداری از آن رحمت واسعه، توبه و تسلیم و عمل نیک اعلام شده است، اما در آیه مربوط به شفاعت، هیچ قید و شرطی جز رضایت پیامبر مهربانی و رحمت وجود ندارد.

[ ۱۳٩۱/٦/۱ ] [ ٥:٥۱ ‎ب.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]

1- « بزرگترین سورة» قرآن چه نامدارد؟
2- « بهترین نوشیدنی» که در قرآن به آن اشاره شده است چیست؟
3- « کوچکترین سورة» قرآن چه نام دارد؟
4- « مهم‌ترین آیة» قرآن چه نام دارد؟
5- « بزرگترین آیة» قرآن در کدام سوره قرار دارد؟
6- « عظیم‌ترین آیات» قرآن کریمکدامند؟
7- « کوچکترین کلمة» قرآن کدام است و در چه سوره‌ای قرار دارد؟
8- « بهترین خوردنی» که در قرآن ذکر شده است چه نام دارد؟
9-« عدالت آمیزترین» آیهقرآن کدام است؟
10-« ترس‌آور ترین آیة» قرآن کدام است؟
11- « منفورترین امرحلال» نزد خداوند که در قرآن نیز به آن اشاره شده است چیست؟
12- « کوچکترین آیة» قرآن کدام آیه است؟
13- « امید بخش‌ترین آیة» قرآن کدام آیه است؟
14- « بزرگترین عدد» در کدام سوره است؟
15- « بزرگترین کلمة» قرآن در کدام سوره است؟
16- « بیشترین حرفی» که در قرآن به کار رفته چه حرفی است؟
17- « کمترین حرفی» که در قرآن به کار رفته چه حرفی است؟
18- « بهترین شب» که در قرآن به آن اشارهشده چه شبی است؟‌
19- « بهترین ماه» در قرآن کدام است؟
20- « بزرگترین حیوان» که نامش در قرآن ذکر شده چه نام دارد؟
21- « کوچکترین حیوان» که در قرآن به آناشاره شده چه نام دارد؟
22- « بزرگترین کلمة» قرآن چند حرف دارد؟
23- « کوچکترین کلمة» قرآن چند حرف دارد؟
24- « بزرگترین سورة» قرآن دارای چند حرفاست؟‌
25- « کوچکترین سورة» قرآن دارای چند حرف است؟
26- « بهترین سورة» قرآنچه نام دارد؟
27- « بیشترین سوره‌های مکی» قرآن در کدام جزء قرار دارد؟

 

 

پاسخها:
1-بزرگترین سوره قرآن سوره «بقره» است.
2- بهترین نوشیدنی کهدر قرآن به آن اشاره شده است «شیر» می‌باشد.
3- کوچکترین سوره قرآن «کوثر»می‌باشد.
4- مهم‌ترین آیه «آیة الکرسی» است.
5- آیه 282 سوره بقره» بزرگترین آیه قرآن است.
6-عظیم‌ترین آیات «آیه الکرسی» و «بسم الله الرحمنالرحیم» است.
7-  کوچکترین کلمه قرآن «باء» در بسم الله است.
8-بهترین خوردنی که در قرآن ذکر شده است «عسل» است.
9-عدالت‌آمیز ترین آیه قرآن«إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِیتاءِ ذِی الْقُرْبی وَیَنْهی عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ الْبَغْیِ یَعِظُکُمْ لَعَلَّکُمْتَذَکَّرُونَ» است.
10- ترس‌آور ترین آیه قرآن «فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ» می‌باشد.
11- منفورترین کار حلال نزد خداوند «طلاق» است.
12- کوچکترین آیه قرآن«مدها متان» در سوره الرحمن قرار دارد.
13- امیدبخش ترین آیه قرآن «قُلْ یاعِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِاللَّهِ» است.
14- بزرگترین عدد در سوره «صافات، آیه 147» آمده است که «صدهزار»است.
15- بزرگترین کلمه قرآن «فاستقینا کموه» است که در آیه 22 سوره حجرآمده است.
16- بیشترین حرفی که در قرآن کریم به کار رفته است حرف «الف»است.
17- کمترین حرف نیز حرف «ظاء» است.
18-  بهترین شب در قرآن «شبقدر» است.
19- بهترین ماه در قرآن «ماه رمضان» است.
20- بزرگترین حیوان«فیل» است.
21- کوچکترین حیوان «شپش» است.
22- بزرگترین کلمة قرآن «11 حرف» دارد فاسقیناکموه.
23- کوچکترین کلمه قرآن «1 حرفی» است باء.
24- بزرگترین  سوره قرآن دارای «25500» حرف است.
25- کوچکترین سوره قرآن دارای «42» حرف است.
26- بهترین سوره قرآن «یس» است. 
27- بیشترین سوره‌های مکی در «جزء 30» قرآنقرار دارد و تنها «3 سوره مدنی» در این جزء وجود دارد.

[ ۱۳٩۱/٦/۱ ] [ ٥:٤۸ ‎ب.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]

عروس قرآن: سوره الرحمن

بزرگترین سوره: سوره بقره

بزرگترین آیه: بقره / 282

کلمه وسط قرآن: ولیتلطف /کهف / 19

بزرگترین کلمه قرآن: فاسقیناکموه/ حجر / 22

اولین سوره که نازل شد: علق

تعداد سوره های قرآن:  114 

تعداد حزب قرآن: 120

تعداد حروف قرآن: 323671

تعداد بسمله قرآن: 114

سجده های مستحب قرآن: 11 آیه

سوره ای که حرف  فا در آن نیست: سوره حمد

سوره ای که در تمام آیاتش کلمه  الله  است: مجادله

امیدبخش ترین آیه: قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لاتقنطوا من رحمه الله

قلب قرآن: سوره یس

کوچکترین سوره: سوره کوثر

کوچکترین آیه: طه

حرف وسط قرآن: تا

کوچکترین کلمه قرآن:با بسمله

آخرین سوره که نازل شد: نصر

تعداد جز قرآن: 30 جز

تعداد کلمات قرآن:    77437

تعداد آیات قرآن:  6236

تعداد حروف مقطعه: 71  در آغاز 29 سوره

مهمترین آیه قرآن: آیه الکرسی

سوره ای که حرف  میم  در آن نیست: کوثر (به غیر از بسمله)

عدالت آمیزترین آیه: ان الله یامر بالعدل و الاحسان

ترس آورترین آیه: فمن یعمل مثقال ذره شراً یره

[ ۱۳٩۱/٦/۱ ] [ ٥:٤٧ ‎ب.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]

آیه اظهار ـ هو الذی ارسل رسوله ... صف / 9، فتح / 28، برائت / 33

قاتلوهم حتی لاتکون فتنه... انفال / 39

ان اصبح مائکم غورا... ملک / 30

فانک من المنظرین الی یوم...حجر / 38

وقضینا الی بنی اسرائیل...اسراء / 4 ـ 6

لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر... انبیاء / 105

الله نور السموات... (آیه نور) نور / 35

وعدالله الذین... (استحذاف) نور / 55

نرید ان نمن علی الذین استضعفوا قصص / 5

یریدون لیطفوا نور الله... صف / 8، زمر / 69

آیات اشراط الساعة... معارج / 44، قمر / 1، ق / 41، فرقان / 11 و 26، غاشیه / 1 ـ 4

حروف مقطعه / حم عسق شوری / 1

آیات انتقام / سیعلم الذین... شعراء / 227، حج / 39

بقیة الله خیر کلمه... هود / 86

امّن یجیب المضطر اذا دعاه...نمل / 62

سوره شمس، سوره قمر ، سوره فجر ،سوره قدر

 

اهل بیت پیامبر همان حبل الهی اند

آل رسول خدای حبل خدایست
گرش بگیری ز چاه جهل برآئی

[ ۱۳٩۱/٦/۱ ] [ ٥:٤٥ ‎ب.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]

 

در اهمّیّت و فضیلت این آیه همین بس که از پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) نقل شده است که از یکى از یاران خود سؤال کرد «کدام آیه برترین آیه کتاب الله است؟» عرض کرد: اَللهُ لا إلهَ إلاّ هُوَ الْحَىُّ الْقَیُّومُ... پیامبر(صلى الله علیه وآله) دست بر سینه او زد و فرمود:«دانش بر تو گوارا باد...».
در حدیث دیگرى از حضرت على(علیه السلام) از پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم که فرمود: «برگزیده قرآن، سوره بقره و برگزیده بقره، آیة الکرسى است، در آن، پنجاه کلمه و در هر کلمه برکتى است».

اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ﴿۲۵۵﴾لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ﴿۲۵۶﴾اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ ﴿۲۵۷﴾

ترجمه فارسی آیة الکرسى به قلم استاد خرمشاهی

خداوند کسى است که جز او خدایى نیست، زنده پاینده است، نه غنودن او را فراگیرد نه خواب، آنچه در آسمانها و در زمین است از اوست، کیست که در نزد او، جز به اذن او، به شفاعت برخیزد، گذشته و آینده ایشان را مى‏داند، و به چیزى از علم او احاطه و آگاهى نیابند مگر آنچه خود بخواهد، کرسى [علم و قدرت‏] او آسمانها و زمین را فراگرفته است، و نگاهداشت آنها بر او دشوار نیست، و او بزرگوار و بزرگ است‏(۲۵۵) در کار دین اکراه روا نیست، چرا که راه از بیراهه به روشنى آشکار شده است، پس هرکس که به طاغوت کفر ورزد، و به خداوند ایمان آورد، به راستى که به دستاویز استوارى دست زده است که گسستى ندارد و خداوند شنواى داناست‏(۲۵۶) خداوند سرور مؤمنان است و آنان را از تاریکیها به سوى روشنایى به در مى‏برد، و کافران سرورشان طاغوت است که ایشان را از روشنایى به سوى تاریکیها به در مى‏برد، اینان دوزخى‏اند و در آن جاودانه مى‏مانند(۲۵۷)

[ ۱۳٩۱/٦/۱ ] [ ٥:٤٢ ‎ب.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]

 

دعا براى مؤمنان

ربّ‏اغفر لى وَلوالدىّ ولِمنْ‏دخل بیتى‏مؤمناً وللمؤمنین<نوح(71)آیه‏28»

رَبَّنا اغْفِرْ لِى وَ لِوالِدَىَّ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ یَوْمَ یَقُومُ الحِسابُ <ابراهیم (14) آیه‏41»

رَبَّنا وَسِعْتَ کُلَّ شَی‏ءٍ رَحْمَةً وَعِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِیلَکَ وَقِهِمْ عَذابَ الجَحِیمِ رَبَّنا وَأَدْخِلْهُمْ جَنّاتِ عَدْنٍ الَّتِى وَعَدْتَهُمْ وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَأَزْواجِهِمْ وَذُرِّیّاتِهِمْ إِنَّکَ أَنْتَ العَزِیزُ الحَکِیمُ وَقِهِمُ السَّیِّئاتِ وَمَنْ تَقِ السَّیِّئاتِ یَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَذلِکَ هُوَ الفَوْزُ العَظِیمُ <غافر (40) آیات‏9-7»

رَبَّنا اغْفِرْ لَنا وَلِإِخْوانِنا الَّذِینَ سَبَقُونا بِالإِیمانِ وَلا تَجْعَلْ فِى قُلُوبِنا غِلّاً لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنا إِنَّکَ رَءُوفٌ رَحِیمٌ <حشر (59) آیه 10»

در بهشت متنعّم بودن

رَبِّ ابْنِ لى‏ عِنْدَکَ بَیْتاً فِى الْجَنَّةِ <تحریم (66) آیه 11»

وَاجْعَلْنى‏ مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعیمِ <شعراء (26) آیه 85»

رَبَّنا وَآتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى‏ رُسُلِکَ وَلا تُخْزِنا یَوْمَ القِیامَةِ إِنَّکَ لا تُخْلِفُ المِیعادَ <آل‏عمران (3) آیه 194»

رَبَّنا وَأَدْخِلْهُمْ جَنّاتِ عَدْنٍ الَّتِى وَعَدْتَهُمْ وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَأَزْواجِهِمْ وَذُرِّیّاتِهِمْ إِنَّکَ أَنْتَ العَزِیزُ الحَکِیمُ <غافر (40) آیه 8»

روزى اهل مکّه

رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً ءامِناً وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَراتِ مَنْ ءامَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَالیَوْمِ الآخِرِ <بقره (2) آیه 126»

وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ یَشْکُرُونَ <ابراهیم (14) آیه 37»

زیاد شدن ثروت

ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ <کهف (18) آیه 39»

زیاد شدن نورانیت

رَبَّنا أَتْمِمْ لَنا نُورَنا <تحریم (66) آیه 8»

زیاد شدن علم و دانش

رَبِّ زِدْنى‏ عِلْماً <طه (20) آیه 114»

وَأَرِنا مَناسِکَنا <بقره (2) آیه 128»

سربلندى و آبرومندى در روز قیامت

وَلا تُخْزِنى یَومَ یُبْعَثُونَ <شعراء (26) آیه 87»

رَبَّنا وَآتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى‏ رُسُلِکَ وَلا تُخْزِنا یَوْمَ القِیامَةِ إِنَّکَ لا تُخْلِفُ المِیعادَ <آل‏عمران (3) آیه 194»

شرح صدر

رَبِّ اشْرَحْ لِى‏ صَدْرِى‏ <طه (20) آیه 25»

صبر و ثبات قدم در مسیر حق

رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَیْنا صَبْراً وَثَبِّتْ أَقْدامَنا وَانْصُرْنا عَلَى الْقَومِ الکافِرینَ <بقره (2) آیه‏250»

رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَیْنا صَبْراً وَ تَوَفَّنا مُسْلِمینَ <اعراف (7) آیه 126»

رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذ هَدَیْتَنا <آل عمران (3) آیه 8»

رَبَّنا وَاجْعَلْنا مُسْلِمَیْنِ لَکَ وَمِنْ ذُرِّیَّتِنا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَکَ <بقره (2) آیه 128»

وَاجْنُبْنِى‏ وَبَنِىَّ أَنْ نَعْبُدَ الأَصْنامَ <ابراهیم (14) آیه 35»

طلب صفاى باطن نسبت به دیگران

وَلا تَجْعَلْ فِى قُلُوبِنا غِلّاً لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنا إِنَّکَ رَءُوفٌ رَحِیمٌ <حشر (59) آیه‏10»

طلب رحمت الهى و رشد

رَبَّنا ءَاتِنا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً وَهَیِّئ لَنا مِنْ أَمْرِنا رَشَداً <کهف (18) آیه 10»

رَبِّ اغْفِرْ لى‏ وَلأَخى‏ وَأَدْخِلْنا فى‏ رَحْمَتِکَ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّحِمینَ <اعراف (7) آیه‏151»

وَهَبْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنْتَ الوَهَّابُ <آل عمران (3) آیه 8»

رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَأَنْتَ خَیْرُ الرَّاحِمینَ <مؤمنون (23) آیه 118»

رَبَّنا ءامَنَّا فَاغْفِرْ لَنا وَارْحَمْنا وَأَنْتَ خَیرُ الرَّاحِمینَ <مؤمنون (23) آیه 109»

طلب یاور و وزیر

وَاجْعَلْ لِى‏ وَزِیراً مِنْ أَهْلِى‏ هرُونَ أَخِى‏ أُشْدُدْ بِهِ أَزْرِى‏ وَأَشْرِکْهُ فِى‏ أَمْرِى‏ کَىْ‏ نُسَبِّحَکَ کَثِیراً وَنَذکُرَکَ کَثِیراً إِنَّکَ کُنْتَ بِنا بَصِیراً <طه (20) آیات 35-29»

طلب توفیق بر شکر نعمتها و اعمال شایسته

رَبِّ أَوْزِعْنى‏ أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الّتى‏ أَنْعَمْتَ عَلَىّ وَعَلى‏ والِدَىَّ وَأَنْ اَعْمَلَ صالِحاً تَرْضیهُ <نمل (27) آیه 19» و<أحقاف (46) آیه 15»

رَبِّ بِما أَنْعَمْتَ عَلَیَّ فَلَنْ أَکونَ ظَهیراً لِلْمُجْرِمینَ <قصص (28) آیه 17»

وَمَا تَوْفِیقِى إلّا باللَّهِ عَلیهِ تَوَکَّلْتُ وَإِلَیهِ أُنیبُ <هود (11) آیه 88»

طلب سلطنت بى نظیر

رَبِّ اغْفِرْ لى‏ وَهَبْ لى‏ مُلْکاً لا یَنْبَغى‏ لأَحَدٍ مِنْ بَعْدى‏ إِنَّکَ أَنْتَ الوَهَّابُ <ص (38) آیه 35»

طلب روزى

رَبِّ إِنّى‏ لِما أَنْزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقیرٌ <قصص (28) آیه 24»

اللّهُمَّ رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَیْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ تَکُونُ لَنا عِیداً لِأَوَّلِنا وَآخِرِنا وَآیَةً مِنْکَ وَارْزُقْنا وَأَنْتَ خَیْرُ الرّازِقِینَ <مائده (5) آیه 114»

وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ یَشْکُرُونَ <ابراهیم (14) آیه 37»

وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَراتِ مَنْ ءامَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَالیَوْمِ الآخِرِ <بقره (2) آیه 126»

طلاقت زبان و سخن آورى

وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِى‏ یَفْقَهُوا قَوْلِى‏ <طه (20) آیه 27 و28»

طلب حکم

رَبِّ هَبْ لى حُکْماً <شعراء (26) آیه 83»

طلب هدایت از خداوند و باز نگشتن به گمراهى

عَسى‏ رَبّى‏ أَنْ یَهْدِیَنى‏ سَواءَ السَّبیلِ <قصص (28) آیه 22»

اِهْدِنا الصِراطَ المُستَقِیم صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمتَ عَلَیهِم غَیْرِ المَغضُوبِ عَلَیهِم وَلا الضَّالِّین <حمد (1) آیه 6 و7»

رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذ هَدَیْتَنا وَهَبْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنْتَ الوَهَّابُ <آل‏عمران (3) آیه 8»

طلب نعمت الهى در دنیا و آخرت

رَبَّنا ءاتِنا فىِ الدُّنْیا حَسَنَةً وَ فىِ الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنا عَذابَ النَّارِ <بقره (2) آیه‏201»

وَاکْتُبْ لَنا فِى‏ هذِهِ الدُّنْیا حَسَنَةً وَفِى‏ الآخِرَةِ <اعراف (7) آیه 156»

فراهم آمدن منزل و مسکن مناسب

رَبِّ أَنْزِلْنى مُنْزَلاً مُبارَکاً وَأنْتَ خَیْرُ المُنْزِلینَ <مؤمنون (23) آیه 29»

گرداندن بلا، و شِکوه از گرفتارى

وَأَیُّوبَ إِذْ نادى‏ رَبَّهُ أَنّى‏ مَسَّنِىَ الضُّرُّ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمینَ <انبیاء (21) آیه‏83»

وَاذْکُرْ عَبْدَنا أیُّوبَ إِذْ نادى‏ رَبَّهُ أَنّى‏ مَسَّنِىَ الشَیْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ <ص (38) آیه‏41»

رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَیَّ مِمَّا یَدْعُونَن‏ إِلَیْهِ وَإِلّا تَصْرِفْ عَنّى‏ کَیْدهُنَّ أصْبُ إِلَیْهِنَّ وَأَکُنْ مِنَ الْجاهِلینَ <یوسف (12) آیه 33»

قبولى دعا

رَبَّنا وَتَقَبَّلْ دُعاءِ <ابراهیم (14) آیه 40»

قبولى اعمال

رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنّا إِنَّکَ أَنْتَ السَّمِیعُ العَلِیمُ <بقره (2) آیه 127»

رَبِّ إِنِّى نَذَرْتُ لَکَ ما فِى بَطْنِى مُحَرَّراً فَتَقَبَّلْ مِنِّى إِنَّکَ أَنْتَ السَّمِیعُ العَلِیمُ <آل‏عمران (3) آیه 35»

مدح الهى

اللَّهُمَّ فاطِرَ السَّمواتِ وَالأَرْضِ عالِمَ الغَیْبِ وَالشَّهادَةِ أَنْتَ تَحْکُمُ بَیْنَ عِبادِکَ فِیما کانُوا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ <زمر (39) آیه 46»

رَبِّ احْکُمْ بِالحَقِّ وَرَبُّنا الرَّحْمنُ المُسْتَعانُ عَلى‏ ما تَصِفُونَ <انبیاء (21) آیه‏112»

فَتَقَبَّلْ مِنِّى إِنَّکَ أَنْتَ السَّمِیعُ العَلِیمُ <آل عمران (3) آیه 35»

رَبَّنا إِنَّکَ تَعْلَمُ ما نُخْفِى‏ وَما نُعْلِنُ وَما یَخْفى‏ عَلى‏ اللَّهِ مِنْ شَى‏ءٍ فِى الأَرضِ وَلا فِى السَّماءِ <ابراهیم (14) آیه 38»

رَبِّ قَدْ آتَیْتَنِى‏ مِنَ المُلْکِ وَعَلَّمْتَنِى‏ مِنْ تَأْوِیلِ الأَحادِیثِ فاطِرَ السَّموتِ وَالأَرضِ أَنْتَ وَلِیى‏ِّ فِى‏ الدُّنْیا وَالآخِرَةِ <یوسف (12) آیه 101»

وَسِعَ رَبُّنا کُلَّ شَی‏ءٍ عِلْماً <اعراف (7) آیه 89»

وَأَدْخِلْنا فى‏ رَحْمَتِکَ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّحِمینَ <اعراف (7) آیه 151»

وَهَبْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنْتَ الوَهَّابُ رَبَّنا إِنَّکَ جامِعُ النّاسِ لِیَوْمٍ لارَیْبَ فِیهِ إِنَّ اللَّهَ لا یُخْلِفُ المِیعادَ <آل عمران (3) آیه 8 و9»

رَبَّنا إِنَّکَ رَءُوفٌ رَحِیمٌ <حشر (59) آیه 10»

رَبَّنا وَسِعْتَ کُلَّ شَی‏ءٍ رَحْمَةً وَعِلْماً <غافر (40) آیه 7»

ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ <کهف (18) آیه 39»

مناجات با حق تعالى‏

الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیاماً وَقُعُوداً وَعَلى‏ جُنُوبِهِمْ وَیَتَفَکَّرُونَ فِى خَلْقِ السَّمواتِ وَالأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَکَ فَقِنا عَذابَ النّارِ رَبَّنا إِنَّکَ مَنْ تُدْخِلِ النّارَ فَقَدْ أَخْزَیْتَهُ وَما لِلظّالِمِینَ مِنْ أَنْصارٍ رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِیاً یُنادِى لِلْإِیمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّکُمْ فَآمَنّا رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَکَفِّرْ عَنّا سَیِّئاتِنا وَتَوَفَّنا مَعَ الأَبْرارِ رَبَّنا وَآتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى‏ رُسُلِکَ وَلا تُخْزِنا یَوْمَ القِیامَةِ إِنَّکَ لا تُخْلِفُ المِیعادَ <آل عمران (3) آیه 191 - 194»

قُلِ اللَّهُمَّ مالِکَ المُلْکِ‏تُؤْتِى المُلْکَ مَنْ تَشاءُوَتَنْزِعُ المُلْکَ مِمَّنْ تَشاءُوَتُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِیَدِکَ الخَیْرُإِنَّکَ عَلى‏ کُلِّ شَی‏ءٍ قَدِیرٌ تُولِجُ اللَّیلَ فِى النَّهارِ وَتُولِجُ النَّهارَ فِى اللَّیْلِ وَتُخْرِجُ الحَیَّ مِنَ المَیِّتِ وَتُخْرِجُ المَیِّتَ مِنَ الحَیِّ وَتَرْزُقُ مَنْ تَشاءُ بِغَیْرِ حِسابٍ <آل عمران (3) آیه 26 و27»

رَبَّنا إِنَّکَ جامِعُ النّاسِ لِیَوْمٍ لا رَیْبَ فِیهِ إِنَّ اللَّهَ لا یُخْلِفُ المِیعادَ <آل عمران (3) آیه 9»

إِنَّ صَلاتى‏ وَنُسُکى‏ وَمَحْیاىَ وَمَماتى‏ للَّهِ‏ِ رَبِّ العالَمینَ <انعام (6) آیه 162»

آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَیْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالمُؤْمِنُونَ کُلٌ‏آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلائِکَتِهِ وَکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَقالُوا سَمِعْناوَأَطَعْنا غُفْرانَکَ رَبَّنا وَإِلَیْکَ المَصِیرُ لا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلّا وُسْعَها لَها ما کَسَبَتْ‏وَعَلَیْها ما اکْتَسَبَتْ رَبَّنا لا تُؤاخِذنا إِْن نَسِینا أَوْ أَخْطَأْنا رَبَّنا وَلا تَحْمِلْ عَلَیْنا إِصْراً کَما حَمَلْتَهُ عَلى‏ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِنارَبَّنا وَلا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ وَاعْفُ عَنّا وَاغْفِرْ لَنا وَارْحَمْنا أَنْتَ مَوْلانا فَانْصُرْنا عَلى‏ القَوْمِ الکافِرِینَ <بقره (2) آیه 285 و286»

مسلمان واقعى باشیم

رَبَّنا ءامَنَّا فَاکْتُبْنا مَعَ الشاهِدینَ <مائده (5) آیه 83»

رَبَّنا ءامَنَّا بِما أَنْزَلْتَ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاکْتُبْنا مَعَ الشاهِدینَ <آل‏عمران (3) آیه‏53»

رَبَّنا وَاجْعَلْنا مُسْلِمَیْنِ لَکَ وَمِنْ ذُرِّیَّتِنا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَکَ <بقره (2) آیه 128»

نجات از دست ستمگران

وَنَجِّنى‏ مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنى‏ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمینَ<تحریم (66) آیه 11»

رَبِّ إِنَّ قَوْمى‏ کَذَّبُونِ فافْتَحْ بَیْنى‏ وَبَیْنَهُمْ فَتْحاً وَ نَجِّنى‏ وَ مَنْ مَعِىَ مِنَ المُؤمِنینَ <شعراء (26) آیات 117 و118»

رَبَّنا لا تَجْعَلْنا فِتْنَةً لِلَّذینَ کَفَروُا <ممتحنه (60) آیه 5»

رَبِّ نَجّنى‏ وَأَهْلى‏ مِمَّا یَعْمَلوُنَ <شعراء (26) آیه 169»

رَبِّ نَجِّنى‏ مِنَ القَوْمِ الظَّالِمینَ <قصص (28) آیه 21»

رَبَّنا إِنَّنا نَخافُ أَنْ یَفْرُطَ عَلَیْنا اَوْ أَنْ یَطْغى‏ <طه (20) آیه 45»

رَبَّنا لا تَجْعَلْنا فِتْنَةً لِلْقَومِ الظَّالمینَ وَنَجِّنا بِرَحْمَتِکَ مِنَ القَوْمِ الکافِرینَ <یونس (10) آیات 85 و86»

رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ القَرْیَةِ الظالِمِ أَهْلُها وَاجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ وَلِیّاً وَاجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ نَصِیراً <نساء (4) آیه 75»

نجات از غم

لا إلهَ إلّا أنْتَ سُبْحانَکَ إنّى‏ کُنْتُ مِنَ الظالمینَ <انبیاء (21) آیه 87»

نبودن باستمگران

رَبِّ فَلا تَجْعَلْنى‏ فى القَوْمِ الظالِمینَ <مؤمنون (23) آیه 94»

رَبَّنا لا تَجْعَلْنا مَعَ القَوْمِ الظّالِمینَ <اعراف (7) آیه 47»

رَبِّ بِما أَنْعَمْتَ عَلَیَّ فَلَنْ أَکونَ ظَهیراً لِلْمُجْرِمینَ <قصص (28) آیه 17»

رَبِّ إنّى‏ لا أَمْلِکُ إِلّا نَفْسى‏ وَ أَخى‏ فَافْرُقْ بَیْنَنا وَبَیْنَ الْقَومِ الْفاسِقینَ <مائده (5) آیه‏25»

نفرین بر بدکاران

رَبِّ لا تَذَرْ عَلى‏ الأَرْضِ مِنَ الکافِرِینَ دَیّاراً إِنَّکَ إِنْ تَذَرْهُمْ یُضِلُّوا عِبادَکَ وَلا یَلِدُوا إِلّا فاجِراً کَفّاراً <نوح (71) آیات 26 و27»

وَلا تَزِدِ الظّالِمِینَ إِلّا تَباراً <نوح (71) آیه 28»

رَبَّنا إِنَّکَ آتَیْتَ فِرْعَوْنَ وَمَلَأَهُ زِینَةً وَأَمْوالاً فِى‏ الحَیاةِ الدُّنْیا رَبَّنا لِیُضِلُّوا عَنْ سَبِیلِکَ رَبَّنا اطْمِسْ عَلى‏ أَمْوالِهِمْ وَاشْدُدُ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ فَلا یُؤْمِنُوا حَتّى‏ یَرَوُا العَذابَ الأَلِیمَ <یونس (10) آیه 88»

نجات از جهنّم

سُبْحانَکَ فَقِنا عَذابَ النّارِ <آل عمران (3) آیه 191»

فَاغْفِرْلَنا ذُنُوبَنا وَقِنا عَذابَ النَّارِ <آل عمران (3) آیه 16»

وَقِنا عَذابَ النَّارِ <بقره (2) آیه 201»

رَبَّنا اصْرِفْ عَنّا عَذابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذابَها کانَ غَراماً <فرقان (25) آیه 65»

نام نیک پس از مردن

وَاجْعَلْ لى‏ لِسانَ صِدْقٍ فى‏ الآخِرینَ <الشعراء (26) آیه 84»

هنگام سوار شدن بر مرکب

بِسْمِ اللَّهِ مَجْریها وَمُرْسیها إِنَّ رَبّى لَغَفُورٌ رَحیم <هود (11) آیه 41»

سُبْحانَ الَّذِى سَخَّرَ لَنا هذا وَما کُنّا لَهُ مُقْرِنِینَ وَإِنّا إِلى‏ رَبِّنا لَمُنْقَلِبُونَ <زخرف(43) آیات 13 و14»

التماس دعا

 

 

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٥ ] [ ٧:۳٦ ‎ق.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]

ذکر برای تقویت اراده

هر کس که ضعیف الاراده باشد: اسامی الهــــی «الشدیـد» ٬ «ذوالقـوة» ٬ «القاهــــر» ٬ «المقتــدر» را بخواند و بر خواندن مداومت نماید ٬ همت و اراده اش قوی گردد.

فهرست موضوعى دعاهاى قرآن

آسان شدن کارهاى سخت

یَسِّرْ لِى‏ أَمْرِى‏ <طه (20) آیه 26»

آرزوى بهتر از آنچه از دست رفته

عَسى‏ رَبُّنا أَنْ یُبْدِلنا خَیْراً منْها إِنَّا إِلى‏ رَبِّنا راغِبُونَ <قلم (68) آیه 32»

امنیّت مکّه

رَبِّ اجْعَلْ هذا البَلَدَ آمِناً <ابراهیم (14) آیه 35»

رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَدَاً آمِناً <بقره (2) آیه 126»

استعاذه

رَبِّ أَعُوذُ بِکَ مِنْ هَمَزاتِ الشَّیاطِینِ وَأَعُوذُ بِکَ رَبِّ أَنْ یَحْضُرُونِ <مؤمنون (23) آیات 97 و98»

بِسمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الفَلَقِ مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ وَمِنْ شَرِّ غاسِقٍ إِذا وَقَبَ وَمِنْ شَرِّ النَّفّاثاتِ فِى العُقَدِ وَمِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ <فلق (113)»

بِسمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ قُلْ أَعُوذُ بِرَّبِ النّاسِ مَلِکِ النّاسِ إِلهِ النّاسِ مِنْ شَرِّ الوَسْواسِ الخَنّاسِ الَّذِى یُوَسْوِسُ فِى صُدُورِ النّاسِ مِنَ الجِنَّةِ وَالنّاسِ <الناس (114)»

رَبِّ إِنّى‏ أَعُوذُ بِکَ أَنْ أَسْئَلَکَ ما لَیْسَ لى بِهِ عِلْمٌ <هود (11) آیه 47»

بانیکو کاران باشیم و باعاقبت خوش بمیریم

تَوَفَّنِى‏ مُسْلِماً وَأَلْحِقْنِى‏ بِالصّالِحِینَ <یوسف (12) آیه 101»

رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَیْنا صَبْراً وَ تَوَفَّنا مُسْلِمینَ <اعراف (7) آیه 126»

تَوَفَّنا مَعَ الأَبْرارِ <آل عمران (3) آیه 193»

وَأَلْحِقْنى‏ بِالصَّالِحینَ <شعراء (26) آیه 83»

وَأَدْخِلْنى‏ بِرَحْمَتِکَ فى‏ عِبادِکَ الصَّالِحینَ <نمل (27) آیه 19»

براى آغاز کارها

بِسْمِ اللَّهِ مَجْریها وَمُرْسیها إِنَّ رَبّى لَغَفُورٌ رَحیم <هود (11) آیه 41»

رَبِّ أَدْخِلْنِى مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِى مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَلْ لِى مِنْ لَدُنْکَ سُلْطاناً نَصِیراً <اسراء (17) آیه 80»

پیروزى بر کافران

أَنّى‏ مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ <قمر (54) آیه 10»

رَبِّ انْصُرْنى بِما کَذَّبُونِ <مؤمنون (23) آیه 26»

رَبِّ انْصُرْنى‏ عَلَى الْقَوْمِ المُفْسِدینَ <عنکبوت (29) آیه 30»

وَانْصُرْنا عَلَى الْقَومِ الکافِرینَ <بقره (2) آیه 250؛ آل عمران (3) آیه 147»

أَنْتَ مَوْلانا فَانْصُرْنا عَلى‏ القَوْمِ الکافِرِینَ <بقره (2) آیه 286»

پیشواى متقین شویم

وَاجْعَلْنا لِلْمُتَّقِینَ إِماماً <فرقان (25) آیه 74»

رَبِّ اجْعَلْنِى‏ مُقِیمَ الصَّلاةِ وَمِنْ ذُرِّیَّتِى‏ <ابراهیم (14) آیه 40»

تسبیح الهى

سُبْحانَ الَّذِى سَخَّرَ لَنا هذا وَما کُنّا لَهُ مُقْرِنِینَ وَإِنّا إِلى‏ رَبِّنا لَمُنْقَلِبُونَ <زخرف (43) آیات 13 و14»

سُبْحانَ رَبِّنا إِنَّا کُنَّا ظالمِین <قلم (68) آیه 29»

لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنّى‏ کُنْتُ مِنَ الظَّالِمینَ <انبیاء (21) آیه 87»

سُبْحانکَ تُبْتُ إِلَیْکَ وَأَنَا أوَّلُ المُؤْمِنینَ <اعراف (7) آیه 143»

سُبْحانَکَ أَنْتَ وَلِیُّنا مِنْ دُونِهِمْ <سبأ (34) آیه 41»

سُبحانَک اللّهُمَّ <یونس (10) آیه 10»

سُبْحانَ رَبِّنا إِنْ کانَ وَعدُ رَبِّنا لَمَفْعُولاً <اسراء (17) آیه 108»

کَىْ‏ نُسَبِّحَکَ کَثِیراً وَنَذکُرَکَ کَثِیراً <طه (20) آیات 33 و34»

تقاضاى داورى و یارى از خداوند

رَبِّ احْکُمْ بِالحَقِّ وَرَبُّنا الرَّحْمنُ المُسْتَعانُ عَلى‏ ما تَصِفُونَ <انبیاء (21) آیه‏112»

رَبِّ إِنَّ قَوْمى‏ کَذَّبُونِ فافْتَحْ بَیْنى‏ وَبَیْنَهُمْ فَتْحاً وَ نَجِّنى‏ وَ مَنْ مَعِىَ مِنَ المُؤمِنینَ <شعراء (26) آیات 117 و118»

رَبَّنا افْتَحْ بَیْنَنا وَبَیْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِّ وَأَنْتَ خَیْرُ الفاتِحِینَ <اعراف (7) آیه 89»

رَبِّ إنّى‏ لا أَمْلِکُ إِلّا نَفْسى‏ وَ أَخى‏ فَافْرُقْ بَیْنَنا وَبَیْنَ الْقَومِ الْفاسِقینَ <مائده(5) آیه‏25»

توبه و طلب آمرزش

سُبْحانَ رَبِّنا إِنَّا کُنَّا ظالمِین <قلم (68) آیه 29»

رَبّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَکونَنَّ مِنَ الخاسِرینَ <اعراف(7) آیه‏23»

رَبِّ اغْفِرْ لِى وَلِوالِدَى‏َّ وَلِمَنْ دَخَلَ بَیْتِىَ مُؤْمناً وَلِلْمُؤْمِنِینَ وَالمُؤْمِناتِ <نوح (71) آیه‏28»

وَإِنْ لا تَغْفِرْ لى وَتَرْحَمْنى أَکُنْ مِنَ الْخاسِرینَ <هود (11) آیه 47»

وَاغْفِرْ لَنا رَبّنا إنَّکَ أَنْتَ الْعَزیزُ الْحَکیمُ <ممتحنه (60) آیه 5»

وَتُبْ عَلَیْنا إِنَّکَ أَنْتَ التَّوّابُ الرَّحِیمُ <بقره (2) آیه 128»

رَبِّ اغْفِرْ لى‏ <ص (38) آیه 35»

رَبِّ اِنّى‏ ظَلَمْتُ نَفْسى‏ وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَیْمانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ <نمل(27) آیه‏44»

لا إلهَ إلّا أنْتَ سُبْحانَکَ إنّى‏ کُنْتُ مِنَ الظالمینَ <انبیاء (21) آیه 87»

رَبِّ إِنّى‏ ظَلَمْتُ نَفْسى‏ فَاغْفِرْ لى‏ <قصص (28) آیه 16»

سُبْحانکَ تُبْتُ إِلَیْکَ وَأَنَا أوَّلُ المُؤْمِنینَ <اعراف (7) آیه 143»

رَبِّ اغْفِرْ لى‏ وَلأَخى‏ وَأَدْخِلْنا فى‏ رَحْمَتِکَ <اعراف (7) آیه 151»

رَبّ لَوْ شِئْتَ أهْلَکتَهُمْ مِنْ قَبْلُ وَإِیّاىَ أَتُهْلِکُنا بِما فَعَلَ السُّفَهاءُ مِنَّا إِنْ هِىَ إلّا فِتْنَتُکَ تُضِلُّ بِها مَنْ تَشاءُ وَتَهْدِى‏ مَنْ تَشاءُ أَنْتَ وَلِیُّنا فَاغْفِرْ لَنا وَارْحَمْنا وَأَنْتَ خَیْرُ الغافِرِینَ <اعراف (7) آیه 155»

لَئِنْ لَمْ یَرْحَمْنا رَبُّنا وَیَغْفِرْ لَنا لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرینَ <اعراف (7) آیه 149»

رَبَّنا اغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَإِسْرافَنا فِى أَمْرِنا <آل عمران (3) آیه 147»

رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَکَفِّرْ عَنّا سَیِّئاتِنا <آل عمران (3) آیه 193»

رَبَّنا إِنَّنا آمَنَّا فَاغْفِرْلَنا ذُنُوبَنا وَقِنا عَذابَ النَّارِ <آل عمران (3) آیه 16»

رَبَّنا لا تُؤاخِذنا إِْن نَسِینا أَوْ أَخْطَأْنا رَبَّنا وَلا تَحْمِلْ عَلَیْنا إِصْراً کَما حَمَلْتَهُ عَلى‏ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِنا رَبَّنا وَلا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ وَاعْفُ عَنّا وَاغْفِرْ لَنا وَارْحَمْنا أَنْتَ مَوْلانا فَانْصُرْنا عَلى‏ القَوْمِ الکافِرِینَ <بقره (2) آیه 286»

رَبَّنا اغْفِرْ لَنا وَلِإِخْوانِنا الَّذِینَ سَبَقُونا بِالإِیمانِ <حشر (59) آیه 10»

إِنِّى تُبْتُ إِلَیْکَ وَإِنِّى مِنَ المُسْلِمِینَ <احقاف (46) آیه 15»

رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَأَنْتَ خَیْرُ الرَّاحِمینَ <مؤمنون (23) آیه 118»

رَبَّنا ءامَنَّا فَاغْفِرْ لَنا وَارْحَمْنا وَأَنْتَ خَیرُ الرَّاحِمینَ <مؤمنون (23) آیه 109»

رَبَّنا أَتْمِمْ لَنا نُورَنا وَ اغْفِرْ لَنا إِنَّکَ عَلى‏ کُلِّ شى‏ءٍ قَدِیرٌ <تحریم (66) آیه 8»

رَبَّنا اغْفِرْ لِى‏ وَلِوالِدَىَّ وَلِلْمُؤْمِنِینَ یَوْمَ یَقُومُ الحِسابُ <ابراهیم (14) آیه 41»

رَبَّنا وَسِعْتَ کُلَّ شَی‏ءٍ رَحْمَةً وَعِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِیلَکَ وَقِهِمْ عَذابَ الجَحِیمِ <غافر (40) آیه 7»

توکّل

اللَّهُ رَبّى عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَإِلَیْهِ أُنیبُ <شورى (42) آیه 10»

رَبَّنا عَلَیکَ تَوَکَّلْنا وَإِلَیْکَ أَنَبْنا وَإِلَیْکَ المَصیرُ <ممتحنه (60) آیه 4»

وَسِعَ رَبُّنا کُلَّ شَی‏ءٍ عِلْماً عَلى‏ اللَّهِ تَوَکَّلْنا <اعراف (7) آیه 89»

وَمَا تَوْفِیقِى إلّا باللَّهِ عَلیهِ تَوَکَّلْتُ وَإِلَیهِ أُنیبُ <هود (11) آیه 88»

هوَ رَبّى‏ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَإِلَیْهِ مَتابِ <رعد (13) آیه 30»

حَسْبُنااللَّهُ سَیُؤْتِینا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ إِنّا إِلى‏ اللَّهِ راغِبُونَ <توبه(9) آیه‏59»

حَسْبِىَ اللَّه لا إِلهَ إلاَّ هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ العَرْشِ العَظیم <توبه (9) آیه‏129»

ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ <کهف (18) آیه 39»

تفویض

أُفَوِّضُ أَمْرى‏ إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصیرٌ بِالْعِبادِ <غافر (40) آیه 44»

حمد الهى

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى أَذهَبَ عَنّا الحَزَنَ إِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَکُورٌ الَّذِى أَحَلَّنا دارَ المُقامَةِ مِنْ فَضْلِهِ لا یَمَسُّنا فِیها نَصَبٌ وَلا یَمَسُّنا فِیها لُغُوبٌ <فاطر (35) آیه آیات 34 و35»

اَلْحَمْدُ للَّهِ‏ِ الَّذى نَجَّینا مِنَ الْقَوْمِ الظالمِینَ <مؤمنون (23) آیه 28»

الحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى‏ وَهَبَ لِى‏ عَلى‏ الکِبَرِ إِسْمعِیلَ وَإِسْحقَ إِنَّ رَبِّى‏ لَسَمِیعُ الدُّعاءِ <ابراهیم (14) آیه 39»

الحَمْدُ للَّهِ رَبِّ العالَمینَ <فاتحه (1) آیه 2؛ یونس (10) آیه 10»

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى صَدَقنا وَعْدَهُ وَأَوْرَثَنا الأَرْضَ نَتَبَوَّءُ مِنَ الجَنَّةِ حَیْثُ نَشاءُ فَنِعْمَ أَجْرُ العامِلِینَ <زمر (39) آیه 74»

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى هَدینا لِهذا وَما کُنَّا لِنَهْتَدِىَ لَوْلا أَنْ هَدینَا اللَّهُ <اعراف (7) آیه‏43»

اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى‏ فَضَّلَنا عَلى‏ کَثیرٍ مِنْ عِبادِهِ الْمُؤْمِنینَ <نمل (27) آیه 15»

الْحَمْدُ للَّهِ وَسَلامٌ عَلى‏ عِبادِهِ الَّذینَ اصْطَفى‏ <نمل (27) آیه 59»

الحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى لَمْ یَتَّخِذ وَلَداً وَلَمْ یَکُنْ لَهُ شَرِیکٌ فِى المُلْکِ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِیٌّ مِنَ الذُّلِّ وَکَبِّرْهُ تَکْبِیراً <اسراء (17) آیه 111»

دعا براى همسر

رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَذُرِّیّاتِنا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنا لِلْمُتَّقِینَ إِماماً <فرقان (25) آیه 74»

دعا براى پدر و مادر

رَبِّ اغْفِرْ لِى‏ وَلِوالِدَىَّ <نوح (71) آیه 28»

وَاغْفِرْ لأَبى‏ إِنَّهُ کانَ مِنَ الضَّالّینَ <شعراء (26) آیه 86»

رَبَّنا اغْفِرْ لِى‏ وَلِوالِدَىَّ وَلِلْمُؤْمِنِینَ یَوْمَ یَقُومُ الحِسابُ <ابراهیم (14) آیه 41»

رَبِّ ارْحَمْهُما کَما رَبَّیانى‏ صَغیراً <اسراء (17) آیه 24»

دعا براى برادر

رَبِّ اغْفِرْ لى‏ وَلأَخى‏ وَأَدْخِلْنا فى‏ رَحْمَتِکَ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّحِمینَ <اعراف (7) آیه‏151»

دعا براى فرزندان و نوادگان

رَبِّ هَبْ لى مِنَ الصَّالِحینَ <صافات (37) آیه 100»

رَبِّ إِنَّ ابْنى‏ مِنْ أَهْلى‏ وَإِنَّ وَعْدَکَ الحَقُّ وَأَنْتَ أَحْکَمُ الْحاکِمینَ <هود(11) آیه‏45»

رَبِّ اجْعَلْ هذا البَلَدَ آمِناً وَاجْنُبْنِى‏ وَبَنِىَّ أَنْ نَعْبُدَ الأَصْنامَ <ابراهیم (14) آیه‏35»

رَبَّنا وَاجْعَلْنا مُسْلِمَیْنِ لَکَ وَمِنْ ذُرِّیَّتِنا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَکَ <بقره (2) آیه 128»

رَبَّنا إِنِّى‏ أَسْکَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتِى‏ بِوادٍ غَیْرِ ذِى‏ زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِکَ المُحَرَّمِ رَبَّنا لِیُقِیمُوا الصَّلاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ‏النّاسِ تَهْوِى‏ إِلَیْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ یَشْکُرُونَ <ابراهیم (14) آیه 37»

رَبِّ اجْعَلْنِى‏ مُقِیمَ الصَّلاةِ وَمِنْ ذُرِّیَّتِى‏ رَبَّنا وَتَقَبَّلْ دُعاءِ <ابراهیم(14) آیه‏40»

رَبَّنا وَابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِکَ وَیُعَلِّمُهُمُ الکِتابَ وَالحِکْمَةَ وَیُزَکِّیهِمْ إِنَّکَ أَنْتَ العَزِیزُ الحَکِیمُ <بقره (2) آیه 129»

رَبِّ هَبْ لى‏ مِنْ لَدُنْکَ ذُرِیَّةً طَیِّبَةً اِنَّکَ سَمیعُ الدُّعاء <آل عمران (3) آیه 38»

رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَذُرِّیّاتِنا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنا لِلْمُتَّقِینَ إِماماً <فرقان(25) آیه‏74»

رَبِّ إِنِّى وَهَنَ العَظْمُ مِنِّى وَاشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَیْباً وَلَمْ أَکُنْ بِدُعائِکَ رَبِّ شَقِیّاً وَإِنِّى خِفْتُ المَوالِیَ مِنْ وَرائِى وَکانَتِ امْرَأَتِى عاقِراً فَهَبْ لِى مِنْ لَدُنْکَ وَلِیّاً یَرِثُنِى وَیَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوبَ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِیّاً <مریم (19) آیات 3 - 5»

رَبِّ لا تَذَرْنى فَرْداً وَأَنْتَ خیْرُ الوارِثینَ <انبیاء (21) آیه 89»

وَأَصْلِحْ لِى فِى ذُرِّیَّتِى <احقاف (46) آیه 15»

[ ۱۳٩۱/٥/٢٥ ] [ ٧:۳٥ ‎ق.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]

* رفع وسوسه شیطان:
روزی سه مرتبه: وَلو نَشاءُ  لمَسَخناهُم عَلی مَکانَتِهم فما استطاعُوا مُضِّیاً وَ لا یرجعُونَ.

* اهل یقین شود:
سحرگاه وضو بگیرد و 111 مرتبه در سجده بگوید: "الصَّمد"

* حاجت روایی – روزی:
21 مرتبه در سجده: "یا ذالجَلال وَالاکرام".

* آمرزش گناهان:
100 مرتبه در جمعه " الغفور " و بعد از آن: اللهُمَّ اِغفِر لی یا غَفـّار.

* نورانیت باطن – در امان ماندن از وسوسه شیطان:
170 مرتبه "القدّوس".

* زیادی روزی:
35 مرتبه " یا وَهّابُ ذالطول ".

* نابودی ظالم:
اگر مظلوم باشد در سحرگاه 66 مرتبه بگوید " یا وَکیل " و بر ظالم دعا کند تا نابود شود.

*  برآورده شدن 100 حاجت ( 30 تا دنیوی – 70 تا اخروی ):
100 مرتبه: یا رَبِّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و آل مُحَمَّد.

* تا یکسال گناهی نوشته نمی شود:
روز جمعه بعد از نماز صبح بگو:

اللهُمَّ اجعَل صَلواتِکَ وَ صَلواتِ مَلائِکتِ

کَ وَ حَمَلهِ عَرشِکَ وَ جَمیع خَلقِکَ وَ سَمائِکَ وَ ارضِکَ و اَنبیائِکَ عَلی مُحَمَّدٍ و آل مُحَمَّدٍ

* 45000حسنه، 45000 محو گناه، 45000 درجه:
روزی 10 مرتبه: اشهَدُ ان لا اِلهَ اِلا اللهُ وَحدَهُ لا شَریک لهُ اِلهاً واحِداً احَداً صَمَداً لم یتخِذ صاحِبَة وَ لا وَلداً.

* ثواب 1000 رکعت نماز:
در وقت خواب 3 مرتبه بگو: یفعَل اللهُ ما یشاءُ بقدرَتِهِ وَ یحکمُ ما یریدُ بعِزَّتِهِ.

* آمرزش گناهان و توبه:
41 مرتبه بعد از نماز صبح: العَفو.، 41 مرتبه در روز: العَزیز. بعد از هر نماز 298 مرتبه: الرَّحمنُ الرَّحیم.

حداقل اذکارى که انسان باید درساعات شبانه روز بر آن ها مداومت بکند:
1 - هر روز 100 مرتبه، صلوات بر محمد و آل محمد صلى الله علیه و آله
2 - هرروز 360 مرتبه (به تعداد رگهاى بدن ). (الحمد لله رب العالمین کثیرا على کل حال ).
3 - هر روز 70 مرتبه: (استغفر الله ربى و اتوب الیه ).
4 - هر روز 100 مرتبه: (سبحان الله ).
5 - هر روز 100 مرتبه: (الحمد لله ).
6 - هر روز 100 مرتبه: (لا اله الا الله ).
7 - هر روز 100 مرتبه: (الله اکبر).
8 - هر روز 100 مرتبه: (لا اله الا الله الملک الحق المبین ) و اگر صد مرتبه نتوانستى سى بار بگو.
9- هر روز 100 مرتبه: (لا حول و لا قوة الا بالله ).
10 - هر روز 10 مرتبه: اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له، الها واحدا احدا صمدا لم یتخذ صاحبة و لا ولدا.
11 - هر روز 360 مرتبه: سبحان الله والحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر
12 - هر روز 400 مرتبه: استغفر الله الذى لا اله الا هو الحى القیوم، الرحمن الرحیم، بدیع السماوات و الارض، من جمیع ظلمى و جرمى و اسرافى على نفسى و اتوب الیه.
13 - هر روز 25 مرتبه: اللهم اغفر للمومنین و المومنات، و المسلمین و المسلمات.
14 - هر روز 15 مرتبه: لا اله الا الله حقا حقا، لا اله الا الله ایمانا و تصدیقا، لا اله الا الله عبودیة ورقا.
15 - هرروز 7 مرتبه: اسئل الله الجنة و اعوذ بالله من النار.
16 - هرروز 7 مرتبه: الحمد لله على کل نعمة کانت او هى کائنة.
17 - هر روز 1 مرتبه بگوید: بسم الله، حسبى الله، توکلت على الله، اللهم انى اسئلک خیر امورى کلها، و اعوذ بک من خزى الدنیا و عذاب الاخرة.
18 - هر روز 1 مرتبه بگوید: جزى الله محمدا صلى الله علیه و آله عنا ما هو اهله.
19 - هر روز 1 مرتبه بگوید: اللهم انى اسئلک بنور وجهک المشرق الحى الباقى الکریم و اسئلک بنور وجهک القدس الذى اشرقت به السماوات، و انکشفت به الظلمات، و صلح علیه امر الاولین و الاخرین، ان تصلى على محمد و آله، و ان تصلح شانى کله.
20 - هر روز 1 مرتبه بگوید: سبحان الدائم القائم، سبحان القائم الدائم، سبحان الواحد الاحد، سبحان الفرد الصمد، سبحان الحى القیوم، سبحان الله و بحمده، سبحان الحى الذى لا یموت، سبحان الملک القدوس، سبحان رب الملائکة و الروح، سبحان العلى الاعلى،سبحانه و تعالى.

*درخواست حوریه بهشت از خداوند با پانصد کلمه:  
به سند معتبر از حضرت امام رضا علیه السلام منقول است که: حق تعالى بر خودواجب کرده است که هر مومنى که صد مرتبه (الله اکبر) و صد مرتبه (الحمد لله ) و صد مرتبه (سبحان الله ) و صد مرتبه (لا اله الا الله ) بگوید و صد مرتبه (اللهم صل علی محمد و آل محمد) بفرستد، پس بگوید، (اللهم زوجنى من الحور العین )، البته حق تعالى حوریه اى در بهشت به او کرامت فرماید، و این پانصد کلمه مهر آن حوریه باشد، پس از این جهت حق تعالى به حضرت رسول صلى الله علیه و آله وحى فرمود که: مهر زنان مومنه را پانصد درهم سنت گرداند.

*با این ذکر از هفتاد نوع بلا ایمن شوید: 
حضرت صادق علیه السلام فرمود: چون نماز مغرب و صبح را خواندى پس هفت بار بگو: بسم الله الرحمن الرحیم لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم. خداوند متعال از او هفتاد نوع بلا را دفع مى کند که کمترین آن ها جذام و برص (پیسى ) و دیوانگى است.

با این ذکر از نود و نه بلا ایمن شوید:  
از حضرت امام جعفر بن محمد صادق علیه السلام روایت نموده اند که فرمودند هر کس که هرروز سى مرتبه بگوید: بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین، تبارک الله احسن الخالقین، لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم، خداوند نود و نه بلا را از او دور فرماید که کمترین آن ها جنون باشد.

*بهترین ذکر در سجده: 
حضرت على علیه السلام فرمود: بهترین سخنان نزد حقتعالى آن است که در سجده سه بار گوید: (انى ظلمت نفسى فاغفرلى ).

در خواص بسم الله الرحمن الرحیم:

*امام هفتم موسى بن جعفر علیه السلام فرموده: هر کس را گرفتارى رسد که او را غمگین کند یا گرفتارى به او رسد، سرش را به آسمان بلند کند و سه بار بگوید:

(بسم الله الرحمن الرحیم ) جز این که خداوند گرفتارى او را بردارد و غم او را انشاء الله ببرد.

امام رضا (ع) فرمود: هر کس را مرضی سخت و صعب العلاج باشد نام الهی « یا واحد » را هر روز هزار و یک بار گوید و ورد زبانش گرداند از آن مرض شفا پیدا خواهد کرد.

 

در مهج الدعوات ٬ سید بن طاووس از سعید بن ابی فتح قمی نقل کرده است که: مرا مرضی عظیم بود که طبیبان از علاج آن عاجز بودند به این دعا ( دعای ذیل ) عمل کرده شفا یافتم.

از حضرت امام صادق (ع) روایت است که پیامبر فرمود: هر که را مرضی باشد ٬ بعد از نماز صبح چهل بار بگوید و دست بر آن جا که علت باشد بمالد از آن صحت یابد:

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین حسبنا الله و نعم الوکیل تبارک الله احسن الخالقین و لا حول    و لا قوه الا بالله العلی العظیم

از خواص سوره محمد (ص) در روایات آمده است: هر کس این سوره را بنویسد و با هر آب پاکی بشوید و به مریض بدهد ٬ آن مریض شفا پیدا خواهد نمود.

در کتاب مصباح کفعمی آمده است که آیه ۱۳۱ و ۱۳۲ سوره طه را بنویسد و بر بیمارببندد ٬بیمار شفا یابد:

رزق ربک عینیک الی ما متعنا به ازواجاْ منهم زهرة الحیوة الدنیا لنفتنهم فیه و رزق ربک خیر و ابقی و امر اهلک بالصلوة و اصطبر علیها لا نسئلک رزقاْ نحن نرزقک و العاقبة للتقوی

[ ۱۳٩۱/٥/٢٥ ] [ ٧:۳٤ ‎ق.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]

بسم الله الرحمن الرحیم

ما را به دعا کاش فراموش نسازند

رندان سحر خیز که صاحب نفسانند

ذکر یونسیه:
 مداومت تا یک سال: باز شدن چشم برزخی: 400 مرتبه در سجده بعد از نماز صبح:  لآ اِلهَ اِلآ اَنتَ سُبحانَکَ اِنّی کُنتُ مِنَ الظالِمینَ.

* رفع اضطرار و گرفتاری:
5 مرتبه صلوات – آیت الکرسی – سپس در دل بسیار بگو: اللـّهم اجعَلنی فی دِرعِکَ الحصینةِ التی تَجعلُ فیها من تشاءِ.

* امان از خطر دشمن – دوری از ریا و غرور:
لا حَول ولا قـُوة الا بالله.

* درمان حدیث نفس:
روزی 100 مرتبه تهلیل: لا اله الا الله.

* دفع وسوسه و اذیت شیاطین:
آیت الکرسی – سوره ناس و فلق.

* روشنایی قلب:
70 مرتبه استغفار بعد از نماز ظهر و عصر.

* رویای صادقه:
سوره های ضحی و انشراح قبل از خواب.

* مستجاب الدعوه شدن:
بسم الله الرحمن الرحیم.

* سرکوبی نفس:
هر روز 13 مرتبه:  اللهم لکَ الحمدُ و الیکَ المشتَکی و انت المستعان.

* قدرت انسان در غلبه بر نفس:
یا دائم یا قائم.

* روشنایی قلب:
بعد از نماز صبح دست بر سینه 70 مرتبه: "یا فتاح".

* دور نمودن 70 نوع بلا:
روزی 100 مرتبه: لا حَول ولا قوة الا بالله.

* تقویت روح و قلب:
نیم ساعت با توجه قلبی در جای خلوت: "هوالحی".

* گشایش در امور و حوائج:
120 مرتبه در یک مجلس: اَمَّن یجیبُ المُضطرَّ اِذا دَعاهُ و یکشِفُ السُّوءَ.

* ثواب و حسنات فراوان:
روزی 25 مرتبه: اللهمَّ اغفِر لِلمُومِنینَ وَالمُومِنات والمُسلِمینَ وَالمُسلِمات.

* شفای 99 درد که کمترین آن ناراحتی است:
لا حَولَ ولا قوةَ اِلا بالله العلی العَظیم.

* دعای خروج از منزل:
بسم الله – لا حول ولا قوه الا بالله – توکلتُ عَلی الله.

* 3000 حسنه – محو 3000 گناه – 3000 درجه:
سُبحانَ الله و بحَمدِهِ سُبحان الله العَظیم و بحَمدِهِ.

* دعای قبل از طلوع خورشید:
اللهُ اکبرُ، الله اکبرُ کبیراً و سُبحانَ اللهِ بُکرَةً و اَصیلا وَالحَمدُ لِلهِ رَبِّ العالمینَ کثیراً لا شَریکَ لهُ وَ صَلی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ و آلِهِ.

* دفع نفس اماره:
هنگام خواب دست بر سینه – 100 مرتبه:" یا مُمیتُ ".

* قضای حوائج:
دو رکعت نماز هدیه به حضرت زهرا (س) و در قنوت آن:اللهُمَّ بفاطِمَة و اَبیها و بفاطِمَة و بَعلِها و بفاطِمَة و بَنَیها بفاطِمَة و السِّرِّ المُستَودَع عَلیها اِقض حاجَتی و صَلی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ و آل مُحَمَّدٍ محال است حاجت روا نشود.

* رفع غم و اندوه:
40 مرتبه: اللهُ اللهُ ربی لا اُشرکُ بهِ شَیئاً تَوَکَّلتُ عَلی الحَی الذی لا یموت.

* توسل به امام زمان (عج) برای رفع ناراحتی و مشکلات:
70 مرتبه: یا مُحَمَّدُ یا علی یا فاطِمة یا صاحِبَ الزَّمانَ اَدرکنی وَ لا یحلِکنی.

* برای گرامی شدن نزد مردم:
هنگام خروج از خانه 12 مرتبه: یا عَزیزُ ذوالعِزِّ وَالِاقتِدارِ اَعِّزنی.

* رفع شک در نماز:
هنگام ورود به توالت: بسم اللهِ اعوذُ باللهِ من الرِّجس النـَّجس الخَبیثِ المُخبثِ الشَّیطان الرَّجیم.

* استخاره امام زمان:
3 مرتبه صلوات – میانه تسبح را بگیر: جفت آمد بد است.

* دعای عطسه:
الحَمدُ للهِ علی کلِّ حال و صَلی اللهُ علی مُحَمَّدٍ و آلِهِ اَجمَعین.

* زنده شدن دل:
یا حَی یا قَیوم یا لا اله الا اَنتَ اَسئَلکَ اَن تحیی قَلبی اَللهّمّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و آل مُحَمَّدٍ.

* قوی شدن همت:
مداومت بر اذکار: الشَّدید، ذوالقوَّة، القاهِرُ، اَلمُقتدِرُ.

* آرامش قلب:
الا بذکر الله تطمئن القلوب.

* رفع خیالات و اوهام:
مداومت بر:" اللـَّطیف".

* رفع بی خوابی:
سُبحان اللهِ ذی الشَّأن دائمُ السُّلطان کلَّ یوم هُوَ فی شَأن.

* خواب دیدن امیرالمومنین:
موقع خواب بگو: اللهُمَّ اِنی اسئلکَ یا مَن لهُ لطفُ خَفی وَ ایادیهِ باسِطة لا تنقضی اسئلکَ بلطفِکَ الخَفی الذی ما لطفتَ بهِ لِعَبدٍ اِلا کفِی ان ترینی مَولای عَلی بن ابی طالِبٍ علیه السلام فی مَنامی.

* ایمن ماندن از فتنه ها در آخر الزمان:
18 مرتبه "یاحی" بعد از هر نماز.
تکرار این دعا: یا اللهُ یا رَحمنُ یا رَحیمُ یا مُقلبَ القلوبِ ثبِّت قلبی علی دینِکَ.

* هنگامی که از دست کسی به ناراحتی و شدت افتادی بگو:
حَسَبی اللهُ لا اِلهَ اِلا هُوَ عَلیهِ توَکلتُ و هُوَ رَبُّ العَرش العَظیم.

* تقویت حافظه:
بعد از نماز صبح در هر روز قبل از صحبت کردن: یا حَی یا قیوم فلا یفوتُ شَیئاً عِلمُهُ وَ لا یؤُدُهُ قوَّةُ.

* راه های دیگر تقویت حافظه:
روزه – قرآن – مسواک – آیت الکرسی – اطاعت امر والدین – دائم الوضو – رو به قبله – شب زنده داری.

* یادآوری چیز فراموش شده:
پیشانی بر کف دست: اللهُمَّ لکَ الحَمدُ یا مُذکرُ الشَّی وَ فاعِلهُ، ذکرنی ما نَسیتُ.

هر کسی صد آیه از قرآن تلاوت کند سپس هفت مرتبه ذکر (( یا الله )) بگوید اگر بر سنگ سخت دعا کند هر آینه شکافته گردد.

[ ۱۳٩۱/٥/٢٥ ] [ ٧:۳٢ ‎ق.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]

خداوند برترین معرف قرآن کریم
1. خدای سبحان که متکلم قرآن و نازل کنندهٴ آن است، از هر موجود دیگری قرآن را بهتر می‏شناسد و در تعریف او شایسته‏تر از هر صاحب نظر دیگر است؛ بلکه سزاوار بودن ذات اقدس الهی قابل سنجش با صلاحیت دیگران نیست؛


2. خدای سبحان، قرآن کریم را به عنوان نور به جهانیان شناسانده و چنین فرمود: ﴿یا أیّها الناس قد جاءکم برهانٌ من ربّکم و أنزلنا إلیکم نوراً مبیناً﴾[1]؛ ﴿قد جاءکم من اللّه نور و کتاب مبین﴾.[2]


3. خدای سبحان، قرآن کریم را به عنوان تبیان همه چیز به انسانها شناسانده و چنین فرموده است: ﴿و نزّلنا علیک الکتاب تبیاناً لکلّ شی‏ء و هدیً و رحمةً و بشری للمسلمین﴾؛[5] یعنی هر چیزی که در تأمین سعادت انسان سهم مؤثر دارد، در این کتاب الهی بیان شده است و اگر انجام کاری عامل فراهم نمودن سعادت بشر است، در آن آمده و اگر ارتکاب عملی مایهٴ شقاوت بشری می‏گردد، پرهیز از آن به صورت یک دستور لازم در آن تعبیه شده است.

4. خدای سبحان خود را معلّم بالذات و بالإصالهٴ این کتاب آسمانی می‏داند: ﴿الرّحمن ٭ علّم القران ٭ خلق الإنسان ٭ علّمه البیان﴾[6] و در اهمیّت علوم قرآنی می‏توان به این نکته استشهاد کرد که خدای سبحان، سرآغاز همهٴ نعمتهای مادّی و مجردِ ظاهری و باطنی را که در سورهٴ «الرحمن» یادآور شده و همهٴ مکلفان را به اعتراف فرا خوانده و راه هرگونه تکذیب منکران را مسدود کرده، نعمت تعلیم قرآن و نیز تعلیم بیان انسان که محصول آموزش قرآن کریم است، می‏شمارد.


5. خدای سبحان، این کتاب عظیم الهی را از مبدأ تنزّل تا پایان نزول، در کسوت حق و در صحبت حقیقت قرار داد تا به جایگاه اصیل خود که قلب انسان کامل و محقق در آن و متحقق به آن فرود آید؛ ﴿و بالحقّ أنزلناه و بالحقّ نزل﴾[11]، ﴿نزل به الروح الأمین ٭ علی قلبک لتکون من المنذرین﴾[12] و قبل از آنکه به قلب مبارک انسان کامل نزول کند و از آن جایگاه پاک به دیگران منتقل شود، ادراک معارف آن، بلاواسطه میسور انسانهای عادی نیست؛ چون هر قلبی ظرفیت خاصّ به خود دارد و هرگز نمی‏تواند قرآن را که به تعبیر الهی قول سنگین و وزین است: ﴿إنّا سنلقی علیک قولاً ثقیلاً﴾[13]، تحمّل نماید.



6. خدای سبحان، این کتاب عظیم الهی را شایستهٴ بقا و لایق خلود و جاودانگی معرّفی کرد و او را از گزند هر مانعی مصون دانست و چنین فرمود که: ﴿لا یأتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه﴾.[19]

7. خدای سبحان، ادراک معارف این کتاب عظیم الهی را مخصوص کسانی دانست که دارای قلب‏اند و آن را مرکز علم حقیقی می‏داند و گروهی که قلب خود را از دست داده‏اند یا آن را بیمار کرده‏اند، از فهم اسرار قرآنی محروم‏اند. منظور از قلب در تعبیرهای عربی یا عنوان دل در تعبیرهای فارسی، همان روح مجرّد و لطیف الهی است که خداوند به انسانها مرحمت نموده و استعداد دریافت هرگونه کمالی را داراست و تعلق به دنیا و هرگونه تبه‏کاری او را از اوج کمال یا لیاقتِ تکامل اسقاط می‏کند و پردهٴ ضخیمی جلوی آن می‏آویزاند که حقایق را نبیند و فقط به خاطرات نفسانی و آرمان‏های شیطانی که از قوای درونی یا وسوسه‏های شیطان سر بر می‏آورند، می‏نگرد و به تحقّق بخشیدن آنها می‏کوشد.
چون اندیشه و علم، یک وجود مجرد است، نیل به آن، نه در اختیار مغز مادّی است و نه در عهدهٴ قلب مادّی که در تمام حیوانها وجود دارد؛ بلکه مخصوص روح مجرّد انسانی است که دستگاه مادّی مغز و مانند آن کارهای فیزیکی و مقدمات مادّی آن را به عهده‏دارند و وجود متافیزیکی آن فقط به عهدهٴ روح مجرّد است.

8. خدای سبحان، قرآن کریم را تبیان همه چیز دانست. گرچه ممکن است منظور از ﴿تبیاناً لکل شی‏ء﴾[33] این باشد که هرچه در جهان تکوین و عالم خارج وجود دارد، قرآن کریم از لحاظ علمی حاوی آنهاست؛ زیرا این کتاب عظیم الهی از مبدأ اعلا تنزیل یافت و در آن مقام، همهٴ حقایقْ وجودِ جمعی دارند: ﴿إنْ من شی‏ء إلاّ عندنا خزائنه﴾[34] و برای قرآنْ همان طوری که ظاهِر أنیق است، باطنِ عمیق می‏باشد و برخی از روایات نیز همین اشتمال قرآن بر همهٴ علوم جهان هستی را تأیید می‏کند؛ لیکن محور اساسی قرآن، همان تعلیم و تزکیهٴ انسانها در راه عقیده و اخلاق و اعمال شایسته است، تا از این رهگذر، سعادت خود را تحصیل نموده، به هدف نهایی که لقای خداوند سبحان است، نایل گردند.

9. خدای سبحان، قرآن کریم را به عنوان نور و هدایت و اوصاف کمالی دیگر معرّفی نمود و لازمهٴ این توصیف، آن است که قرآن حاوی همهٴ معارف و قوانین سعادت بخش بشری است و در روشن نمودن آنها نیز همانند نورافکن نیرومند، قوی و غنی است؛ یعنی هم در محتوا بی‏نیاز از علوم دیگران است و هم در دلالت بر آنها مستغنی از چاره‏جویی اغیار. لذا کسی نمی‏تواند مطلبی از خود بر مطالب قرآن کریم بیفزاید یا از آن بکاهد و نیز نمی‏تواند روش تبیین و دلالت خاصّی را بر او تحمیل کند.

10. خدای سبحان، خود را معلّم قرآن کریم معرفی نمود و تقوای انسانها را شرط فراگیری علوم حقیقی قرار داد و چنین فرمود: ﴿إنْ تتقوا اللّه یجعل لکم فرقاناً﴾[36] ؛ یعنی اگر با تقوا بودید و با پرهیز از تمرّد، دستورات الهی را همواره رعایت کردید، خداوند نوری که با آن فرق بین حق و باطل میسور است، به شما می‏دهد و مهم‏ترین عاملی که فارِق بین صواب و ناصواب است، همانا قرآن کریم می‏باشد و از جمع این دو مطلب، نصاب آشنایی با قرآن کامل می‏گردد.


[ ۱۳٩۱/٥/٢٥ ] [ ٧:٢۸ ‎ق.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]

اگر گرفتارید، اگر در جایگاهی هستید که همه باید به شما تکیه کنند، اگر دنبال تکیه گاه مستحکمی می گردید که از تکیه کردن به آن آرامش بگیرید، اگر به دنبال رهایی از انبوه مشکلات و غلبه بر آنها هستید، هر روز صبح بخوانید:

لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ وَإِنْ تُبْدُوا مَا فِی أَنْفُسِکُمْ أَوْ تُخْفُوهُ یحَاسِبْکُمْ بِهِ اللَّهُ فَیغْفِرُ لِمَنْ یشَاءُ وَیعَذِّبُ مَنْ یشَاءُ وَاللَّهُ عَلَى کُلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ«284»
آنچه در آسمانها و زمین است، از آن خداست. و (از این رو) اگر آنچه را در دل دارید، آشکار سازید یا پنهان، خداوند شما را بر طبق آن، محاسبه می‌کند.سپس هر کس را بخواهد (و شایستگی داشته باشد)، می‌بخشد؛ و هر کس را بخواهد (و مستحق باشد)، مجازات می‌کند. و خداوند به همه چیز قدرت دارد.

آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَیهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ کُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِکَتِهِ وَکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لَا نُفَرِّقُ بَینَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَقَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَکَ رَبَّنَا وَإِلَیکَ الْمَصِیرُ«285»
پیامبر، به آنچه از سوی پروردگارش بر او نازل شده، ایمان آورده است. (و او، به تمام سخنان خود، کاملا مؤمن می‌باشد.) و همه مؤمنان (نیز)، به خدا و فرشتگان او و کتابها و فرستادگانش، ایمان آورده‌اند؛ (و می‌گویند:) ما در میان هیچ یک از پیامبران او، فرق نمی‌گذاریم (و به همه ایمان داریم). و (مؤمنان) گفتند: «ما شنیدیم و اطاعت کردیم. پروردگارا! (انتظار) آمرزش تو را (داریم)؛ و بازگشت (ما) به سوی توست.»

لَا یکَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا لَهَا مَا کَسَبَتْ وَعَلَیهَا مَا اکْتَسَبَتْ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِنْ نَسِینَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَینَا إِصْرًا کَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا أَنْتَ مَوْلَانَا فَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ«286»
خداوند هیچ کس را، جز به اندازه تواناییش، تکلیف نمی‌کند. (انسان،) هر کار (نیکی) را انجام دهد، برای خود انجام داده؛ و هر کار (بدی) کند، به زیان خود کرده است. (مؤمنان می‌گویند:) پروردگارا! اگر ما فراموش یا خطا کردیم، ما را مؤاخذه مکن! پروردگارا! تکلیف سنگینی بر ما قرار مده، آن چنان که (به خاطر گناه و طغیان،) بر کسانی که پیش از ما بودند، قرار دادی! پروردگارا! آنچه طاقت تحمل آن را نداریم، بر ما مقرر مدار! و آثار گناه را از ما بشوی! ما را ببخش و در رحمت خود قرار ده! تو مولا و سرپرست مایی، پس ما را بر جمعیت کافران، پیروز گردان!

آیات آخر سوره مبارکه بقره

[ ۱۳٩۱/٥/٢٤ ] [ ٧:٥٤ ‎ق.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]

هرچه از خدا می خواهید نماز غفیله بخوانید. جایگاه این نماز در حدی است که روایت شده اگر یزید (لعنت الله علیه) می خواند و در قنوت از گناه خود توبه می کرد، خدا وی را می بخشید. ولی یزید هیچ گاه توفیق این کار را پیدا نکرد.

شرح:

از جمله نمازهای مستحب که بین نماز مغرب و عشا خوانده می‏شود «نماز غفیله» است که دو رکعت است و وقت این نماز بنا بر احتیاط بعد از نماز مغرب است تا هنگامی که سرخی خورشید از سمت مغرب به کلی ناپدید شود. بنابراین وقت نماز غفیله بنا بر احتیاط تا یک ساعت و نیم بعد از مغرب است و اگر بخواهد بعد از این زمان بخواند به قصد رجا و به امید ثواب باشد. در رکعت اول نماز غفیله باید پس از حمد به جای سوره، این آیه خوانده شود:

 

الف- "وَ ذَالنُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغَاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ فَنَادَی فِی‎الظُّلُمَاتِ أَنْ لَاإِلَهَ‎إِلاَّأَنْتَ

 

سُبْحَانَک إِنِّی کنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ نَجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَ کذَلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ."

 

و در رکعت دوّم پس از حمد به جای سوره این آیه را بخواند:

 

ب- "وَ عِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَیْبِ الَّتِی لَا یعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ وَ یعْلَمُ مَا فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ مَا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ الاَّ یعْلَمُهَا وَ لَا حَبَّةٍ فِی ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَ لاَ رَطْبٍ وَ لَا یَابِسٍ إِلاَّ فِی کتَابٍ مُبِینٍ.

 

و در قنوت آن بگوید:

 

ج- «أَللَّهُمَّ إِنِّی أَسْئَلُک بِمَفَاتِیحِ الْغَیْبِ الَّتِی لَا یعْلَمُهَا إِلاَّ أَنْتَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍوَآلِهِ وَ أَنْ تَفْعَلَ بِی کذَا وَ کذَا» و به ‌جای عبارت «کذَا وَ کذَا» حاجات خود را به زبان آورد و بعد از آن بگوید:

 

د- «أَللَّهُمَّ أَنْتَ وَلِیُّ نِعْمَتِی وَ الْقَادِرُ عَلَی طَلَبَتِی تَعْلَمُ حَاجَتِی فَأَسْئَلُک بِحَقِّ مُحَمَّدٍوَآلِ‎مُحَمَّدٍ

عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمُ السَّلَامِ لَمَّا قَضَیتَهَا لِی»

[ ۱۳٩۱/٥/٢٤ ] [ ٧:٥٠ ‎ق.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]

 

گوشه ای از خواص چهارقل تقدیم حضور مبارکتان

هر روز این چهار سوره مبارک را بخوانید و از شر انس و جن در امان بمانید.

۱- اخلاص (قل هوالله): سوره ایست مکی که در آن از توحید پروردگار و یگانگی او سخن میگوید و در چهار آیه کوتاه چنان توصیفی از یگانگی خداوند کرده است که نیازی به توضیح اضافه ندارد. در فضیلت خوآندن این سوره آورده اند که رسول اکرم فرمود :هرکه این سوره را تلاوت نماید گویی که یک سوم قرآن را تلاوت نموده است. نیز در خبر آمده است که رسول خدا بر جنازه “سعد بن معاذ” نمازگزارد ، در آن هنگام هفتاد هزار ملک - که جبراییل نیز در میان انها بود - بر جنازه او نمازگزاردند، رسول اکرم از جبراییل از علت حضور ملائک پرسید و او درپاسخ گفت: این میت کسی است که “قل هوالله” را در حال نشستن، ایستادن، سوارشدن، و پیاده روی و رفت وآمد قرائت مینمود.

 

۲- فلق: این سوره نیزمکی است ( یعنی درشهر مکه بر پیامبر خدا نازل شده است)، محتوای این سوره تعلیماتی است که خداوند به رسول اکرم به صورت خاص وبه سایر مسلمانان به صورت عام،در زمینه پناه بردن به ذات پاک او از شر همه اشرار می دهد.
پیامبر اکرم در فضیلت تلاوت این سوره فرموده است: ” ایاتی بر من نازل شده است که همانند آنها نازل نشده وآن دو سوره فلق وناس است.” همچنین از امام بار منقول است که هرکه در نماز” وتر”- نمازی یک رکعتی است که درنافله شب بجا می اورند- فلق و ناس و اخلاص را بخواند به او گفته می شود: ای بنده خدا! بشارت باد بر تو، که خداوند نماز وتر ترا قبول کرد.”

۳- ناس : در این سوره مکی نیز خداوند به پیامبرش به عنوان یک سرمشق و پیشوا و رهبردستور می دهد که از شر همه وسوسه گران به خدا پناه برد. نقل است که در ایام بیماری پیامبر اکرم جبرائیل نزد سر پیامبر نشست و میکائیل نزد پای او،جبرئیل سوره “فلق” را تلاوت کرد و پیغمبر را با آن در پناه خدا قرار داد و میکائیل سوره “ناس” را.

۴- کافرون :انچه از این سوره مکی به دست می آید آن است که مسلمین نباید در هیچ شرایطی در اساس دین و اسلام با دشمنان سازش کنند. از پیامبر اکرم نقل شده است که هرکه این سوره را تلاوت کند گوئی ربع قرآن را خوانده است.


 سورة الإخلاص - سورة ١١٢ - عدد آیاتها ۴ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (١) اللَّهُ الصَّمَدُ (٢) لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ (٣) وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ (۴)

سورة الفلق - سورة ١١٣ - عدد آیاتها ۵ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ (١)مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ (٢) وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ (٣) وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِی الْعُقَدِ (۴)وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ (۵)

سورة الناس - سورة ١١۴ - عدد آیاتها ۶ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ (١) مَلِکِ النَّاسِ (٢)إِلَهِ النَّاسِ (٣) مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ (۴) الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ (۵)
مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ (۶)

 

سورة الکافرون - سورة ١٠٩ - عدد آیاتها ۶ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

قُلْ یَا أَیُّهَا الْکَافِرُونَ (١) لا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ (٢) وَلا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ (٣) وَلا أَنَا عَابِدٌ مَا عَبَدْتُمْ (۴)وَلا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ (۵) لَکُمْ دِینُکُمْ وَلِیَ دِینِ (۶)

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢٤ ] [ ٧:٤٥ ‎ق.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]

 

 

 

این سوره مبارکه متعلق به امیرالمومنین (ع) است. آن را بخوانید و هر چه می خواهید از خدا بگیرید. اگر شبها خواب آشفته می بینیند، آن را قبل از خواب هر شب بخوانید.

التماس دعا.

 

 

سورة الواقعة - سورة 56 - تعداد آیات 96

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ ﴿١﴾ لَیْسَ لِوَقْعَتِهَا کَاذِبَةٌ ﴿٢﴾ خَافِضَةٌ رَافِعَةٌ ﴿٣﴾ إِذَا رُجَّتِ الأرْضُ رَجًّا ﴿۴﴾ وَبُسَّتِ الْجِبَالُ بَسًّا ﴿۵﴾ فَکَانَتْ هَبَاءً مُنْبَثًّا ﴿۶﴾ وَکُنْتُمْ أَزْوَاجًا ثَلاثَةً ﴿٧﴾ فَأَصْحَابُ الْمَیْمَنَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَیْمَنَةِ ﴿٨﴾ وَأَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ ﴿٩﴾ وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ ﴿١٠﴾ أُولَئِکَ الْمُقَرَّبُونَ ﴿١١﴾ فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ ﴿١٢﴾ ثُلَّةٌ مِنَ الأوَّلِینَ ﴿١٣﴾ وَقَلِیلٌ مِنَ الآخِرِینَ ﴿١۴﴾ عَلَى سُرُرٍ مَوْضُونَةٍ ﴿١۵﴾ مُتَّکِئِینَ عَلَیْهَا مُتَقَابِلِینَ ﴿١۶﴾ یَطُوفُ عَلَیْهِمْ وِلْدَانٌ مُخَلَّدُونَ ﴿١٧﴾ بِأَکْوَابٍ وَأَبَارِیقَ وَکَأْسٍ مِنْ مَعِینٍ ﴿١٨﴾ لا یُصَدَّعُونَ عَنْهَا وَلا یُنْزِفُونَ ﴿١٩﴾ وَفَاکِهَةٍ مِمَّا یَتَخَیَّرُونَ ﴿٢٠﴾ وَلَحْمِ طَیْرٍ مِمَّا یَشْتَهُونَ ﴿٢١﴾ وَحُورٌ عِینٌ ﴿٢٢﴾ کَأَمْثَالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَکْنُونِ ﴿٢٣﴾ جَزَاءً بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ ﴿٢۴﴾ لا یَسْمَعُونَ فِیهَا لَغْوًا وَلا تَأْثِیمًا ﴿٢۵﴾ إِلا قِیلا سَلامًا سَلامًا ﴿٢۶﴾ وَأَصْحَابُ الْیَمِینِ مَا أَصْحَابُ الْیَمِینِ ﴿٢٧﴾ فِی سِدْرٍ مَخْضُودٍ ﴿٢٨﴾ وَطَلْحٍ مَنْضُودٍ ﴿٢٩﴾ وَظِلٍّ مَمْدُودٍ ﴿٣٠﴾ وَمَاءٍ مَسْکُوبٍ ﴿٣١﴾ وَفَاکِهَةٍ کَثِیرَةٍ ﴿٣٢﴾ لا مَقْطُوعَةٍ وَلا مَمْنُوعَةٍ ﴿٣٣﴾ وَفُرُشٍ مَرْفُوعَةٍ ﴿٣۴﴾ إِنَّا أَنْشَأْنَاهُنَّ إِنْشَاءً ﴿٣۵﴾ فَجَعَلْنَاهُنَّ أَبْکَارًا ﴿٣۶﴾ عُرُبًا أَتْرَابًا ﴿٣٧﴾ لأصْحَابِ الْیَمِینِ ﴿٣٨﴾ ثُلَّةٌ مِنَ الأوَّلِینَ ﴿٣٩﴾ وَثُلَّةٌ مِنَ الآخِرِینَ ﴿۴٠﴾ وَأَصْحَابُ الشِّمَالِ مَا أَصْحَابُ الشِّمَالِ ﴿۴١﴾ فِی سَمُومٍ وَحَمِیمٍ ﴿۴٢﴾ وَظِلٍّ مِنْ یَحْمُومٍ ﴿۴٣﴾ لا بَارِدٍ وَلا کَرِیمٍ ﴿۴۴﴾ إِنَّهُمْ کَانُوا قَبْلَ ذَلِکَ مُتْرَفِینَ ﴿۴۵﴾ وَکَانُوا یُصِرُّونَ عَلَى الْحِنْثِ الْعَظِیمِ ﴿۴۶﴾ وَکَانُوا یَقُولُونَ أَئِذَا مِتْنَا وَکُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَئِنَّا لَمَبْعُوثُونَ ﴿۴٧﴾ أَوَآبَاؤُنَا الأوَّلُونَ ﴿۴٨﴾ قُلْ إِنَّ الأوَّلِینَ وَالآخِرِینَ ﴿۴٩﴾ لَمَجْمُوعُونَ إِلَى مِیقَاتِ یَوْمٍ مَعْلُومٍ ﴿۵٠﴾ ثُمَّ إِنَّکُمْ أَیُّهَا الضَّالُّونَ الْمُکَذِّبُونَ ﴿۵١﴾ لآکِلُونَ مِنْ شَجَرٍ مِنْ زَقُّومٍ ﴿۵٢﴾ فَمَالِئُونَ مِنْهَا الْبُطُونَ ﴿۵٣﴾ فَشَارِبُونَ عَلَیْهِ مِنَ الْحَمِیمِ ﴿۵۴﴾ فَشَارِبُونَ شُرْبَ الْهِیمِ ﴿۵۵﴾ هَذَا نُزُلُهُمْ یَوْمَ الدِّینِ ﴿۵۶﴾ نَحْنُ خَلَقْنَاکُمْ فَلَوْلا تُصَدِّقُونَ ﴿۵٧﴾ أَفَرَأَیْتُمْ مَا تُمْنُونَ ﴿۵٨﴾ أَأَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخَالِقُونَ ﴿۵٩﴾ نَحْنُ قَدَّرْنَا بَیْنَکُمُ الْمَوْتَ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِینَ ﴿۶٠﴾ عَلَى أَنْ نُبَدِّلَ أَمْثَالَکُمْ وَنُنْشِئَکُمْ فِی مَا لا تَعْلَمُونَ ﴿۶١﴾ وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الأولَى فَلَوْلا تَذَکَّرُونَ ﴿۶٢﴾ أَفَرَأَیْتُمْ مَا تَحْرُثُونَ ﴿۶٣﴾ أَأَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ ﴿۶۴﴾ لَوْ نَشَاءُ لَجَعَلْنَاهُ حُطَامًا فَظَلْتُمْ تَفَکَّهُونَ ﴿۶۵﴾ إِنَّا لَمُغْرَمُونَ ﴿۶۶﴾ بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ ﴿۶٧﴾ أَفَرَأَیْتُمُ الْمَاءَ الَّذِی تَشْرَبُونَ ﴿۶٨﴾ أَأَنْتُمْ أَنْزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنْزِلُونَ ﴿۶٩﴾ لَوْ نَشَاءُ جَعَلْنَاهُ أُجَاجًا فَلَوْلا تَشْکُرُونَ ﴿٧٠﴾ أَفَرَأَیْتُمُ النَّارَ الَّتِی تُورُونَ ﴿٧١﴾ أَأَنْتُمْ أَنْشَأْتُمْ شَجَرَتَهَا أَمْ نَحْنُ الْمُنْشِئُونَ ﴿٧٢﴾ نَحْنُ جَعَلْنَاهَا تَذْکِرَةً وَمَتَاعًا لِلْمُقْوِینَ ﴿٧٣﴾ فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّکَ الْعَظِیمِ ﴿٧۴﴾ فَلا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ ﴿٧۵﴾ وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِیمٌ ﴿٧۶﴾ إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ ﴿٧٧﴾ فِی کِتَابٍ مَکْنُونٍ ﴿٧٨﴾ لا یَمَسُّهُ إِلا الْمُطَهَّرُونَ ﴿٧٩﴾ تَنْزِیلٌ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿٨٠﴾ أَفَبِهَذَا الْحَدِیثِ أَنْتُمْ مُدْهِنُونَ ﴿٨١﴾ وَتَجْعَلُونَ رِزْقَکُمْ أَنَّکُمْ تُکَذِّبُونَ ﴿٨٢﴾ فَلَوْلا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ ﴿٨٣﴾ وَأَنْتُمْ حِینَئِذٍ تَنْظُرُونَ ﴿٨۴﴾ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْکُمْ وَلَکِنْ لا تُبْصِرُونَ ﴿٨۵﴾ فَلَوْلا إِنْ کُنْتُمْ غَیْرَ مَدِینِینَ ﴿٨۶﴾ تَرْجِعُونَهَا إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ ﴿٨٧﴾ فَأَمَّا إِنْ کَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِینَ ﴿٨٨﴾ فَرَوْحٌ وَرَیْحَانٌ وَجَنَّةُ نَعِیمٍ ﴿٨٩﴾ وَأَمَّا إِنْ کَانَ مِنْ أَصْحَابِ الْیَمِینِ ﴿٩٠﴾ فَسَلامٌ لَکَ مِنْ أَصْحَابِ الْیَمِینِ ﴿٩١﴾ وَأَمَّا إِنْ کَانَ مِنَ الْمُکَذِّبِینَ الضَّالِّینَ ﴿٩٢﴾ فَنُزُلٌ مِنْ حَمِیمٍ ﴿٩٣﴾ وَتَصْلِیَةُ جَحِیمٍ ﴿٩۴﴾ إِنَّ هَذَا لَهُوَ حَقُّ الْیَقِینِ ﴿٩۵﴾ فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّکَ الْعَظِیمِ ﴿٩۶﴾

[ ۱۳٩۱/٥/٢٤ ] [ ٧:٤۳ ‎ق.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]

 

1-آیه الکرسی ( تا هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ)

اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ

2-تسبیحات حضرت زهرا (س)

3-سوره توحید 3 مرتبه

4-صلوات بر محمد و آل محمد (ص) 3 مرتبه

5- آیه 2 و 3 سوره طلاق 3 مرتبه (نیمه آیه دوم و کل سوم)

وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا ﴿۲﴾  وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا ﴿۳﴾

التماس دعا

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٧:٠٥ ‎ب.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]

همه روزه روزه بودن،  همه شب نماز کردن

همه ساله حج نمودن ، سفر حجاز کردن

ز مدینه تا به کعبه سر  و  پا  برهنه رفتن

ز لب از برای لبیک ، به وظیفه باز کردن

به مساجد و معابد همه اعتکاف جستن

ز ملاحی  و مناهی همه احتراز کردن

شب جمعه ها نخفتن، به خدای راز گفتن

ز وجود بی نیازش طلب نیاز کردن

به خدا  هیچ کس را ثمر آن قدر نباشد

که به روی ناامیدی، در بسته باز کردن

 

*شیخ بهایی*

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٦:٥٩ ‎ب.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]

جانی خدا به ما داد و کتابی هم به ما داد. این کتاب کلمه اوست و این جان هم کلمه اوست. نه روح ما حرف مهمل است، و نه حرف مهمل در کتاب الهی راه دارد. همان طوری که قرآن را آویخت و نه انداخت، روح ما را هم آویخت و نه انداخت! گرچه همه نعمت‌ها از خداست: ما بکم من نعمه فمن الله؛ گرچه همه این نعمت‌ها مخزنی دارند: ان من شی ء الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا به قدر معلوم (حجر، ۲۱) گرچه همه نعمت‌ها از خدا نازل شده است، حتی انزلنا الحدید فیه بأس شدید (حدید، ۲۵) ، حتی انزل لکم من الانعام ثمانیه ازواج (زمر، ۶). این انزل به معنی خلق نیست. این انزال به معنای خود انزال است؛ منتها انزال کل شی ء بحسبه. همان طوری که باران فرستاد، گاو و گوسفند هم نازل کرد، آهن هم نازل کرد؛ منتها نزولش به نحو تجلی است، نه به نحو تجافی. همه این‌ها از آنجا نازل شده‌اند. طبق آیه سوره حجر،آنجا ریشه و مخزن همه این نعم است ؛ لکن این‌ها را از آنجا انداخت و نه آویخت! باران را انداخت، نازل کرد؛ آهن را انداخت، انعام را انداخت، ولی قرآن را نینداخت، قرآن را آویخت.

فرق انداختن و آویختن این است که باران طوری نیست که اگر کسی به آن تمسک واعتصام بکند، بالا برود. به آهن اعتصام بکند، بالا برود. به انعام اعتصام بکند، بالا برود؛ ولی قرآن را به عنوان حبل آویخت، فرمود: این حبل است، من این را نینداختم، مثل باران نیست. گرچه انا انزلناه فی لیله القدر، گرچه انزلناهُ فی لیله مبارکه (دخان، ۳) ، اما انزال حبل گونه است، نه انزال باران گونه. این آویختن است و نه انداختن؛ لذا فرمود: واعتصموا به حبل الله. این حبل (طناب) اگر انداخته باشد، خود طناب انداخته مشکل خودش را حل نمی‌کند، چه رسد به اینکه مشکل اعتصام کننده را حل کند! مثل باران؛ اگر کسی به باران بچسبد، نجات پیدا نمی‌کند. به آهن بچسبد، نجات پیدا نمی‌کند؛ چون انزال این‌ها به نحو انداختن است، نه به نحو آویختن؛ ولی قرآن کریم را که انزال کرد، به نحو آویختن بود.

در همان نصوص ثقلین آمده است که فرمود: این ثقل اکبر (قرآن کریم) که به طرف شما نازل شده و آویخته شده است، احد طرفیه بیدالله سبحانه و تعالی و الطرف الاخر بایدیکم: یک طرف قرآن به دست خداست، طرف دیگر به دست شماست. این را بگیرید و بالا بیایید. در چنین فضایی اعتصام معنا دارد: واعتصموا به حبل الله جمیعا (آل عمران، ۱۰۳) ، باهم بگیریم. این توان آن را دارد که نیاز همه شما را برطرف کند. طنابی نیست که اگر شش یا هفت میلیارد بشر، همه محکم آن را بگیرند، پاره بشود، مشکل آن را حل نکند! بعضی طناب‌ها هستند که آن ظرفیت و تار و پود مستحکم را ندارند که اگر عده زیادی به طرفش آمدند، نیاز همه را برطرف کند؛ اما قرآن آن حبل مستحکمی است که اگر میلیاردها بشر این طناب را بگیرند، هرگز باز نمی‌ماند، مشکل همه را حل می‌کند. هر که سوٌالی داد، جواب می‌دهد. هرکه درخواستی دارد، پاسخ می‌دهد. هرکه توسل و استشفایی دارد، این حل می‌کند. هرکس از هر راهی بخواهد برود، این می‌برد. چرا؟ چون احد طرفیه بیدالله سبحانه و تعالی. اگر یک طناب مستحکم ناگسستنی یک طرفش به دست خدای سبحان باشد که علی کل شی ء قدیر است، طرف دیگرش به دست مردم باشد، یقیناً این مردم، هم می‌توانند به پناهگاه خودشان بار یابند و هم همگان می‌توانند از کنار این حبل الهی بهره ببرند و استفاده کنند. این طور نیست که اگر عده زیادی به قرآن پناهنده شدند، مشکلی برای قرآن پیش بیاید!

آن جان ملکوتی هم که ذات اقدس اله به ما داد، به عنوان نفخت فیه من روحی، این را هم در بدن ما نینداخت، بلکه به بدن ما آویزان کرد، متعلق کرد. یک طرف این جان ما همیشه به دست اوست، طرف دیگرش در بدن! اینکه ما اعمال و عبادات را قربه الی الله انجام می‌دهیم، اینکه به ما فرمودند: اینما تولوا فثم وجه الله (بقره، ۱۱۵) به هر سمت رو بکنید، در هر زمان و زمین با خدا مناجات و گفتگو بکنید، راه باز است، برای اینکه روح ما را ذات اقدس اله در بدن حلول نداد، به نحو انداختن به بدن نداد، بلکه به نحو آویختن داد: احد طرفیه بیدالله سبحانه و تعالی.

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٦:٢٤ ‎ب.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]

حبل در قرآن کریم در چهار جا آمده است:

1- جزء 4 سوره مبارکه "آل عمران" آیه 103: 

وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْکُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَکُنتُمْ عَلَىَ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَکُم مِّنْهَا کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ لَکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ

ترجمه: و همگى به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید و نعمت‏خدا را بر خود یاد کنید آنگاه که دشمنان [یکدیگر] بودید پس میان دلهاى شما الفت انداخت تا به لطف او برادران هم شدید و بر کنار پرتگاه آتش بودید که شما را از آن رهانید این گونه خداوند نشانه‏هاى خود را براى شما روشن مى‏کند باشد که شما راه یابید.

2- جزء 4 سوره مبارکه "آل عمران" آیه 112:  

ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ أَیْنَ مَا ثُقِفُواْ إِلاَّ بِحَبْلٍ مِّنْ اللّهِ وَحَبْلٍ مِّنَ النَّاسِ وَبَآؤُوا بِغَضَبٍ مِّنَ اللّهِ وَضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الْمَسْکَنَةُ ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ کَانُواْ یَکْفُرُونَ بِآیَاتِ اللّهِ وَیَقْتُلُونَ الأَنبِیَاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ ذَلِکَ بِمَا عَصَوا وَّکَانُواْ یَعْتَدُونَ

ترجمه: هر کجا یافته شوند به خوارى دچار شده‏اند مگر آنکه به پناه امان خدا و زینهار مردم [روند] و به خشمى از خدا گرفتار آمدند و [مهر] بینوایى بر آنان زده شد این بدان سبب بود که به آیات خدا کفر مى‏ورزیدند و پیامبران را بناحق مى‏کشتند [و نیز] این [عقوبت] به سزاى آن بود که نافرمانى کردند و از اندازه درمى‏گذرانیدند

3- جزء 26 سوره مبارکه "ق" آیه 16:

وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ

ترجمه: و ما انسان را آفریده‏ایم و مى‏دانیم که نفس او چه وسوسه‏اى به او مى‏کند و ما از شاهرگ [او] به او نزدیکتریم


4- جزء 30 سوره مبارکه "المسد" آیه 5: 

فِی جِیدِهَا حَبْلٌ مِّن مَّسَدٍ

ترجمه: بر گردنش طنابى از لیف خرماست.

 

[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ٦:۱٠ ‎ب.ظ ] [ العبد ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

صفحات دیگر
امکانات وب